eitaa logo
زندگانی عالمان
5.8هزار دنبال‌کننده
152 عکس
49 ویدیو
3 فایل
《 ‌‌‌﷽ 》 ‌ #سیره_رفتاری و #گفتاری عالمان شیعه، در ابعاد مختلف زندگی ایشان، نکات کمتر دیده شده.. ✔️ و درس زندگی.. مدیر: @MahdiAqayari محتوا: @Movatteoon313 "لطفا مطالب را با لینک منتشر کنید"
مشاهده در ایتا
دانلود
🍀 نمونه‌ای از قداست و تقوای مقام معظم رهبری در دوران طلبگی 🍀 🔹 حاج آقای فرمودند: برای ناراحتی چشم به پزشک مراجعه کردند. پزشک دستور داد برای وضو از آب‌های معمولی که برای شستشوی ظروف و لباس استفاده می‌شود، پرهیز کنند. (در آن زمان طلاب از آب لوله‌کشی محروم بودند و دو نوع آب در مدرسه وجود داشت؛ یکی آب شرب که از طریق سقاها به مدرسه منتقل و در آب‌انبار مدرسه نگهداری می‌شد و دیگری آب معمولی که ظاهراً از طریق جوی آب به حوض مدرسه وارد می‌شد و برای شستشوی ظرف‌ها، لباس‌ها و گرفتن وضو از این آب استفاده می‌کردند). 🔸 جهت عمل به این توصیه‌ی پزشکی، خدمت مرحوم آیت الله حاج یزدی (ره) رسیدند. مرحوم به ایشان فرمودند: فقط به اندازه‌ی شستن صورت می‌توانید از آب شرب استفاده کنید. 🔹 حاج آقای توسلی در ادامه فرمودند: آقای خامنه‌ای با کوزه‌ای از آب شرب، به کنار حوض آب می‌آمدند. صورتش را با آن آب می‌شستند و بقیه‌ی اعضای وضو را با آب حوض تمام می‌کردند. 📚 از داستان‌ها باید آموخت، ص۲۲ ✍️ محمدباقر ادیبی لاریجانی 🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
◾️نام تو را در دفتر خاتم نوشتند ◾️ نسل حضرت آدم نوشتند ◾️ما راه و رسم نوکری را برگزیدیم ◾️چونکه شما را رهبر عالم نوشتند 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
8.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀 قضیه آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی (ره)🍀 🔹️ زمستان سرد و بی پولی ایشان در اصفهان!! سرزنش پدر و .‌. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍁 بار الاغ ابلیس 🍁 🔹️ حضرت عیسی(ع) ابلیس را با دید، به او گفت ای ابلیس؛ بار این الاغ‌ها چیست؟ ابلیس گفت این‌ها مال تجارت است، دنبال مشتری هستم می‌روم مشتری پیدا کنم، عیسی(ع) گفت این اموال چیست؟ 🔹️ ابلیس گفت یکی از این بارها است و مشتری آن شاهان هستند؛ دومی و خودخواهی است و مشتری آن رئیس است؛ سومی و مشتری آن علما هستند؛ چهارمی است و مشتری آن تجار هستند؛ پنجمی نیرنگ و است و مشتری آن‌ زن‌ها هستند. 📚 المواعظ العددیه، ص۱۶۷. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان "
🍁 سرنوشت آتش زدن پرندگان! 🍁 🔺️ این جریان را مرحوم آیت الله محمد تقی جعفری(ره) از شخص عادل و مورد اطمینانی نقل کرد که من در زمان سابق، در راه قم و تهران کنار قهوه خانه‌ای با ماشین توقف کردم؛ مدتی بعد فولکسی به آنجا آمد و خانواده‌ای با دو فرزند خردسال از آن پیاده شدند. 🔺️ در کنار قهوه خانه، بود که چند در آن نگهداری میشد. بچه ها از پدرشان درخواست کردند که پرستوها را برای آنها بخرد؛ پدرشان به قهوه خانه رفت و پرستوها را برای آنها خرید. 