و وقتی تندیس زیبایی که ساختم را شکست فهمیدم مجسمه ساز خوبی نیستم
آدم خوش خیال را چه به ساختن تمثالِ خلقالله .
_ عدم .
ازت دورم اما، خوشم با خیالی که هر شب باهامه، تو هر روز و حالی
بهار آمدو جان مارا با خود برد و تو هنوز نیامدی .