انتقام
قسمت سوم
برگشتمسر خونه زندگیم. به شوهرم گفتم حق با توعه و این اشتباه رو بزار به پای حسادت زنانه. ایشون هم خوشحال شد و بدون اینکه بگه رفت برام طلا خرید که خوشحالم کنه.
دو روز پیش من بود دو روز پیش زن دومش. رو تصمیمم جدی بودم. باید صبد میکردم تا زنش بچهای بدنیا بیاره. حدسم درست بود و اون زن برای اینکه جای پاش رو محکم کنه فوری بار دار شد.
از وقتی باردار شد انقدر بهانه گرفت تا شوهرم دیگه پیش من نیاد. هشت ما فقط تلفنی حال ما رو میپرسید. دخترام دلشون برای پدرشون تنگ شده بود ولی انگار اون دلش از سنگ بود. من هم هیچ اصراری نکردم برگرده. تا ببینم کی به خودش میاد. چهار ماه بعد از زایمان زنش اومد دخترا باهاش قهر بودن اما من که توی سرم نقشهای براش داشتم روی خوش نشون دادم و چیزی نگفتم و اعتراضی نکردم
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥زهرا(س)فدای علی(ع)
👤حجت الاسلام و المسلمین دانشمند
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥وقتی میمیرن بیدار میشن....
👌حتما ببینید.
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تلاش شیطانو 👿ببینید.👆👆
👌این کلیپ خرافات نیست عین واقعیته ولی انسانِ به قول خودش روشنفکر، همیشه برای فرار از واقعیت توجیه دارد.
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از نشانه هایی که اهل دنیا دارن زود جوش میارن...😡
🎤 استاد شیبانی فر
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونایی که تو اینستاگرام زیاد میچرخن حواسشون باشه از هرچی دارن متنفر میشن...‼️
🎙دکتر سعید عزیزی
408.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در عبادت بیحالم ...‼️
✌️دو چیز باعث تاریکی و بیحالی در عبادات میشود؛
🔻زیاد حرف زدن با نامحرم
🔻زیاد خوردن
علامه_حسن_زاده_آملی
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📿🤲🏻أین الرّجبیون*🤲🏻📿
ماه رجب فرا رسید، ماهی که
اولین روزش باقری
سومینش نقوی
دهمینش تقوی
سیزدهمینش علوی
نیمه اش زینبی
بیست و پنجمش کاظمی
بیست و هفتمش محمدی است
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ مولودهای بابرکت ماه رجب
💖حلول ماه مبارک #ماه_رجب و
#میلاد_امام_محمد_باقر علیه السلام مبارک
@sulook
انتقام
قسمت چهارم
چند ماهی گذشت و شوهرم بیشتر تمایل داشت اون سمت بره. زن و بچهی جدیدش رو بیشتر دوست داشت. هیچ خبری از عدالت نبود. من دیگه ازش دل بریده بودن و فقط به انتقام فکر میکردم. هم از خودش هم از زنش. بچهش ۹ ماهش بود که زنش دوباره باردار شد. یه شب که اومد خونه بهش گفتم عزیزم تو انقدر پولداری حقت این نیست دو تا زن داشته باشی. برو زن سوم هم بگیر. فکر رو انداختم تو سرش و خودم رو کشیدم کنار.سه ماه بعد زایمان زنش، اقدام کرد. رقت خواستگاری منشی کارخونه. اونا هم با اطلاع اینکه دو تا زن داره جواب بله دادن. پول، چشمشون رو کور کرده بود. زن دیگهای حاضر شده بود آوار بشه رو زندگی دیگران.
یه روز تو خونه نشسته بودم که زن دومش اومد.با گریه و التماس که بیا جلوش رو بگیریم. نزاریم دوباره ازدواج کنه.
خیلی دلم خنک شد. یاد اون روزی افتادم که گریه میکردم و محلم نمیداد. گفت پولداره بزار بگیره. لبخندی بهش زدم. گفتم عزیزم وقتی تواناییش رو داره بزهر بره بگیره.