علي هاشم خبرنگار بخش انگلیسی الجزیره در حساب کاربری اش در توییتر در وصف حال و هوای امروز تشییع شهیدان نصرالله و صفی الدین نوشت:
در یک لحظه، انگار خاطرات تلخ تاریخی در ذهن میلیونها پیرو زنده شد. تصاویر پشت سر هم میآمدند: علی (ع) که در محراب ضربت خورد، حسن (ع) که در بسترش مسموم شد، و حسین (ع) که در صحرای کربلا به شهادت رسید. مثل ورق زدن کتابی که در هر صفحهاش نوشته: "سرنوشت ما جز کشته شدن یا مسموم شدن نیست."
این غم و غیبت، چه سنگین و طولانی بود.
مهدی (عج) برای این مردم فقط یک مفهوم نبود. او تجسم دوباره حسین (ع) بود که غایب شد و از آن زمان تا خبر ظهورش، چه بسیار مدعیان دروغین که آمدند و رفتند.
بعد موسی صدر آمد، و باز هم تاریخ تکرار شد. "ربوده شدن" انگار به بخشی از سرنوشت تبدیل شد و در جان مردم ریشه دواند. اما سید حسن نصرالله سی سال تمام مرهمی بود بر این درد. او درمان بود. مردم بعد از هر مصیبتی، منتظر سخنرانیاش میماندند، مثل بیماری که منتظر درمان است - درمان ترس عمیق از دست دادن.
با حرفهایش درد مردم را تسکین میداد. هر وقت عزیزی را از دست میدادند، او آنجا بود تا دوباره امید و باور را در دلهایشان زنده کند.
و حالا او را از دست دادهاند.
نصرالله برای پیروانش فراتر از یک رهبر معمولی بود. آنها فقط سخنرانیهایش را نمیشنیدند یا دستوراتش را اجرا نمیکردند. یک کلامش کافی بود تا سختیها را قابل تحمل کند. حتی اگر قانع نمیشدند، حرفش را قبول میکردند چون "سید" گفته بود. با قدرتش به آنها دلگرمی داد. موشکباران، محاصره و جنگ را تحمل کردند، اما حتی فکر نبودنش آنها را میشکست. چطور نشکند وقتی او برایشان مظهر مبارزه با ظلم، حامی مظلومان و قهرمان نبردها بود.
ولی این بار، خود او هدف ضربه و ستم و نبرد قرار گرفت!
@akhbaresarzamin
🔺توئیت عبری جدید KHAMENEI.IR با انتشار بخشی از پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت مراسم تشییع مجاهد کبیر شهید سیدحسن نصرالله و شهید سیدهاشم صفیّالدّین
🔹دشمن بداند که مقاومت در برابر غصب و ظلم و استکبار، تمامشدنی نیست و تا رسیدن به سرمنزل مقصود ادامه خواهد یافت به اذن الله.
@akhbaresarzamin
✅روایت استاد مسعود نجابتی از طراحی و آمادهسازی مزار شهید سید حسن نصرالله
امشب، پس از روزها تلاش پیوسته، بالاخره فرصتی دست داد تا نفسی تازه کنم و گزارشی از این روزهای پررمزوراز بنویسم؛ روزی که آمیخته بود از اشک، دعا، خنده و حیرت...
🔹 از منزلگاه ملائک تا درس عرفان
صبح امروز، توفیقی الهی نصیبمان شد تا میزبان همسر حاج رضوان باشیم؛ بانویی که گویی تاریخِ ایثار را در قامت خود جا داده است: همسر شهید، مادر شهید جهاد مغنیه، خواهر شهید بدرالدین (ذوالفقار) و عمهٔ شهیدی دیگر. وقتی پای صحبتش نشستم، یادِ جملهٔ آیت الله مصباح افتادم که سالها پیش در بازدید از خانه اش فرموده بود: «اینجا محل نزول ملائکه است؛ حتی برای ورود باید اذن گرفت!». جالب آنکه این خانه را پس از شهادت حاج عماد خریده بودند و این نکته به دلیل شخصیت ویژه خود ایشان است.
گویی تقدیر چنین بود که این مکانِ مقدس، میزبانِ خاندانی شود که هر نفسشان، روایتی از عشق و شهادت است.
نیت ما هم زیارت بود و طلب دعا ولی علاوه بر این ها پای درس توحید نشستیم و عرفان ناب که گویی از آسمان بر جانمان میبارید.
چند جلد کتاب زیارت عاشورا و حدیث کساء را به ایشان هدیه کردم و عرض کردم همان دعایی که برای پسرتان جهاد کردید برای بنده هم داشته باشید. مکثی کردند و فرمودند: «شما هنوز باید بمانید و کار کنید.»
🔗متن کامل روایت را در اینجا بخوانید
🔗بخش دوم در ایتا
🔗بخش سوم در ایتا
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔻 ادبـیــــــات پـایـــــــداری قــــم
🔗 ایتا
🔻 حـوزه هنــری اسـتــان قـــم
🔗 تارنما | ایتا | بله
🔺🔺
@AkhbareSarzamin