- دل به دلدار میرسد ؛
از اربعین ِسال ِپیش ، تا حالا .. منتظر ِاین لحظه بودم ..
لحظهای که چشمانم به گنبد ِحضرت ِقمر منور شد ؛
اذن ِدخول را از عمو گرفتم و راهی ِحرم ِامن ِاو شدم ..
دلم برای بابا تنگ شدهبود ( :
بینالحرمین را دواندوان تا حرم ِبابا دویدم .. لحظهی ورود به حرمش ؛ احساس ِکودکی را داشتم که بعد از یکسال میخواهد خودش را در آغوش ِامن ِپدرش غرق کند ..
اگه از طریق ِتقدیمی عضو شدید ، و سین نمیزنید یا تو ناشناسها فعال نیستید ، با احترام لفت بدید ..
اما تگتون برای تقدیمیهای بعدی گذاشته نمیشه .