هدایت شده از دیدگاه
داشتم به این فکرمیکردم که خدا چه حسی داره که من یکی از بندههاشم
هدایت شده از دیدگاه
چه حسی داره ازینکه وقتی انسانو خلق کرد به خودش تبریک گفت و من الان یکی از همونام و آیا بخاطر من به خودش تبریک میگه؟
هدایت شده از دیدگاه
نه
نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه
هدایت شده از خدافظیی!
وقتی یه نفر که خیلی با شخصیتش کنار نمیام تازه شروع میکنه به طرفداری و دوست داشتنِ چیزی که من خیلی وقته دوست داشتم- یه حسِ مالکیتی بهم دست میده و این شکلیم که : از مورد پسند واقع شده های من دورشووو!
هدایت شده از خدافظیی!
تمام زندگیم در حالِ خواستن بودم.
خواستنِ همه چیز. و این- تا حالا خیلی به سودم نبوده.
میخواستم یادبگیرم؛ شطرنج، والیبال، فوتبال، فوتسال، شمشیر بازی، روسی، اسپانیایی، عربی، انگلیسی، گلدوزی، خیاطی، آشپزی، اسکیت بورد، دوچرخه سواری، جوجوتسو، کد مورس، نویسندگی، گویندگی، نقاشی، گرافیک، عکاسی، قنادی، ادیت، ژاپنی، ریاضی، ستاره شناسی، فیزیک، فلسفه، بازیگری، ادبیات، تاریخ، بافتنی، سفالگری، طراحی.
میخواستم داشته باشم؛ پول، کتاب و کتابخونه، کفش و لباس، دفتر و هایلایتر، اکسسوری و کیف، میکروفون و دوربین، وسیله و کنسول، گل و گیاه، فیگور و کمیک، بوم و رنگ، قلمو و دفتر، توپ و بازم کفش، عروسک و پتو، ایده، تجربه، تفاوت، هوش.
ولی نمیشه همه چیز رو باهم داشت. اَه.