[ دچار باید بود!
و گرنه زمزمه ی حیات
میان دو حرف، حرام خواهد شد.
و عشق،
سفر به روشنیِ اهترازِ خلوت اشیاست.
و عشق،
صدای فاصلههاست.
صدای فاصلههایی
که غرق ابهامند .. ]
± جایت، کنارم خالیست!
مثلِ نبات کنارِ چای ،
مثلِ گلپر رویِ انار ،
مثلِ بویِ نم؛ وقت باریدنِ باران ،
مثلِ برگهایِ طلایی در پاییز
همینقدر ساده،
همینقدر مهم،
همینقدر حیاتی ..🧡!"