فوقش ادم یه شب تا صبح گریه میکنه
یه مدت اهنگ غمگین گوش میکنه
یه تایمی فکر میکنه همه ادما دروغگوان
بعدش خوب میشه دیگه، نه؟
-
و در نهایت ما ماندیم
و یه روح افسرده و ذهنی تهی
که این جهان را دیگر درک نمیکند ...!
-
حقیقت این بود هر آنقدر که توانستیم
کسی را خوشحال کردیم، به همان اندازه
هم تنها ماندیم .
-
احساساتی که به زور چپوندیش تو یه کمد و فکر کردی دیگه تموم شده . .
یجا با یه تلنگر کوچیک میریزه بیرون ؛
و اون لحظه است که میفهمی همیشه بوده . .
فقط نمیخواستی باهاشون رو به رو شی:))
-
و گاهی بی آنکه بفهمی ، در طول زمان آدم دیگری میشوی ؛ بیشتر سکوت میکنی ، دیرتر باور میکنی و کمتر می رنجی...
-
" آدمای سمی همیشه داستان رو از جایی تعریف میکنن که تو دیگه نتونستی تحمل کنی و واکنش نشون دادی؛
اما هیچوقت نمیگن خودشون چطوری تورو از نظر روحی و احساسی نابود کردن.
اونا قصه رو طوری میگن که انگار همه چیز تقصیر تو بوده،
اما پشت این سقوط احساسی تو مدت ها بی انصافی و زخم هایی هست که فقط تو میدونی چقدر عمیق بوده.!
-
میگفت :
مراقب باش که یه غم اونقدر بهت غلبه نکنه که نا امید بشیُ جوری رفتار کنی که انگار خدا تا حالا هیچ وقت غم و اندوهتو برطرف نکرده :)
-
سیمین بهبهانی چقدر قشنگ گفت :
همهی آدمها ظرفیت بزرگ شدن را ندارند !
اگر بزرگشان کنیم گم می شوند و دیگر نه شما
را می بینند نه خودشان را ...
بیایید به اندازه ی آدمها دست نزنیم !
-