🔺️ بعد از آن بچه ها به پدر گفتند که ما دوست داریم روی اینها نفت بریزیم و آنها را بزنیم!!! پدر در صدد قبول خواسته‌ی آنها بود اما دو تا روحانی که آنجا بودند جلو آمدند و او را از این کار کردند، پدر به آنها گفت به شما ربطی ندارد و بچه ها نفت را روی پرستوها ریختند و آنها را آتش زدند و خوشحالی کردند و لذت بردند. 🔺️ بعد از آن سوار فولکس شدند و رفتند؛ من پنج دقیقه بعد از آنها حرکت کردم که ناگهان دیدم در جاده راه بندان و ترافیک است. پایین آمدم تا علت را بفهمم گفتند فولکسی گرفته است و افرادش در آتش کباب شدند. دیدم همان فولکس بود که پرستوها را آتش زدند. 📚 العین الحلوة، ص۱۱۷. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 شروع روضه خوانی 🍀 🔹️ حجت الاسلام والمسلمین ناصرالدین انصاری - تاریخ نگار شهیر حوزه - نقل کردند که من خواب دیدم که در صحنه هستم و از دور داشتم خیمه‌های امام حسین علیه السلام را نگاه میکردم. امام حسین(ع) را مشاهده کردم که به درب خیمه‌ها رفت که خانمی آمد و قنداقی را به دست حضرت داد و تا حضرت صورتش را پایین آورد. 🔹️ من چون بقیه ماجرای خواب را میدانستم ( و آن شهادت حضرت علی اصغر بود )در عالم خواب به خود لرزیدم و از خواب پریدم. خواب را برای آیت الله حاج سید نقل کردم. ایشان فکری کرد و گفت شما کم میروید و کم میخوانید. 🔹️ من در آن زمان به تبلیغ نمی‌رفتم، به ایشان گفتم از کجای این خواب فهمیدید؟ فرمود: چون شما در این خواب دور ایستاده اید و نگاهی به صحنه‌ی کربلا میکنید و در متن جریان نیستید. بعد فرمودند بیشتر منبر برو و روضه بخوان. 🔹️ حاج آقا انصاری اضافه کردند من از آن به بعد موفق به روضه و منبر شده‌ام. 📚 العین الحلوة، ص۱۲۰ 🔰eitaa.com/Alemin‌ "زندگانی عالمان"
🍀 مرحوم حاج شیخ غلامرضا فقیه یزدی و امام رضا علیه السلام 🍀 🔹 جناب آقای نقل کردند، زمانی دیدم جناب آقای در حرم امام رضا علیه السلام به حضرت عرض می‌کند که: نه! نمی‌خواهم. نه! نمی‌خواهم! 🔸 به ایشان عرض کردیم جریان چیست؟ فرمودند: از حضرت شفای دستم را خواستم (دست ایشان مرتب زخم بود و خون می‌آمد و برای وضو و تطهیر به سختی و زحمت می‌افتاد). 🔹 حضرت فرمودند: در اثر این زخم مقاماتی در بهشت به شما می‌دهند. اگر خوب شود، آن مقام گرفته می‌شود. برای همین به حضرت عرض کردم: نه! نمی‌خواهم دستم خوب شود. 📚 از داستان‌ها باید آموخت، ص۵۳ ✍️ محمدباقر ادیبی لاریجانی 🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
☘️ اثر دعای دیگران در حکایت میرزا جواد ملکی تبریزی (ره) ☘️ 🔹️ یکی از کسانی که مرحوم را زیارت کرده و از او بهره برده است می‌گوید: حاج میرزا جواد آقا روزی پس از پایان درس، عازم حجره یکی از طلبه‌ها در مدرسه دارالشفاء شد و من در خدمتش بودم. به حجره آن طلبه وارد شد و پس از به جای آوردن مراسم احترام و اندکی جلوس، برخاست و حجره را ترک گفت. هدف از این دیدار را پرسیدم. 