eitaa logo
عدم .
693 دنبال‌کننده
50 عکس
11 ویدیو
0 فایل
صرفا جهت ِثبت ِلحظات ِزندگانی . #چاي‌پرسن ☕ روح ِاین شخص ؛ متعلق به دههٔ‌ ٥٠ است . کپی ؟ به‌هیچ‌وجه راضی نیستم .
مشاهده در ایتا
دانلود
- بابا و باب‌القبله ؛ دنبال ِیه کنج ِتک‌نفره برای خودم می‌گشتم ؛ دخترم دیگه ! از سال ِقبل تا حالا کلي حرف داشتم تا مو به مو تعریف کنم .. تو حرم بیشتر‌‌از قبل ، امنیت رو حس می‌کردم ، حس می‌کردم دوباره زنده شدم . به زندگی بازگشتن ؛ کنار ِکسی‌که همیشه و همه‌جا تکیه‌گاه و پناه ِروزها و شب‌های زندگی‌م بوده و هست .. دروغ چرا ؟ جانم برایش تنگ شده بود : ))
کنید برسه به دستشون ..
اگر محتوا باب ِمیلتون نیست ، و سین نمی‌زنید ، با احترام لفت بدید ، مچکرم .
کلمات‌م تمام شده‌است ؛ چشمانم را بخوان ..
هفت‌صد تایی شدنت مبارك ؛ عدم ِمن ( :
- مشایة و طریق‌الحسین ؛ نوای ِالی‌الله ، سفره الی‌الله طنین ِصدایی بود که از ابتدای مسیر همراهی‌ام می‌کرد . پای‌برهنه یا کفش ِچرمی ، فرقی نداشت ؛ همه به سمت ِنوری حرکت می‌کردند که همه را در آغوش می‌کشید ..
- دل به دل‌دار می‌رسد ؛ از اربعین ِسال ِپیش ، تا حالا .. منتظر ِاین لحظه بودم .. لحظه‌ای که چشمانم به گنبد ِحضرت ِقمر منور شد ؛ اذن ِدخول را از عمو گرفتم و راهی ِحرم ِامن ِاو شدم .. دلم برای بابا تنگ شده‌بود ( : بین‌الحرمین را دوان‌دوان تا حرم ِبابا دویدم .. لحظه‌ی ورود به حرمش ؛ احساس ِکودکی را داشتم که بعد از یک‌سال می‌‌خواهد خودش را در آغوش ِامن ِپدرش غرق کند ..
تیکهٔ‌کتاب ‹ سربرخاك ِدهکده › ..