eitaa logo
Amethyst
20 دنبال‌کننده
6 عکس
27 ویدیو
1 فایل
Writer
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خب وقته داستان
بیشترین کشوری که کار کردم امپراطوری خورشیده بزار اینجوری بگم ، این کشور شرقی ترین کشور آشواناست اولین کشوریه که نور خورشید صبح بهش میرسه و هر در هر منطقه این کشور کلیسای خدای خورشید داونوارو( Downnovaro) وجود داره که وقتی اولین پرتو خورشید میرسه به اون منطقه ناقوس اون منطقه به صدا در میاد و مردم بیدار میشن و این روند تا آخرین کلیسا ادامه پیدا خواهد کرد در شرقی ترین نقطه این کشور پایتخت این کشور آرونشایر وجود داره که به عنوان اولین منطقه این کشور همه از خواب بیدار میشن در مرکز این کشور حفره ای عظیم وجود داره به نام cosmos abyss که بخاطر سقوط یک شهاب سنگ در این منطقه ایجاد شده و باعث ایجاد غباری از جنس مانا شده که اجازه نمیده هرگز نه نور ماه و نه نور خورشید وارد اون منطقه بشه و فقط تنها نور ستارگان هستن که توانایی رد شدن از غبار رو دارن ( بخاطر کریستال های خاص مانای اونجاست که با کد انرژی اون ستاره ها مچ هستش ) بخاطر همین موضوع منطقه کسموس ابیس همیشه شبه و هرگز نور رو نمیبینه ، انسان هایی که اونجا زندگی میکنن در صورتی که در منطقه های داراری خوشه های کریستالی مانا باشن میتونن زندگی راحتی انجام بدن و منبع روشنایی شهرهای اصلی اونجا کریستال هایی مانایی هستش که بخاطر درخشش ستارگان نورشون رو میگیرن و باعث میشه شهر کاملا تاریک نباشه اگر از بیرون کاسموس ابیس اونو نگاه کنی انگار انعکاس آسمان رو روی زمین داری میبینی وقتی شب میشه در این کشور چون ماه از غرب به سمت شرق میره وقتی اولین نور ماه بیرون میاد کلیساها ناقوص ماه رو به صدا در میارن از الاهیه ماه نومس ( nomes) تشکر کنن امپراطور در شرق کشور در ارونشایر حکموت داری میکنه و ملکه اون امپرس در غرب کشور در حکومت داری کمک میکنه ماه و خورشید مذهب اصلی این کشور هستن وقتی روز میشه یا شب میشه بخاطر تشکر و احترامی که به این دو خدا دارن ناقوس رو بصدا در میارن ستارگان برای کاسموس ابیس حکم همین دو خدارو دارن چون این ستارگان هستن که به مردم اونجا نور رو دادن مگر نه نور خورشید و ماه هرگز وارد اون حفره نمیشد و اونها تو تاریکی ابدی اسیر میشدن نور ستارگان لینک میشه به کریستال های مانای خاص اونجا که باعث روشنایی میشه و این کریستال ها بشدت خالص و با ارزش هستن ولی هرگز استخراج نمیشن ، چون استخراج این کریستال ها مساویه با از بین رفتن تنها منبع نور اون منطقه و ایجاد تاریکی ابدی .
