eitaa logo
🇮🇷 عکس‌نوشتہ‌سیاسی 🇮🇷
6.3هزار دنبال‌کننده
41.9هزار عکس
11.9هزار ویدیو
345 فایل
عکسنوشته‌شهدا @AXNEVESHTESHOHADA عکسنوشته‌‌ فرهنگ و حجاب @AXNEVESHTEHEJAB 💡پاسخگویی به شبهات @n_bande @hg1413 @sjd_k1401 📨 ارتباط با ما @KavoshGar12
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🇮🇷 عکس‌نوشتہ‌سیاسی 🇮🇷
ده سوال اول از فجج (فیروز آبادی،جهرمی،جهانگردی) #سؤال هشت ⚠ آیا به غربی‌ها #تضمین داده شده که #ای
ده سوال اول از فجج (فیروز آبادی،جهرمی،جهانگردی) نُه ⚠ آیا دولت تعهد داده در نیز تمام نیازهای مردم در بستر برطرف شود؟ اگر نه! پس چرا کشور در این در قهقرا نگه داشته شده است؟ ❌ را و کنید... ✊ 🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃 امام صادق فرمود: هر کس شادمان می گردد از اینکه از یاران حضرت مهدی علیه السلام باشد، باید منتظر باشد و به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار نماید و او منتظر [واقعی ] است. غیبت نعمانی، ص ۲۰۰ 🍃همچنین ایشان فرمودند: به یقین برای صاحب این امر غیبتی است، پس بنده خدا باید تقوای الهی پیشه کند و به دینش چنگ زند. ۲- کافی ج۲ باب فی الغیبه ص۱۳۲ 🌸 @AXNEVESHTEHEJAB
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 🌷عکسنوشته شهدا 🌷
ختم صلوات امروز به نیت 🌺 سهم هر بزرگوار 5صلوات 🌺 🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
هدایت شده از 🌷عکسنوشته شهدا 🌷
🍃🌹سجاد طاهرنیا؛ این شهید مدافع حرم حضرت زینب(سلام‌الله علیها) در سال 1364 در شهر رشت در خانواده‌ای ولایی و مذهبی چشم به جهان گشود. وی از کودکی عشق اهل بیت و خاندان عصمت و طهارت را در سینه می‌پروراند 🍃🌹 وی از دوران کودکی بسیار ساکت بود و بیشتر وقتش را به دلیل علاقه شدیدی که به خواهرش داشت، با او می‌گذراند. 🍃🌹سجاد بعد از گرفتن دیپلم راه و ساختمان، علاقه شدیدی برای ورود به سپاه از خود نشان می‌داد.و سرانجام سال 84 وارد سپاه شد. 🌹🍃دوران آموزشی خود را در همدان گذراند که در اواسط دوران آموزشی، از سپاه نیروی زمینی تهران یک سری نیروهای ورزیده را برای یگان صابرین انتخاب کردند و سجاد یکی از این نیروهای منتخب بود. 🌹🍃بعد از آموزش وارد صابرین تهران که شاخه‌ای از نیروی زمینی سپاه است شد، افزود: کار نیروهای صابرین به گونه‌ایست که اکثرا در مأموریت به سر می‌برند. 🌹🍃روز تاسوعا ساعت 8 یا 9 صبح عملیات می‌شود. یکی از دوستانش می‌گفت آتش سنگینی بود. ما در حرکت بودیم که دیدیم آقاسجاد ایستاد و شروع کرد زیر لب حرف زدن. چشمانش را هم بسته بود. ما فکر کردیم شاید ترسیده باشد. زدم پشتش و گفتم حالت خوبه؟ ترسیدی؟ چشمش را باز کرد و گفت نه، حالم خوب است، بهتر از این نمی‌شود. 10 قدم جلوتر که رفتیم، موشکی کنارشان برخورد کرده و آقاسجاد از ناحیه پهلو و پا آسیب می‌بینه. در مسیر بیمارستان هم مدام ذکر یازهرا می‌گفت و در بیمارستان شهید شد.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا