1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
البته صافکار و تعمیرکار جمعش کرد:/
@maktab_chob_falak
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بخدا پولم نمیخوام ، حاضرم پولم بدم فقط بچه ها فامیلو اینجوری بزنم
@maktab_chob_falak
تجارت ناموفق💸💸 (یوسسسسسسسسسسسسسسسفففففففففففففففف)☠👾💸
"داستان سیاوش در شاهنامه"پارت 1 روزگاری توس، گیو و گودرز سه تن از شوالیههای دلیر ایران به شکار الا
آغا ۲۵ سین خورد من چشم خشک شد د پارت ۲ رو بزار😂
تجارت ناموفق💸💸 (یوسسسسسسسسسسسسسسسفففففففففففففففف)☠👾💸
"داستان سیاوش در شاهنامه"پارت 1 روزگاری توس، گیو و گودرز سه تن از شوالیههای دلیر ایران به شکار الا
"داستان سیاوش در شاهنامه"پارت2
داستان گذر سیاوش از آتش در شاهنامه
سودابه، همسر کی کاووس، جوانی سیاووش را دید و عاشق و دلباخته سیاوش شد. پس پیغامی نزد او فرستاد و او را دعوت کرد که وارد اتاقش شود. اما او در جواب کلمات بهانه ای فرستاد، زیرا به او اعتماد نداشت. سپس سودابه نزد کی کاووس شکایت کرد که سیاوش به حرف او گوش نداده و از شاه خواست که او را پشت پرده های خانه زنان بفرستد، تا پسرش با خواهرانش آشنا شود. و کی کاووس آنچه سودابه از او خواست انجام داد و سیاوش اوامر او را اطاعت کرد.
اما سودابه، زمانی که سیاوش به داخل خانه آمد، درخواست کرد که تنها با او صحبت کند. اما سیاوش در برابر خواسته او مقاومت کرد. و سه بار سودابه او را در پشت پرده های خانه فریب داد و هر سه بار سیاوش در مقابل حرف هایش سرد بود.
من اینک به پیش تو استادهام تن و جان شیرین ترا دادهام
ز من هرچ خواهی همه کام تو برآرم نپیچم سر از دام تو
سرش تنگ بگرفت و یک پوشه چاک بداد و نبود آگه از شرم و باک
رخان سیاوش چو گل شد ز شرم بیاراست مژگان به خوناب گرم
چنین گفت با دل که از کار دیو مرا دور داراد گیهان خدیو
نه من با پدر بیوفایی کنم نه با اهرمن آشنایی کنم
آنگاه سودابه خشمگین شد و نزد پادشاه شکایت کرد که بر من نظر دارد و به شهرت نیک سیاوش تهمت زد و اخبار ناپسند او را در سراسر زمین پخش کرد و قلب کی کاووس را علیه پسرش ملتهب کرد. اکنون پادشاه بیش از حد عصبانی شده بود و سیاوش هیچ چیزی نداشت تا از خود دفاع کند، زیرا کی کاووس عاشق سودابه بود و او فقط به حرف های او گوش می داد و از نیرنگ های شیطانی او خبر نداشت. چون سودابه گفت که سیاوش اشتباه بزرگی مرتکب شده است، کی کاووس پریشان شد اما نمی توانست بین آنها قضاوت کند.
کی کاووس تصمیم گرفت تا افرادش از جنگلها هیزم آورند و آتش بزرگی بر پا کنند و چنین کردند. انبوهی از کندههای بزرگ درخت می سوختدن به طوری که چشم آن را به فاصله دو فرسنگ ببیند. پادشاه دستور داد که نفت بر چوب ها بریزند. آنقدر حجم چوب ها زیاد بود که به دویست نفر برای روشن کردن آتش نیاز داشتند. شعلهها و دود آسمان را فرا گرفت و مردم چون زبانهای آتش را دیدند از ترس فریاد زدند و گرمای آن در دور تا دور زمین احساس شد.
#سیاوش
@maktab_chob_falak
حاج محمود کریمی[WWW.FOTROS.IR]ma97062213.mp3
زمان:
حجم:
14.2M
زیبا و اهنگین و پرمفهوم کلا همه چی تموم❤️❤️