دو پرندهی بی طاقت در سینهات آواز میخوانند.
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش، آبها را گواراتر کند؟
*/تا در آیینه پدیدار آیی
عمری دراز در آن نگریستم.
- شاملو
گاهی مواقع یه کلمه، یه جمله، یه بوی آشنا
جیگر آدم رو میسوزونه!
واقعا نمیدونم باید چیکار کرد
من سادهترین مسائل دم دستی رو یادم میره!
خیلی وسایل رو جا میذارم
خیلی اوقات حواسم جمع نیست
ولی این خاطرات گذشته چیه
که سکانس به سکانس
با بهترین کیفیت تو ذهن مرور میشه
و قلب آدم رو میسوزونه؟
خدایا تا کی باید بسوزیم؟
چرا فراموش نمیشه؟
- یك روز خسته میشویم یونس!
+ از مبارزه؟
- از آنکه که تیرهایمان همه به خطا میرود
+ خستگی حتی از استبداد هم وحشتناكتر است!
خستگی تن دادن است
پذیرفتن است، کوتاه آمدن است.
کوتاه آمدن وحشتناك است!
تنها آنهایی تا واپسین مرحله میماندند
که طعم فقر و گرسنگی و محرومیت را
چشیده باشند و جانشان با آلودگی دنیا
و آسودگی عافیت زمینگیر نشده باشد.
یاران شتاب کنید، قافله در راه است!
میگویند که گناهکاران را نمیپذیرند؟
آری، گناهکاران را در این قافله راهی نیست
اما پشیمانان را میپذیرند.
کتاب فتح خون | آسید مرتضی آوینی
حاج آقا مرتضی تهرانی میگفتند:
«نزدیك به دو هزار نفر همراه امام حسین
به کربلا میآیند ولی تنها سی و هفت هشت نفر
تا آخر باقی میمانند»
*/تا آخر موندن خیلی سخته!