eitaa logo
انجمن‌مدرسان‌بیانیه‌گام‌دوم
10هزار دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
5.5هزار ویدیو
444 فایل
«در هر جایی که جبهه حقی از #نصرت‌الهی و مؤمنین محروم مانده است، به روشنی می‌توان ردپای #بی‌تحلیلی و بی‌تدبری مردم در مسایل گوناگون را پیدا کرد.» ١٣٨٧/٠٢/٢٠ رهبر حکیم انقلاب اسلامی ویژه اعضای انجمن‌ مدرسان‌ بیانیه گام دوم انقلاب مدیر کانال: @yaseri1405
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سَرایِ اُمید
💬رسانه مستقل 👈 حجره انقلاب 🔸اگر می‌خواهید جناح راست شما را مورد و الطاف کریمانه قرار دهند 🔸اگر می‌خواهید و خوش‌آتیه اصول‌گرا(جهادی‌نماها)، در عرصه مجازی از شما و قدیسه بتراشند 🔸اگر می‌خواهید از پروژه به بهترین نحو بهره‌مند شوید 🔸اگر می‌خواهید خارج از نوبت، وقت جلسه با داشته باشید 🚫به آیت‌الله مصباح یزدی اهانت کنید🚫 🔖 واکنش‌های مختلف به اقدام اهانت‌آمیز حامی قالیباف را مطالعه کنید 👆 ✅صدای انقلاب را از اینجا بشنوید @hojre_enghelab
🔺دو خاطره درباره چرایی بی اعتنایی اصولگرایان نسبت به توهین حسین قدیانی به آیت‌الله مصباح یزدی انتخابات مجلس زمستان سال نود، اولین اعلام حضور جبهه پایداری در سیاست بود. آن طرف هم جبهه متحد اصولگرایان با محوریت جامعه روحانیت و جامعه مدرسین بود و فعالیت سنگینش علیه پایداری و محور اصلی‌اش یعنی آیت‌الله مصباح. آن زمان جزوه‌ای هشتاد صفحه‌ای با ادبیاتی محترمانه و استدلالی در نقد مشی سیاسی جریان اصولگرایی سنتی و تبیین مشی سیاسی آيت‌الله مصباح توسط حامیان پایداری منتشر شد. ناگهان یک موج رسانه‌ای هماهنگ با محوریت سه سایت جهان نیوز، شفاف و فردا و رسانه‌های اقماریشان با کلیدواژه "توهین پایداری به آیت‌الله مهدوی کنی" به راه افتاد. توهینی رخ نداده بود، اما جوّ "توهین پایداری به آیت‌الله مهدوی کنی" کار دوستان را برای انگ زنی جلو می‌برد. چند هفته بعد در راهپیمایی بیست و دوم بهمن یک نشریه تک برگی توزیع شد با تیتر "عاقبت تندروی" که با استناد به این جمله امام در نامه به آقای مشکینی که " شما از قول من به فرزندان انقلابی‌ام بفرمایید که تندروی عاقبت خوبی ندارد. اگر آنان جذب حضرات آقایان جامعه محترم مدرسین نشوند، در آینده گرفتار کسانی خواهند شد که مروج اسلام آمریکایی اند"؛ با ادبیاتی هتاکانه به جبهه پایداری و آیت‌الله مصباح نسبت به تندروی-یعنی مخالف با جبهه متحد و وحدت مد نظر جامعه روحانیت- و عاقبت آن هشدار داده بود. از ادبیات بی ادبانه مطلب عصبانی بودم و داشتم توی مسیر حرکت میکردم که" آقای م" از ادوار بسیج دانشگاه تهران و فعالین ستادی جبهه متحد را دیدم و گلایه کردم که این چه تیتر و چه مطلبی است علیه آقای مصباح!؟ او هم انتساب نشریه به ستاد را انکار کرد و با خونسردی گفت مال ما نیست، احتمالا بچه‌های کف میدان خودشان درآورده‌اند. جمله‌اش که تمام شد یکدفعه یکی از دوستانش با بغلی پر از آن نشریه از راه رسید و گفت حاجی بریم؟ گفتم عه اینها مال شما و ستاده؟ ‌ گفت آره دیگه. لبخند تلخِ سنگین‌تر از صد ناسزا تحویل "آقای م" دادم و رفتم. او امروز نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی است. انتخابات ریاست جمهوری سال نود و دو، دومین عرصه تقابل جبهه پایداری و جریان سنتی اصولگرایان بود. پس از کنار رفتن باقری لنکرانی، آیت‌الله مصباح و پایداری از جلیلی حمایت کردند و اصولگرایی سنتی از قالیباف. نتیجه این شد که حسن روحانی با هجده میلیون، رای آورد و قالیباف شش میلیون و جلیلی چهار میلیون رای آوردند. اصولگرایان مقصر شکست را جلیلی و حامی اصلی اش می‌دانستند. همان موقع یکی از فعالین رسانه‌ای آنها در گوگل پلاسش آیت‌الله مصباح را به عنوان مقصر این شکست لعن کرد. اقدام زشتش با واکنش شدید همه روبرو شد و او مجبور به حذف و عذرخواهی شد. مدتی پس از انتخابات ، برای تولیدمحتوای تاریخی وارد سایت خامنه‌ای.آی آر شدم. دیدم همان آقای لعن کننده آنجا است و قرار است نشریه‌ای به نام "خط حزب‌الله" راه بیندازد تا در هیاهوی دولت روحانی، به امت حزب‌الله "خط" بدهد! کار را راه انداخت و چندسال بعد با تغییر تیم خبرگزاری فارس، جزو مدیران ارشد آنجا شد. این دو خاطره، مشت نمونه خروار بود. از سال نود به بعد که آیت‌الله مصباح به مخالفت علنی و صریح با اصولگرایی غیرگفتمانی و قبیله‌گرایانه آقایان پرداخت، سیبل شد و کینه‌اش را به دل گرفتند. برخی بولتن و تحلیل‌های شبه امنیتی حتی وقیحانه مدعی بودند او می‌خواهد رهبری را تضعیف کند وخودش جای ایشان را بگیرد! در کف میدان رسانه هم قلم بدستانشان مک رر می‌گفتند او "مطهری زمان" است، یعنی باید برود با شبهات منحرفین مقابله کند و بیخود وارد سیاست شده و تا توانستند هم روی صحنه و هم پشت پرده علیهش فعالیت کردند. اما نماز غریبانه آقا بر پیکرش در سحرگاه روزهای کرونایی و تمجید کم نظیر از او در پیام تسلیتشان، خیلی چیزها را روشن کرد. نشریه خط حزب‌الله هم برایش تیتر زد "حکیم انقلابی و پارسا"، اما آن آقای لعن کننده توفیق این تیتر را نداشت، چون در خبرگزاری فارس بود. اینها علت این موضع ضعیف و لایت اصولگرایان در برابر توهین‌های حسین قدیانی به آیت‌الله مصباح است. خیلی هایشان که درباره زمین و زمان موضع می‌گیرند خود را به ندیدن زدند و برخی دیگر زیر فشار مطالبه، یک موضع دو خطی مختصر گرفتند و تمام. آنها که سال نود "نقد سیاست آقای مهدوی کنی" را توهین به روحانیت معرفی کردند و برایش سوگوار شدند،. حالا در برابر فحاشی و هتاکی هم قبیله ای خودشان به آیت‌الله مصباح سکوت کردند. این یعنی مبنای تقوا، سیاست و جناح است! یعنی دینداری باندی! اعضای جبهه پایداری هم که روزگاری همه هویتشان آیت‌الله مصباح بود ترجیح دادند سرگرم سفره‌ی غنیمت دولت منتخب باشند و به روی مبارک نیاورند! 🆔 @teribon_ir