Amethyst
کلوکس ( cloakes ) و کالیوس ( calios ‌) شدن این دو برادر مخالف دوستی و اتحاد با انسان ها بودن و پیشنه
خب الدارین ها سنتی ترین قشر در میان الف های یخی محسوب میشن چه از نظر پوشش ، چه زینت ، چه لهجه و چه حتی نحوه انجام کارهای معمول روزانه ، پوشش این گروه لباس های دست باز بافته شده با برگ های کاج و پونه نقره ای تولید میشه ، لباس های سبک هستن که بیشتر برای پوشش استفاده میشن تا برای گرم کردن ، دلیلش بیشتر صرفا بخاطر سنتی بودنشون و بخاطر اعتقادشون در خصوص اصالتشون هرگز خودشون گرم نمی کنن ، و معتقدن الف یخی که نتونه سرما رو تحمل کنه و با آغوش باز بغلش کنه از حشرات پست تر و حقیرتره و معمولا جزو پایینترین در قشر این جامعه طبقه بندی میشه ، البته که فیزیولوژی الف های یخی بصورتی هستش که تا حتی تا دمای منفی 70 درجه سلیوس هم توانایی زندگی دارن ولی تمام الف های یخی با فیزیولوژی سرمایی مناسب متولد نمی شن همین مسئله خودش اینجاد تمایزات میکنه الف ها معمولا سنگ توپاز کبود رو معمولا به عنوان جواهر زینتی استفاده میکنن ، مردها این سنگ هارو از تره های کناره های موشون آویزون میکنن و به ازای هر صد سال یک سنگ جدید به موهاشون آویزون میکنن و تعداد این سنگ ها هر چقدر بیشتر باشه جدای نشان دهنده سن آنها احترام ، تجربه و ارزش آنهارو در آن قبیله به نمایش میزاره . برای الف های مونث این سنگ بصورت تاجی از جنس درخت توس درست میشود و به ازای هر صد سال یک سنگ به آن تاج چوبی اضافه می شود. الدارین ها بخاطر خلوص بالایی که مانای این موجودات داشت اکثرا بدون نیاز به استفاده از کریستال های جادویی توانایی استفاده از جادو رو داشتن ، این نژاد معمولا از جادوهایی با بیس آب ، یخ ، باد برای جنگ افزاری استفاده می کنن بخاطر آنکه مانای الف های یخی از نوع نگاتیو هست معمولا نژاد خالص توانایی استفاده از جادو های بیس نور ، آتش ، ماگما ، الکتریسیته و خاک رو ندارن ولی نیمه الف ها توانایی استفاده از جادوهای نوع پاستیو رو دارن . بعد از اتمام جنگ سیاه قبیله الف های یخی به کمتر از 20 هزار نفر به 2 هزار نفر کاهش پیدا کرد و بخاطر واقعه «شکستگی» و جدایی راه ها میان این الف ها طبق آمار مرکز جامعه شناس بیشتر جمعیت باقی مانده به قبیله والسارین ها پیوستن و بعد به سمت سواحل شمالی تولداوا مهاجرت کردن طبق امور حدودی تقریبا 1200 نفر از این جمعیت به سمت شمال مهاجرت کردن الف های شورشی که تصمیم گرفتن مبارزه رو با انسان ها ادامه به سمت غرب مهاجرت کردن و در نزدیکی مناطقی که کاروان ها تردد میکنن برای تجار و انسان ها کمین کردن که جدای از قتل و غارت این انسان ها خودشون رو مجهز میکنن تا بتونن در شهر های اصلی شورش کنن ، حدودا 330 نفر از الف ها تبدیل شدن به قبیله تالیسیر ها. عده ای از الف ها بخاطر مخالفت ها با رسوم باستانی و قوانین قبیله الدرین ها تصمیم گرفتن راه خودشون رو با پرستش مکاتب جدید آغاز کنن و تبدیل به الف های روشن فکر و نوین شدن این جماعت در آخر موفق نشدن الدارین هارو راضی کنن که راه و روش گذشته رو تغییر بدن از رو از این قبیله جدا شدن که حدودا 250 نفر بر طبق آمار تبدیل به قبیله خارنور شدن و از سمت شمال غربی گلور از مرز بین تولداوا عبور کردن و در دامنه شمال شرق ایسبرگ ( ayssberg ) سکونت گزیدن و در آخر تمام نیمه الف ها و تعدادی از الف های باقی مانده که شمارش به 150 نفر می رسید تصمیم گرفتن که قبایل رو یک پارچه کنن و این جنگ بین نژاد انسان ها و الف های یخی رو برای همیشه تمون کنن و صلح رو به تولداوا برگدونن این گروه با نام سایل آریانلث در سراسر تولداوا و حتی مرز های فراتر از اون برای ایجاد صلح سفر می کنن و مکان این انجمن در پایتخت تولداوا یعنی هیلز هستش و اونجا برای جلسات و تصمیم گیری های آینده دور هم جمع می شوند
اینم ادامه مبحث الف های یخی
Amethyst
🛐🛐🛐🛐🛐🔥🔥🔥🔥
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
Amethyst
Space odssey