ناجه
ء برای من، تعطیلات یعنی: «برداشتن یك کتاب، رفتن به یك کوه و خواندن آن.»
داشتم پیامهای کانال رو زیر و رو میکردم که این پست دیدم. باشه ولی چرا باید کتاب بردارم برم کوه؟
این همه برم تا کوه که کتاب بخونم؟
دیوانهام؟ تو خونه نشستم، لم دادم یه گوشه میخونم دیگه. فازم چی بوده؟ نمیدونم.
از اونجایی که طبقه بالاییهای ما اسب نگهداری میکنن، چند دقیقه پیش تهران زلزله اومده بود
ما فکر میکردیم اینان :)))))))
واقعا چیه زندگی تو سوئیس؟
ما هر شب اینجا برنامههای متنوع داریم
یه شب قراره جنگ بشه
یه شب تست پدافند داریم
یه شب محموله اسلحه میرسه
امشبم زلزله داشتیم
خداروشکر حوصلهمون سر نمیره.