دیوار زندگیم همینطور بی سرو صدا پرو خالی میشه اینکه چی، چقدر، تا کجا بمونه رو اون دیوار نه فرمول داره نه حدس زدنیه !!
یه وقت دیدی دیوونه شدم از دیوار گندمت زیر پا لهت کردم و همونجوری که با صورت داغون بهم نگاه میکنی آتیشت زدم .
از کل حرفاش این به دلم نشست:
«برا این دنیا شاخ و شونه نکشید
برای خدای این دنیا قلدر بازی در نیارید» .
بعضی دوست داشتنیامونم که باعث جمع شدن صورت بقیه میشه رو
بیشتر دوست دارم ،
ملت نه، ولی من ؛ جار میزنمشون تا راحت تر دل بِکَنن .
بعضی وقتا هم دلم برات میسوزه!!
با اونهمه احساسات فوران کرده میای تعریف میکنیـ…، منطقی ترین چیزی که میشه بشنوی تحویلت میدم ؛
ببخش فقط دارم سعی میکنم آمادت کنم… .