ادعای آزادی بیانشان گوش عالم را کر کرده و تا کسی با لباس متفاوت و مسلک مذهبی دهان باز میکند چنان اسب رم کرده یورش میبرند و هر چه از بدو تولد ناسزا یاد گرفته اند نسارش میکنند بعد لبخند ژوکوند تحویلمان میدهند .
دهانشان بوی فاضلاب و نشخوار مغز های پوسیدهی قرن های گذشته را میدهد و میگویند با ما علمی حرف بزن و تجدید نظری بر افکارت کن .
ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم
بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم
برما کرمی کن دراین شهر،گداییم .