شیرینی زندگانی بیش از یک بار به کام آدم نمی نشیند;
اما تلخی هایش هر بار تازه اند،
هر بار تازه تر…
محمود دولت آبادی
من و تو هردو میدانیم که بدون تو هم میتوانم خوب از پسش بربیایم؛ اما مسئله این است که: نمیخواهم.
(جوجو مویز، کتاب بخشنده ستارگان)
هدایت شده از ˒ _ 𝙀𝙢𝙚𝙧𝙖𝙡𝙞𝙨 .༒
اهم، امِرالیس میخواد که دومین تقدیمشو بده و این یکی خیلی خاصه!
به شرط اینکه ایگنور نشه✨
خب شما مییاید عکسی که وایب خودتون رو میده برای من توی پیوی میفرستین به همرا لینک دیلیتون که توش این پیامو فورد کردین.
منم با توجه به عکس و وایبی که از چنلتو میگیرم براتون یه نامه می نویسم.. شایدم یه داستان کوتاه🌱
و بعد قرعه کشی می کنم و چندتا از اون متن ها رو تبدیل به پادکست می کنم! ✨✨..اگرم چنل ندارین می تونین لینک رو بیو تون بزارین !
لینک چنل| ظرفیت
https://eitaa.com/joinchat/2205353188Cb3f9310583
بیا وداع کنیم، اگر بنا باشد کسی از ما بماند، همان به که تو بمانی، کینه تو به کار این دنیا بیشتر می آید تا عشق من
محمود دولت آبادی
من به راه خود باید بروم
کس نه تیمار مرا خواهد داشت
در پر از کشمکش این زندگی حادثه بار
گرچه گویند نه
اما
هرکس تنهاست
آن که میدارد تیمار مرا، کار من است
من نمیخواهم درمانم اسیر
صبح وقتی که هوا شد روشن
هرکسی خواهد دانست و بجا خواهد آورد مرا
که در این پهنهور آب،
به چه ره رفتم و از بهر چهام بود عذاب
نیما یوشیج
کاش بر ساحل رودی خاموش
عطر مرموز گیاهی بودم
چو بر آنجا گذرت می افتاد
به سرا پای تو لب می سودم
کاش چون نای شبان می خواندم
به نوای دل دیوانهٔ تو
خفته بر هودَج موّاج نسیم
می گذشتم ز در خانهٔ تو
کاش چون پرتو خورشید بهار
سحر از پنجره می تابیدم
از پس پردهٔ لرزان حریر
رنگ چشمان تو را می دیدم
فروغ فرخزاد