هدایت شده از متهم ردیف اول _
پریشانم ولی سر برنمیدارم ز کابوسم
چهل سال است در یک پیلهی تاریک محبوسم
نباید سرنوشت صبر من بیهودگی باشد
مرا پروانه کن، هر چند از پرواز مأیوسم
اگر تنها شدم غم نیست خاطر جمع باش ای دل
که گر با دیگران بیگانه ام با خویش مأنوسم
خداراشکر آهم گرچه جانسوز است ازعشق است
شبیه این و آن از نا امیدی نیست افسوسم
تو مهتابی و من مرداب، خوشحالم که امشب هم
مرا از دور میبینی تو را از دور میبوسم
برای شور زندگی برباد رفته
شور زندگے بر باد رفته
پریشانم ولی سر برنمیدارم ز کابوسم چهل سال است در یک پیلهی تاریک محبوسم نباید سرنوشت صبر من بیهودگی
مرا پروانه کن هرچند از پرواز مأیوسم