🔹️ در پاسخ فرمودند: شب گذشته هنگام سحر، فیوضاتی بـر مـن افاضه شد که فهمیدم از ناحیه خودم نیست و چون توجه کردم دیدم این آقای طلبه به برخاسته و در نماز شبش به من دعا می‌کند و این فیوضات اثر دعای اوست. این بود که برای سپاسگزاری از عنایتش به دیدارش رفتم. 🔹️ سر خدا که عارفِ سالک به کس نگفت در حیرتم که باده فروش از کجا شنید؟ (حافظ) 📚 سیمای فرزانگان، ص۶۰ 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 برای اباعبدالله 🍀 🔸 اهل بود. در خانه‌ی خودش روضه می‌گرفت. می‌گفت: «من باید برای حضرت اباعبدالله کار کنم، چه عالِم باشم چه بی‌سواد.» 🔹 نام امام حسین (ع) بی‌تابش می‌کرد. هر وقت اسم حضرت می‌آمد، به می‌افتاد. 🔸 کافی بود کسی که منبر می‌رود، جمله‌ی اولش را با سلام بر امام حسین (ع) شروع کند. دیگر چیزی نمی‌توانست جلوی سیل اشک‌های را تا آخر منبر بگیرد... 🔹 می‌گفت: «جریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهداء می‌گذرد و پیشکار این فضیلت هم حضرت است.» 📚 استاد (صد روایت از زندگی آیت الله سیدعلی قاضی)، ص۲۰ ✍️ کارگروه محتوایی آستان قدس رضوی 🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 التجای میت برای دعا 🍀 🔹️ حجت الاسلام حاج شیخ مرتضی اشراقی از دوستان، از مرحوم آیت الله شیخ علی نقل کرد: که زمانی در مکه در حال ، ناگهان به یاد یکی از اموات افتادم ولی برای او دعا نکردم، همان شب خواب او را دیدم که گله کرد و گفت: خوش انصاف من در حال طواف به شما التجاء کردم و پناه آوردم ولی شما نکردید. 📚 العین الحلوة، ص۱۵۳. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 مسكين 🍀 🔹 این جمله تا آخر عمر از زبان استاد [] قطع نمی‌شد: «من هیچی ندارم». 🔸 تخلص شعری‌اش را هم «» انتخاب کرده بود. 🔹 وقتی با شاگردان راه می‌رفت، پشت سر همه حرکت می‌کرد. هرچه شاگردان اصرار می‌کردند «آقا شما جلو باشید»، می‌گفت: «نه، من عقب می‌آیم. شما جلو بروید.» 🔸 یک مرتبه به شاگردان گفته بود: «خدا شاهد است من آن کسی که شما فکر می‌کنید نیستم... من هم یکی هستم مثل شما. از کجا معلوم؟ شاید آن «جاسم جاروکش» در روز قیامت به راحتی عبور کند و من مدت‌ها در منتظر بمانم!» 📚 استاد (صد روایت از زندگی آیت الله سیدعلی قاضی)، ص۲۳ ✍️ کارگروه محتوایی آستان قدس رضوی 🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍃 پرچمدار 🍃 نفس‌نفس می‌زد. گویا تمام مسیر را دویده بود. به خیال خودش خبر مهمی آورده بود: «از شما نزد بدگویی کرده‌اند. ایشان هم دستور داده‌اند هرکسی برنامه‌ای جز فقه و اصول دارد، شهریه‌اش قطع شود؛ از جمله شما و شاگردان...» 🔹 سید ابوالحسن اصفهانی، رئیس حوزه علمیه و مرجع شیعیان بود. نگاهی کرد. آرامش در نگاهش موج می‌زد. 🔸 گفت: «احترام آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی و اطاعت از ایشان بر همه واجب است. اکنون به دست ایشان است و همه وظیفه دارند ایشان را به هر نحو ممکن یاری کنند.» 📚 استاد (صد روایت از زندگی آیت الله سیدعلی قاضی)، ص۹۲ ✍️ کارگروه محتوایی آستان قدس رضوی 🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"