❣ #سلام_امام_زمانم❣
همیشه
تو را👤 کنارخود کم داریم
#چشمان تر از بارش شبنم داریم
#برگرد بیا که تا نفس تازه کنیم
هر روز به تو♥️ نیاز مبرم داریم
#اللهم_عجل_لولیک_الفـرج 🌸🍃
🍃🌹🍃🌹
هدایت شده از 🌷عکسنوشته شهدا 🌷
ختم صلوات امروز به نیت
#شهید_محسن_پایمرد
🌺 سهم هر بزرگوار 5صلوات 🌺
🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
هدایت شده از 🌷عکسنوشته شهدا 🌷
🍃🌹نقطه صفر مرزی ایران و پاکستان بودند داشتند جیره های غذایی می بردند برای پاسگاه های بعدی.هنگام برگشت اشرار برایشان کمین می کنند.در ان زمان دیگر نمی توانستند دور بزنند و اشرار شروع به تیراندازی می کنند.اولین تیر به راننده می خورد و هنگامی شهید پایمرد بلند می شوند تا اسلحه را بردارند دومین تیر به شهید پایمرد برخورد می کند و چندتا تیرهم شلیک می کند و چون گلوله دو زمانه بوده در سینه این بزرگوار منفجر می شود و به درجه رفیع شهادت نائل می گردد.
هدایت شده از 🌷عکسنوشته شهدا 🌷
🍃🌹خاطرات
لباس کار کشاورزیاش را عوض کرد و روی زین نشست. دویدم و فرمان موتور را گرفتم: - تو تازه از سرِ زمین اومدی، پیاده شو من میرم. هندل موتور را زد. چشمهایش از خستگی قرمز شده بود. خواستم به سمت خانه بروم و تا محسن از چنگم درنرفته آماده شوم و برگردم اما او گفت: - پیرمرد همسایه از من خواست که براش بخرم. خودمم میرم. گاز موتور را گرفت و از جا کنده شد. همان طور که مبهوت آن همه جوانمردیاش ایستاده بودم با خودم گفتم: - کاش یه نونوایی توی روستامون بود که محسن با این همه خستگی مجبور نمیشد هر دفعه برای نون خریدن بره اون روستا 2 ساعت یازده یک خانمی آمد در خانهمان و در زد: - کیه؟ - سلام ببخشید منزل شهید پایمرد اینجاست - بله ... بفرمایید آمد داخل. زن باوقار و جاافتادهای بود. چند قوطی کمپوت هم با خودش آورده بود. هر چقدر به ذهنم فشار آوردم نشناختم اش. نمیدانستم از کجا فهمیده بود که مادرم مریض است و کم خون. مقداری که گذشت خودش ماجرا را تعریف کرد: «من مادر شهیدام. اهل «گالیکش» هستم. دیشب پسرم آمد به خوابم. محسن شما هم همراهش بود. محسن از من خواست که به شما سر بزنم و بیایم عیادتتان. نمی دونید چقدر گشتم تا خونه شما رو پیدا کردم. کمپوتها رو هم محسن گفت بخرم!». اشک در چشمانمان حلقه زد. وقتی محسن بود خیلی هوای مادر را داشت. سالها قبل به خاطر بیماری پدر، مادرم مجبور شد کار کند. گندم پاک میکرد. زمین کشاورزی مردم را سم پاشی میکرد. حتی گاهی اوقات میرفت برای شستن رختهای مردم. محسن با این که بچه سال بود ابراز ناراحتی میکرد و مرتب میگفت: - مادر من کار میکنم تا تو مجبور نباشی اینجوری به زحمت بیفتی و خسته بشی ... با یادآوری این خاطرات بغض مادر ترکید ...
🔸خانهداری، اصلیترین نقش زن
🔺اصلیترین نقش یک زن، از نظر اسلام همین نقش خانهداری است منتها مهم این است که خانهداری به معنای خانهنشینی نیست. بعضی اینها را باهم اشتباه میکنند وقتی میگوییم خانهداری، خیال میکنند میگوییم در خانه بنشینید هیچ کار نکنید، هیچ وظیفهای انجام ندهید، تدریس نکنید، مجاهدت نکنید، کار اجتماعی نکنید، فعالیتهای سیاسی نکنید، معنای خانهداری این نیست.
📌 دیدار اقشار مختلف بانوان با رهبر انقلاب
۱۴۰۱/۱۰/۱۴
#اصلیترین_نقش_زن_ازنظر_اسلام
#دیدار_بانوان_با_رهبر
🔺در مسئلهی زن موضع ما در قبال مدعیان ریاکار غربی موضع مطالبه است، موضع دفاع نیست. در قضیهی زن اینجوری است، دنیا مقصر است، دنیا که میگویم یعنی همین دنیای غرب و فلسفهی غربی و فرهنگ غربی موجود البته غرب متجدد به قول خودشان مدرنیته، غرب متجدد یعنی همینی که از حدود دویست سال پیش به این طرف در همهی شئون زندگی حرفی ابراز کرده، ما در قبال اینها مطالبه کنندهایم اینها نسبت مسئلهی زن گناهکارند، مقصرند، جداً، ضربه زدند، جنایت کردند.
📌 دیدار اقشار مختلف بانوان با رهبر انقلاب
۱۴۰۱/۱۰/۱۴
#مطالبه_در_مسئله_زن
#دیدار_بانوان_با_رهبر
#مدعیان_غربی_ریاکار
🔺وقاحت غرب اینجا ظاهر میشود که اینها با این همه ضربهای که به زن، به حیثیت زن و به کرامت زن وارد آوردند خودشان را پرچمدار حقوق زن وانمود میکنند.
📌 دیدار اقشار مختلف بانوان با رهبر انقلاب
۱۴۰۱/۱۰/۱۴
#دیدار_بانوان_با_رهبر
#وقاحت_غرب
#حقوق_زنان
🔴 شکل گیری خط جدید نفاق
اسلام صورتی خطرناکتر از اسلام رحمانی هست . اصلاحطلبان و غربگرایان پرچمدار اسلام رحمانی بودند میخواستند اسلام را از محتوای انقلابی و بنیادین خالی کنند. اسلام صورتی هم دنبال همین مسئله است اما پرچمدارانش ظاهر حزب الهی و انقلابی دارند . جریان نفاق جدید از دل همین حزب الهی های صورتی شکل میگیرد
این طرح رو برای حمایت از مهدی ترابی طراحی کردم و کلی وقت گذاشتم براش لطف حمایت کنید 😊
شهید مرتضی آوینی:
در مملکت ما همه آزادند
بجز حزباللهی ها :)
#ترابی_تنها_نیست
#جان_فدا
#امام_زمان