#وفات_حضرت_رباب
اگر گهواره را پس داده بودند
دلش خوش بود با طفلی خیالی 💔
پ.ن: ۲۱ #ماه_رجب به روایتی روز وفات خانوم #حضرت_رباب(س) هستش...
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 روایت دردناکی از ماجرای شهادت شهید سوسنگردی که بعثیها مقابل چشمان خواهرش دستانش را به نفربر بستند بعد سوزاندند اما او فریاد میزد الله اکبر خمینی رهبر!
#عروس۱
من تو یکی از روستاهای کشور به دنیا اومدم. پدرم تو سن کم منو شوهر داد به مردی که از نظر مالی وضعیت خوبی داشت، ولی اخلاقش واقعاً غیرقابلتحمل بود. از همون اول فهمیدم که براش مهم نبود من چی میخوام یا چی فکر میکنم. انگار فکر میکرد وظیفهش فقط اینه که برام غذا و لباس فراهم کنه. همیشه میگفت: "تو که همه چی داری، دیگه چی میخوای؟ بقیه چیکار میکنن که تو میخوای فرق داشته باشی؟"
اما هیچکس نمیفهمید که اون "همهچیز داشتن" از بیرون فقط یه نمایش بود. مردم به مسافرتها و خونهمون حسادت میکردن، ولی نمیدونستن که توی هر مسافرت، هر مهمونی و حتی هر روز عادی، اخلاق بد شوهرم مثل یه زخم تازه روحمو میخورد. هر اتفاق کوچیکی باعث میشد عصبانی بشه، و همه چیز رو به ما کوفت کنه.
از طرف دیگه، خانوادم همیشه میگفتن که تحت هر شرایطی نباید از شوهرت جدا بشی.
برای همین، به زندگی ادامه دادم. سعی میکردم این سختیها رو تحمل کنم، چون راه دیگهای نداشتم. بعد از چند سال، خدا یه پسر به ما داد. اون روزا یه امیدواری توی دلم زنده شد. تمام تلاشم این بود که پسرم مثل پدرش نشه، آدمی باشه که بتونه احساسات بقیه رو درک کنه.
بعد از پسرم، خدا به ما دو تا دختر و یه پسر دیگه داد. بچهها تو شرایطی بزرگ شدن که من تمام سعیمو میکردم کمبودهایی که از طرف پدرشون داشتن، جبران کنم. شوهرم نه تنها بهشون توجه نمیکرد، بلکه مدام با اخلاق تندش اذیتشون میکرد. هر وقت میدیدم بچهها از حرفای تحقیرآمیز پدرشون ناراحت شدن، همه توانم رو میذاشتم تا بهشون آرامش بدم.
کشمکشهای من و شوهرم هیچوقت تموم نشد. مدام بهم میگفت: "تو بچهها رو لوس کردی، بیتربیت بار اومدن." ولی برای من مهم نبود. چون میدونستم بچههام گناهی ندارن. اونا رو ما به این دنیا آوردیم، پس وظیفه داشتیم که بهشون آرامش بدیم.
از طرف دیگه، توی خانواده شوهرم هم شرایط سختی داشتم.
ادامه دارد
کپی حرام
376.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کسی که برخدا توکل کند خداوند اورا کفایت میکند❤️👌
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپی بی نظیر پیرامون یاد مرگ و شب اول قبر
استاد دانشمند
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی برای پدر ومادر از دنیا رفته احسان کنید، دعای آنها آثار زیادی در زندگی تون دارد.
.
🎙دکترسعیدعزیزی
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🪴سه گناه بزرگ از دیدگاه امام رضا علیهالسلام که خداوند در دنیا چوب میزنه!
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ «خیلی نامردیم»
👤 استاد دانشمند
🔅 امام زمان فقط تو مشکلات یادمون میاد ولی تو خوشیامون فراموشش میکنیم...
بعد از پسرم، خدا به ما دو تا دختر و یه پسر دیگه داد. بچهها تو شرایطی بزرگ شدن که من تمام سعیمو میکردم کمبودهایی که از طرف پدرشون داشتن، جبران کنم. شوهرم نه تنها بهشون توجه نمیکرد، بلکه مدام با اخلاق تندش اذیتشون میکرد. هر وقت میدیدم بچهها از حرفای تحقیرآمیز پدرشون ناراحت شدن، همه توانم رو میذاشتم تا بهشون آرامش بدم.
کشمکشهای من و شوهرم هیچوقت تموم نشد. مدام بهم میگفت: "تو بچهها رو لوس کردی، بیتربیت بار اومدن." ولی برای من مهم نبود. چون میدونستم بچههام گناهی ندارن. اونا رو ما به این دنیا آوردیم، پس وظیفه داشتیم که بهشون آرامش بدیم.
از طرف دیگه، توی خانواده شوهرم هم شرایط سختی داشتم.
جاری بزرگم همیشه از من بدش میاومد. چون شوهر خودش خسیس بود و بهشون توجه نمیکرد، فکر میکرد من خوشبختترین زن دنیام. همین حسادت باعث میشد مدام منو اذیت کنه. هر وقت چیزی میگفتم یا شکایتی میکردم، شوهرم میگفت: "تو میخوای بین من و داداشم فاصله بندازی." همین باعث میشد جرأت نکنم چیزی بگم
ادامه دارد
کپی حرام
#عروس ۲
.
با وجود همه این سختیها، من تمام سعیمو کردم بچههام رو درست تربیت کنم. برای دخترام خیلی بیشتر از همه مراقب بودم، چون نمیخواستم کسی براشون حرف دربیاره. تمام عمرم صرف این شد که بچههام، چیزی که من تو زندگیم نداشتم رو حس کنن؛ یعنی آرامش و امنیت.
چون محله مون کوچیک بود مردم به راحتی حرف درست میکردن و به راحتی هم حرف همه جا پخش میشد. دخترام شکر خدا هم درسخون بودن هم باادب. یه روز دختر کوچیکم اومد خونه و من احساس کردم رفتارش خیلی مشکوکه ولی پاپیچش نشدم. مدتی گذشت که فهمیدم با پسرعموش صحبت کرده و به این نتیجه رسیدن که همدیگه رو دوست دارن.
بهش گفتم: «حق نداری به اون علاقه ای داشته باشی من دلم نمیخواد با اون خانواده وصلت کنیم زن عموت و دخترعموهات خیلی بدجنسن»
گفت: «چرا؟»
گفتم: «مادر، زنعموت منو که جاریشم بیچاره کرده انقدر که بهم تیکه میندازه. انقدر که منو اذیت میکنه. تو که دیگه دختر منی، تو رو بیچارهتر میکنه. بعدم، من خودم تو سن کم ازدواج کردم. شونزده سال سنی نیست که بخوای بری ازدواج کنی. تو هنوز حق داری بری دنبال جوونی، بری دنبال درس خوندن. برای چی باید ازدواج کنی؟»
دخترم جوری نگاهم کرد که یعنی من به هیچی اهمیت نمیدم
به دخترم گفتم: «محاله که من بذارم تو با اون ازدواج کنی. بعدم من باید بمیرم. من جنازتم نمیذارم رو شونهی این پسر!»
ادامه دارد
کپی حرام
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍕 بسیاری از ناآرامیها و بیماریهای روحی، فقط با یک تغییر در رژیم غذایی، درمان میشوند!
#استوری| #استاد_شجاعی
@sulook