💠 فیلم کامل دیدار رهبر معظم جهان اسلام با مرحوم علامه مصباح در منزل ایشان https://b2n.ir/h75306
💠 مصباح، نجاتمان داد یکی دو سال اول دبیرستانم بود. دو سه سال آخر دولت اصلاحات بود. جمله‌ای از مرحوم آیت الله مصباح یزدی -فکر کنم در سخنرانی‌های معروفش پیش از نمازجمعه تهران- نقل شده بود با این مضمون که الان در جمهوری اسلامی بانک‌ها رباخواری می‌کنند و ... در یک جمعی گفتم حالا این ادبیات هم خیلی خوب نیست! یکنفر در آن جمع بلند شد و مرا شست و پهن کرد روی دیوار، که تو چه میفهمی و به چه جراتی درباره آیت الله مصباح اینطور حرف میزنی و... همان فرد که مرید علامه مصباح بود و بعدتر عقدش را هم علامه خواند و علی ما نقل، سر عقد از شوق گریه هم می‌کرده، بعدتر مشایی‌چی شد و مخالف علامه شد و... . اما من اتفاقا سر آن اتفاقا ویرم گرفت که بروم آیت الله مصباح را بشناسم. دوم خردادی‌ها بدجور تخریبش می‌کردند. دبیرستانی بودم اما خوره کتاب و مجله. از آنجا پایم به کتابهای علامه باز شد. بعدتر که رفتم دانشگاه و فعالیتهای جدی‌تری داشتیم و شبهات جدی‌تری و بحثهای جدی‌تر، بیشتر چنگ میزدم به دامان اندیشه‌های ایشان. اینها را گفتم که بگویم اگر رگ غیرتمان برای مرحوم آیت‌الله مصباح باد ‌می‌کند مثل پایداری‌هایی که این روزها ساکت شده‌اند تا سر سفره غنیمتی دولت آینده به اندازه یک لقمه هم عقب نیفتند، از سر سیاسی‌کاری نیست! ما بچه بودیم و اگرچه اینستا و تلگرام و... نبود، اما بالاخره شبهه و وسوسه از هر سوراخی بود راه خودش را پیدا می‌کرد و می‌آمد داخل روح و جانمان. روزهای سختی بود، روزهای دولت دوم خرداد. تا دلتان بخواهد روزنامه داشتند، مجله داشتند، می‌نوشتند، تیتر می‌کردند، روی جلد می‌بردند و آتش می‌انداختن به خرمن اعتقادات ما. 💠 و ما را کتابها و سخنرانی‌های نجات داد. نمی‌ترسید، کم نمی‌آورد، کپ نمی‌کرد، محافظه‌کار نبود، از ترس فحشهای زنجیره‌ای‌های زنجیری در روزنامه‌های فردایشان، تیغ سخنرانی‌های پیش از نماز جمعه تهرانش را کند نمی‌کرد. می‌دید چطور دارند میزنند به ریشه اسلام و انقلاب و چطور ماها داریم دست می‌کشیم به لبه‌های دره تا شاید تکه سنگی، ریشه بیرون زده‌ای، ساقه خمیده‌ای پیدا کنیم و چنگ بزنیم و سقوط نکنیم. حالا زورمان می‌آید بعد از دوم خردادی‌های علیه ما علیه، یکی به اسم پسر شهید و... بر قبر مطهر او هم اسب براند. اصلا نامردی‌ست اگر آبرویی که او از خود خرج کرد برای نسل ما را فراموش کنیم و بگذاریم هی از اینطرف و آنطرف به او جسارت کنند؛ نمک‌نشناسی‌ست. تازه حرمت عالم و فقیه در اسلام و لزوم دفاع از او هم جای خود. بی‌خیال این هتاکی هم نمی‌شویم. همین. 🆔 eitaa.com/ANALYSTS 🌼🍃 🍃