#عروس ۲
.
با وجود همه این سختیها، من تمام سعیمو کردم بچههام رو درست تربیت کنم. برای دخترام خیلی بیشتر از همه مراقب بودم، چون نمیخواستم کسی براشون حرف دربیاره. تمام عمرم صرف این شد که بچههام، چیزی که من تو زندگیم نداشتم رو حس کنن؛ یعنی آرامش و امنیت.
چون محله مون کوچیک بود مردم به راحتی حرف درست میکردن و به راحتی هم حرف همه جا پخش میشد. دخترام شکر خدا هم درسخون بودن هم باادب. یه روز دختر کوچیکم اومد خونه و من احساس کردم رفتارش خیلی مشکوکه ولی پاپیچش نشدم. مدتی گذشت که فهمیدم با پسرعموش صحبت کرده و به این نتیجه رسیدن که همدیگه رو دوست دارن.
بهش گفتم: «حق نداری به اون علاقه ای داشته باشی من دلم نمیخواد با اون خانواده وصلت کنیم زن عموت و دخترعموهات خیلی بدجنسن»
گفت: «چرا؟»
گفتم: «مادر، زنعموت منو که جاریشم بیچاره کرده انقدر که بهم تیکه میندازه. انقدر که منو اذیت میکنه. تو که دیگه دختر منی، تو رو بیچارهتر میکنه. بعدم، من خودم تو سن کم ازدواج کردم. شونزده سال سنی نیست که بخوای بری ازدواج کنی. تو هنوز حق داری بری دنبال جوونی، بری دنبال درس خوندن. برای چی باید ازدواج کنی؟»
دخترم جوری نگاهم کرد که یعنی من به هیچی اهمیت نمیدم
به دخترم گفتم: «محاله که من بذارم تو با اون ازدواج کنی. بعدم من باید بمیرم. من جنازتم نمیذارم رو شونهی این پسر!»
ادامه دارد
کپی حرام
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍕 بسیاری از ناآرامیها و بیماریهای روحی، فقط با یک تغییر در رژیم غذایی، درمان میشوند!
#استوری| #استاد_شجاعی
@sulook
🌹آقا امیرالمؤمنین«علیه السلام»
سوگند به خدایی که جز او خدایی نیست،
من بر جاده حق می روم ودشمنان من
بر پرتگاه باطلند.
📗نهج البلاغه،خطبه۱۹۶
@sulook
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ راهکار تنظیم سیم کارت فرزندان
⁉️چگونه سیم کارت فرزندمان رو طوری
تنظیم کنیم که محتوای غیراخلاقی
رو در اختیارش قرار نده؟؟👌👌👌
🪧#فوری_سراسری
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اثر عجله در نماز
استاد شجاعی
#نماز_خوب
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبت های جالب یک تجربه گر مرگ!
⚠️بعد از مرگم فرشته ای پیغامی داد که به مردم بگم👈(قضاوت نکنید)
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی برای پدر ومادر از دنیا رفته احسان کنید، دعای آنها آثار زیادی در زندگی تون دارد.
.
🎙دکترسعیدعزیزی
#عروس ۳
دخترم گفت: «ما همدیگه رو دوست داریم و تو داری مانع ازدواج ما میشی. تو خوشبختی منو نمیخوای!»
گفتم: «تو هر چقدر هم که حرف بزنی، من از موضعم کوتاه نمیام. تو حق ازدواج با پسرعموتو نداری. بعدم دیگه حق نداری ببینیش.»
هرجوری که میتونستم دخترمو کنترل کردم. گوشیشو ازش گرفتم. اجازه بیرون رفتن بهش ندادم. حتی وقتی میخواست بره مدرسه، خودم تا دم در مدرسه دنبالش میکردم. رابطش با پسرعموشو قطع کردم. اما معلوم بود دخترم هنوز امیدوار بود. از اونور، برای برادرشوهرم پیغام فرستادم که دست از سر دختر من بردار. هرچقدر هم اون تلاش میکرد منو راضی کنه، محکم سر حرفم موندم.
نمیخواستم شوهرم متوجه بشه. میترسیدم که یا غیرتی بشه بلایی سر بچهم بیاره یا بدتر، قبول کنه اینا ازدواج کنن. ولی خبر داشتم که جاریم، مادر اون پسر، مخالفه. یه روز جاریم اومد خونمون. هنوز خوب ننشسته بود که با تندترین لحن گفت: «دختر تو دختر خوبی نیست. من اینو نمیگیرم. دختری که از الان تو سن کم میخواد شوهر کنه و خودشو عاشق پسر من نشون داده، معلومه آدم حسابی نیست.»
گفتم: «ببین، قرار نیست کسی توهین کنه. اگه اینا با همدیگه دوست شدن، فقط دختر من نبوده که تنهایی با خودش دوست باشه. پسر تو اومده سراغش. اصلاً پسر تو چرا اومده؟ مثل خواهرشه، ناموسشه. رو چه حساب نزدیک دخترم شده؟»
ادامه دارد
کپی حرام