eitaa logo
🇮🇷 عکس‌نوشتہ‌سیاسی 🇮🇷
6.3هزار دنبال‌کننده
41.9هزار عکس
12هزار ویدیو
345 فایل
عکسنوشته‌شهدا @AXNEVESHTESHOHADA عکسنوشته‌‌ فرهنگ و حجاب @AXNEVESHTEHEJAB 💡پاسخگویی به شبهات @n_bande @hg1413 @sjd_k1401 📨 ارتباط با ما @KavoshGar12
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دیروز ۸۰ هزار نفر از مرز عبور کردند یعنی ۸ تا ۱۰ برابر سال گذشته در مدت مشابه ماشاالله ماشاالله 🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
او کسی است که برایتان از حس خودتان همسری آفرید تا به وسیله آنها آرامش بگیرید . سوره اعراف ، آیه ۱۸۹ #خانواده #همسرداری 🌸 @AXNEVESHTEHEJAB
بارها گفته‌ایم و بارها شنیده‌اند "با فوت کردن خورشید خاموش نمیشود" اما باز هم تلاش بیهوده... به فوت کردن ادامه دهید ما هم به نابود کردنتان ادامه میدهیم "ان الارض یرثها عبادی الصالحون" چه بخواهید چه نخواهید چه باور کنید چه نکنید نابودیتان نزدیک است #نحن_جنود_المهدی 🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI #اختصاصی_عکسنوشته_سیاسی
هدایت شده از یهتدون
طرف نوشته لردگان ،هولوکاستی دیگر، لرها به پاخیزید هر وقت برای قتل عام ۹ میلیون ایرانی بوسیله قحطی انگلیسی پاشدیم ۱ ثانیه ام برای ایدزی های لردگان بیشتر میایستیم😂😂😂 ✍مـحـمــ🔆ــد 💯 % یهتدونی باشيم 😎 👇 @yahtadoon
🌷خاطرات جذاب و خواندنی نصرالله از دیدار با مقام معظم رهبری سید حسن نصرالله: یک زمانی ما از سختی ها خسته شده بودیم در دهه نود شرایط سختی داشتیم ، وضعیت داخلی و مشکلات رژیم صهیونیستی دشواری های زیادی برای ما به همراه داشت آن موقع من جوان بودم و ریش هایم هنوز سیاه بود اما بار بر دوشم سنگینی می کرد گاهی به ایران می آمدم نزد ایشان(رهبر انقلاب) رفتم و گفتم چه کنم تا سنگینی بار این مشکلات را تحمل کنم؟ ایشان فرمودند تو هنوز جوانی من با این ریش های سفیدم به شما نصیحتی می کنم ،طبیعی است انسان در حرکتش با چالش ها و دشواری هایی روبرو شود دشمنان و دوستان غالبا موجب ناراحتی انسان می شوند اما اذیت دوستان سنگین تراست ،انسان خسته می شود نیاز به راهنما دارد ،کسی که دستش را بگیرد و به وی آرامش دهد در همه مشکلات ، خدا را داریم به کس دیگری نیاز نداریم، خداوند با رحمت و لطفش به ما اجازه داده که وی را بخوانیم و خطاب قرار دهیم در هرحال و صورت و هرزمان که احساس خستگی می کنی توصیه می کنم وارد اتاقی شوی تنها ده دقیقه یک ربع با خدا صحبت کنی ما معتقدیم خدا علیم، بصیر، سمیع و حکیم است همه نیازهای ما در هر صورت نزد خداست با او سخن می گویئم نیازی نیست با دعاهای خاصی وی را بخوانی با زبان خودت در قلب خودت با زبان عامیانه با او مناجات کن خدا می شنود خدا جواد و کریم است اهل کرم ،مغفرت و هدایت است ، خدا به تو آرامش و قدرت می دهد دستان تو را می گیرد از روی تجربه می گویم از همان زمان من به این توصیه گوش می کنم، برکتهایی از این توصیه دیدم زیرا هر اندازه راه دشوار باشد خدا راه‌هایی را برای ما باز می کند خداوند کریم است خیلی کریم است. 🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ادابازی را ببینید.یک کشته درلردگان زنده میشود،لباسش رامرتب میکند ودوباره میمیرد! اولا اینهامردم لردگان نیستندومردم درتجمعی مقابل نیروی انتظامی خواستار برخوردباآشوبگرانی شدند که خواسته هایشان رابه حاشیه بردند ثانیامردم ایران استادباورنکردن این بازیها شده اند 🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
