عزادار اونیه که بچه شو لخت کردن انقدر زدن تا جون داد؛
عزادار اونیکه به طمع انگشتر انگشتش و بریدن بردن؛
عزادار اونیکه امروز از سرجدایی همسرش و مثله کردنش حرف میزد؛
عزادار اون نوعروس که زبونش مهر شده از وحشت چیزایی که شنیده؛
نه توی بیشرفی که با افتخار سر بالا میکنی میگی دست ما بود همه شونو تیکه تیکه میکردیم .
الحمدلله که ماه رمضان دوباره اومد و حال دل من که هیچی بوی زولبیا و آرد تفت داده شده و نبات و سبزی و آش رشته و شله زرد و یا ابلفضل 😁🤌🏼 .