‌موفق به تولید انواع سلاح‌های پیشرفته شده‌ایم‌ / از بیگانگان هیچ هراسی نداریم‌ 🔸امروز با عنایت به خداوند و رهبر معزز انقلاب و با تلاش جوانان متخصص در نیروهای مسلح و سپاه موفق به تولید انواع سلاح‌های پیشرفته شده‌ایم و نگرانی از سمت دشمن نداریم. 🔸۴۰ سال است که با اقتدار مقابل دشمن ایستادگی کردیم و امروز نیز مقابل استکبار جهانی ایستاده‌ایم، تنها ترس ما از برخی عوامل داخلی است و از بیگانگان هیچ هراسی نداریم. 🔸همدلی و پیروی از مقام معظم رهبری تنها راه غلبه بر دشمن است. 🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
اگر  «علیه السلام»از آنِ ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می‌افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری برپا می‌کردیم و تمام مردم جهان را را با نام حسین «علیه السلام» مسیحی میکردیم (چارلزدیکنز) 🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI اختصاصی__عکسنوشته_سیاسی
در جامعه ای که دسترسی به انواع لذت های جنسی آسان و فراوان باشد ، افراد به ندرت ارضای کامل و صحیح غریزه ی جنسی را تجربه می کنند لذا عشق در روابط زناشویی کاهش یافته و افراد به مانند گرسنگان که هرگز سیر نمی شوند ، دائما در طمع کسب لذت بیشتر و ارضای تنوع طلبی خویش بوده و به همین دلیل به انحرافات جنسی کشیده می شوند . #حجاب_عفاف 🌸 @AXNEVESHTEHEJAB
🇮🇷 عکس‌نوشتہ‌سیاسی 🇮🇷
✨﷽✨ #داستان_مذهبی #رمان_عاشقانه_دو_مدافع ════════ ✾💙✾💙✾ #قسمت_سی‌وهفتم تلویزیوݧ عکسهاے شهداے س
✨﷽✨ ════════ ✾💙✾💙✾ بعد از قضیہ‌ے امروز کہ ماماݧ فکر کرده بود اردلاݧ و دیده بحث شد... اردلاݧ تعجب زده نگاهموݧ میکرد😳 و سرشو میخاروند. بعد هم دستشو انداخت گردݧ ماماݧ و گفت :ماماݧ جاݧ مارو اوݧ جلو ملوها راه نمیدݧ کہ، ما از پشت بچہ‌ها رو پشتیبانے میکنیم😁 لبخند پررنگے رو لب ماماݧ نشست😊 و دست اردلاݧ و فشار داد. یواشکے بہ دستش اشاره کردم وبلند گفتم: پشتیبانے دیگہ چشماش گرد شد😐،طورے کہ کسے متوجہ نشہ، دستش و گذاشت رو دماغش، اخم کرد و آروم گفت: هیس بعد هم انگشت اشارشو بہ نشونہ ے تحدید واسم تکوݧ داد.👆 خندیدم😁 و بحث و عوض کردم: خوب داداش سوغاتے چے آوردے؟؟؟ دوباره چشماشو گرد کرد رو بہ علے آروم گفت: بابا ایݧ خانومتو جمع کݧ امشب کار دستموݧ میده‌ها... زدم بہ بازوشو گفتم چیہ دوماهہ رفتے عشق و حال😍 و پشتیبانے و ایݧ داستانا یہ سوغاتے نیوردے؟؟؟ خندید و گفت چرا آوردم بزار برم کولمو بیارم🎒 ݧه داداش بشیݧ مݧ میارم رفتم داخل اتاقشو کولہ‌ے نظامیشو برداشتم خیلے سنگیݧ بود از گوشہ یکے از جیب‌هاش یہ قسمت از یہ پارچہ‌ے مشکے زده بود بیروݧ😳 کولہ رو گذاشتم زمیݧ گوشہ‌ے پارچہ رو گرفتم و کشیدم بیروݧ یہ پارچہ‌ے کلفت مشکے کہ یہ نوشتہ‌ے زرد روش بود چشمامو ریز کردم و روشو خوندم "لبیک یا زینب "کہ روے ایـݧ نوشتہ‌ها لکه‌هاے قرمز رنگے بود پارچہ رو بہ دماغم نزدیک کردم و بو کردم متوجہ شدم اوݧ لکہ‌هاے خونہ😱 لرزه‌اے بہ تنم افتاد و پارچہ از دستم افتاد احساس خاصے بهم دست داد نفسم تنگ شده بود صداے قلبم و میشندیدم💗 نمیفهمیدیم چرا اینطورے شدم چند دیقہ گذشت اردلاݧ اومد داخل اتاق کہ ببینہ چرا مݧ دیر کردم. رو زمیݧ نشستہ بودم و بہ یہ گوشہ خیره شده بودم😶 متوجہ ورود اردلاݧ نشدم اردلاݧ دستش و گذاشت رو شونمو صدام کرد:اسماء؟؟؟ بہ خودم اومدم و سرمو برگردوندم سمتش چرا نشستے ؟؟مگہ قرار نبود کولہ🎒 رو بیارے؟؟؟ بلند شدم و دستپاچہ گفتم إ إ چرا الاݧ میارم. کولہ رو برداشت و گفت :نمیخواد بیا بریم خودم میارم کولہ رو کہ برداشت اوݧ پارچہ از روش افتاد یہ نگاه بہ مݧ کرد یہ نگاه بہ اوݧ پارچہ👀 اسماء باز دوباره فوضولے کردے ؟؟؟ سرنو انداختم پاییݧ و با صداے آرومے گفتم: ببخشید داداش ایـݧ چیہ؟؟؟؟؟ چپ چپ نگاهم کرد و کوله پشتے و گذاشت زمیـݧ آهے کشید و گفت : بازوبند رفیقمہ شهید شد🌷 سپرده بدم بہ خانومش داداش وقتے گرفتم دستم یہ طورے شدم😔 خوب حق دارے خوݧ شهید روشہ اونم چہ شهیدے هر چے بگم ازش کم گفتم😔😭 داداش میشہ بگے؟ خیلے مشتاقم بدونم درموردش ݧه الاݧ نمیشہ مامانینا منتظرݧ باید بریم با حالت مظلومانہ‌اے بهش نگاه کردم و گفتم :خواهش میکنم إ اسماء الاݧ مامانینا فکر میکنݧ چہ خبره میاݧ اینجا بعد ایݧ بازو بندو ماماݧ ببینہ میدونے کہ چے میشہ. دستمو گرفت و بازور برد تو حال، با بے میلے دنبالش رفتم و اخمهام تو هم بود😣 همہ‌ے نگاهها چرخید سمت ما لبخندے🙂 نمایشےزدم و کنار علے نشستم علے نگاهم کردو آروم در گوشم گفت: چیزے شده؟؟؟ اخمهات و لبخند نمایشیت باهم قاطے شده 😣🙂 همیشہ اینطور موقع ها متوجہ حالتم میشد خندیدم😁 و گفتم :ݧه چیز مهمے نشده حس کنجکاوے همیشگے مݧ حالا بعدا بهت میگم لبخندے زد و گفت: همیشہ بخند، با خنده خوشگلترے😍 اخم بهت نمیاد لپام قرمز شد و سرم و انداختم پاییݧ .هنوزهم وقتے ایݧ حرفارو میزد خجالت میکشیدم😅 اردلاݧ کولشو باز کرده بود و داشت یکسرے وسیلہ ازش میورد بیروݧ همہ چشمشوݧ👀 بہ دستاے اردلاݧ بود اردلاݧ دستاشو زد بہ همو گفت: خب حالا وقت سوغاتیہ البتہ اونجا کسے سوغاتے نمیگیره فقط بچہ‌هاے پشتیبانے میتونݧ.😁 یہ قواره چادر مشکے رو از روے وسایلے کہ جلوش گذاشتہ بود برداشت و رفت سمت ماماݧ چهار زانو روبروش نشست: بفرمائید مادر جاݧ خدمت شما بعدش هم دست ماماݧ بوسید😘 ماماݧ هم پیشونے اردلاݧ و بوسید و گفت :پسرم چرا زحمت کشیدے سلامتے تو براے مݧ بهتریݧ سوغاتے❤️ یہ قواره چادرے هم بہ مݧ داد و صورتمو بوسید😘 در گوشم گفت لاے چادرتم یہ چیزے براے تو و علے گذاشتم اینجا باز نکنیا همہ منتظر بودیم کہ بہ بقیہ هم سوغاتے بده کہ یہ جعبہ شیرینے و باز کرد و گفت :اینم سوغاتے بقیہ شرمنده دیگہ اونجا براے آقایوݧ سوغاتے نداشت، ایݧ شیرینیا رو اینطورے نگاه نکنیدا گروݧ خریدم. همگے زدیم زیر خنده😂😂 📝 ... ⇩↯⇩ ✍ خانم علی‌آبـــــادی 🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا