🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟
1⃣ #بخش_نخست
🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر)
🔸آقای سید عبدالهادی فاطمی، دبیر محترم رشته ریاضی در مدارس قم، نقل کرد: اوایل سال ١٣۶٩ ش. نزد استاد دکتر حسین پدیدارنیا در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان تحصیل می کردم.
🔸ایشان در یکی از جلسات درس روانشناسی تربیتی که صبحهای چهارشنبه تشکیل می شد، به مناسبت بحث در باب #علل_انحطاط و پیشرفت یک جامعه چنین فرمودند:
🔸«زمانی که در آمریکا تحصیل می کردم از استادم که آمریکایی بود، پرسیدم علل عقب ماندگی ایران از قافله علم و تمدن پیشرفته غرب امروز چیست؟»
🔸استاد پاسخی به سؤال من نداد ولی من مطلب را دنبال کرده و در گرفتن پاسخ اصرار ورزیدم، تا آنکه روزی سر میز ناهار مجددا موضوع را با وی در میان گذاشتم. او گفت:
🔸«من نمی خواستم در کلاس، سؤال شما را پاسخ بدهم، ولی اینجا که حالت خصوصی دارد و شما هم اصرار داری، می گویم. راستش این است که اصلاً ما (آمریکاییها) در تعجبیم که شما چطور تا کنون باقی مانده اید، وکشورتان از صفحه روزگار محو نشده است؟! آن وقت شما از من می پرسی که چرا کشور ایران در پیشرفت و ترقی به پای کشورهای پیشرفته دنیا نرسیده است؟!»
🔸دکتر پدیدار نیا گفت: مطلب برایم روشن نشد، توضیح بیشتری خواستم. وی گفت: «با توجه به جریانات مختلفی که هر روزه در کشور شما رخ داده و می دهد، چه جای رسیدن به قافله تمدن است؟! اصولا کشوری چون کشور شما که یک روز دچار حمله وسیع مغول شده و پس از آن نیز تقریباً همیشه دچار کشمکشهای سخت درونی و فشارهای حادّ خارجی بوده است و نوعاً وضع ثابتی نداشته چطور می تواند حیات و موجودیت اجتماعی سیاسی خود را حفظ کند چه رسد به اینکه پیشرفت هم بکند؟! شما خیلی هم هنر کرده اید که، با وجود این همه بلاها و مصائب، باز زنده و باقی مانده اید! پیشرفت پیشکشتان! ما که می بینید امروز تازه به اینجا رسیده ایم، در سایه حدود دویست سال ثبات و امنیت در سیاست داخلی و خارجی بوده است (و خلاصه اظهار می داشت که وضعیت ایران برای او پیچیده می نماید).»
🔸حجة الاسلام سید عبدالرسول موسوی تهرانی، استاد محترم حوزه علمیه قم، در اوایل شهریور ١٣٧۴ ش. نیز نقل کردند: در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران پیرمردی که اکنون نام وی را در خاطر ندارم، برای من نقل کرد: من با #سفیر_انگلیس دوستی و مراوده داشتم. یک روز سفیر به من گفت:
🔸«فلانی، من از کار ایران در حیرتم. با مطالعات دقیقی که من در ادوار اخیر تاریخ ایران داشته ام به اینجا رسیده ام که، گذشته از مشکلات گوناگونی که در مواقع مختلف گریبانگیر این کشور بوده است، ١٧ بار مسائل و پیشامدهای مختلف (فشارهای خارجی ومشکلات داخلی) کار را به جایی رسانده است که نزدیک بوده است کشور ایران اساساً از روی نقشه جغرافیا محو شود، ولی به زودی حوادثی رخ داده و اوضاع در داخل و خارج کشور به گونه ای پیش رفته که این خطر برطرف شده است! حال چه سرّی در این امر نهفته است، معلوم نیست!»
🔺 آری، راز بقای ایران در فضای توطئهبار دو قرن اخیر چیست؟
🔻ادامه دارد ...
🔵@ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟
2⃣ #بخش_دوم
🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر)
🔻ماندگاری عجیب ایران!
🔸براستی کدام کشور نظیر ایران (شیعه) سراغ داریم که در دو قرن اخیر آن همه مورد طمع و تجاوز قدرتهای سلطه جوی جهانی قرار داشته و هر روز با یک یا چند توطئه و تعرض خانمانسوز نظامی یا سیاسی یا اقتصادی یا فرهنگی و یا همه اینها روبرو شده باشد، و در عین حال، از همه این امواج سهمگین به سلامت جسته و بر خلاف نوع کشورهای اسلامی و شرقی، حتی یک آن هم «استعمار رسمی» نشود و یک لرد انگلیسی یا پرنس روسی، کنت فرانسوی یا صاحب منصب پرتغالی، هلندی و اسپانیولی، ایتالیایی یا مستر آمریکایی رسما بر وی حکومت نکند.
🔸و این درحالی است که می توان لیستی دراز از نام کشورهای اسلامی در آسیا و آفریقا را تهیه کرد که هر ی، مدتی کوتاه یا مدید، تحت الحمایه یا مستعمره و مستملکه رسمی استعمار بوده اند.
🔸روسهای تزاری در اوایل قرن ١٩ به شمال ایران حمله کردند تا راهی به آبهای گرم جنوب گشایند، اما نشد و در پشت رود ارس متوقف شدند. مسلماً قدرت پیشروی تا قلب ایران را داشتند و عملاً نیز آذربایجان شرقی تا اردبیل در اشغال آنان بود و عوامل گوناگونی چون نو ریشگی حکومت قاجاریه، سیستم شبه ملوک الطوایفی موجود در سراسر کشور، کینه های فرو خفته در قلب رقبای سرکوب شده آغامحمدخان قاجار و بالاخره چشم و هم چشمی ها، تضادهای سیاسی موجود در دستگاه حکومت فتحعلیشاه و شاهزادگان قاجار نیز با پیشروی روسها به سمت تهران و سرنگونی فتحعلیشاه و تجزیه کشور مساعدت داشت ولی به دلایلی و از آن جمله، شروع درگیری عثمانیها با روسهای تزاری، همان عثمانی هایی که در دوران جنگ ایران و روس، طبق عهدنامه بخارست ١٨١۴ متعهد شده بودند محرمانه برای روسها اسلحه و مهمات و آذوقه ارسال دارند، چنین نشد!
🔸انگلیسها در طول همان قرن بارها کوشیدند تا منطقه سیستان، کرمان و خوزستان را به متصرفات خویش بیفزایند و صدها دسیسه نیز در این راه چیدند اما نشد.
🔸روس و انگلیس در معاهده سنپترزبورگ در سال ١٩٠٧ ایران را به سه منطقه (نفوذ روسها در شمال، نفوذ انگلیسها در جنوب، و منطقه پوشالی بیطرف در وسط) تقسیم کردند و در بحبوبه جنگ جهانی اول نیز تکمله های سری دیگری به آن زدند و ایران را هم عملاً اشغال کردند اما نشد!
🔸پس از آن، انگلیسها، به عنوان فاتح عمده جنگ جهانی مزبور، در خلأ فروپاشی امپراتوری تزاری و خلافت عثمانی در مقام آن برآمدند که ایران را تحت الحمایه خویش قرار دهند و برای این کار نیز قرارداد ١٩١٩ وثوق الدوله - کاکس را منعقد کردند و در راه پیشبرد آن رشوه ها دادند و داغ و درفشها به کار بردند، اما نشد!
🔸امپراتوری مغرور تزاری و خلف بلند پرواز بلشویک آن و بریتانیای کبیر، که «آفتاب در مستعمراتش غروب نمی کرد»، همگی رفتند و عثمانی نیز صد پاره شد و هر پاره آن لقمه ای در کام یک قدرت استعماری، ولی ایران مانده است و به خواست خدای متعال می رود که کیان و شکوه گذشته خویش را نیز از سرگیرد!
🔻به قول یکی از سیاستمداران قدیمی کشورمان: «ایران به بار پنبه ای می ماند، از هر سو بیفتد عیب نمی کند!»
🤔 چرا؟
🔻به قول یکی از نویسندگان معاصر:
🔸«گویی روزگار همه بلاها و بازیهای خود را بر ایران آزموده وآن را تا لب پرتگاه نیستی برده و از افتادن بازش داشته است. ایران از سخت جان ترین کشورهای دنیاست، دوره هایی بوده که با نیم جانی زندگی کرده ولی از نفس نیفتاده، چون بیمارانی که می خواهند نزدیکان خود را بیازمایند درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند چشم گشوده و زندگانی را از سر گرفته است!»
🔸راستی، هرگز به «راز بقای ایران» و «دوام استقلال آن» در این فضای سرشار از توطئه و تجاوز قدرتهای خارجی اندیشیده ایم؟!
🔸آن هم قدرتهایی که در عین تضاد منافع با یکدیگر، همواره بر سر تجزیه و بلع ایران اسلامی شیعه با هم «اشتراک منافع» و «وحدت نظر و عمل» داشته اند؟!
🔸ژنرال پاسکیویچ، فرمانده کل ارتش تزاری در عصر فتحعلیشاه که دوره دوم جنگهای ایران و روس را با پیروزی کامل روسیه و شکست فاحش ایران به پایان برد، زمانی که پس از گذشت مدتی از آن جنگ، احساس کرد که ایرانیها، با مشاهده درگیری میان ترکان عثمانی با روسهای تزاری، در مقام تجدید حمله به قفقازند، در تابستان ١٨٢٨ به عباس میرزا چنین نوشت:
🔸«تکیه بر مواعید سیاسی دولت انگلستان و اعتماد به اقوال ترکها، هر دو باعث زیان و خسران ایران است. انگلستان قدمی برای دفاع از ایران در مقابل روسیه برنمی دارد و تنها منظور وی محافظت هندوستان است.»
🔸«سیاستمداران جهان، وجود دولت عثمانی را برای حفظ موازنه و تعادل اروپا لازم می دانند. لیکن هیچ نظر و توجهی ندارند که حکومت ایران از چه قرار است و سلطنت آن با کی و چه خانواده ای است؟»
🔻ادامه دارد ...
🔵@ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟
3⃣ #بخش_سوم
🖋مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر)
🔻در بین انگلیسی ها نیز کم نبوده اند کسانی همچون گرگور، که به تز: «به نفع همه کس، به زیان ایران»! معتقد و مصر بوده اند.
🔸قراردادهای اقتصادی-استعماری که در دو قرن اخیر میان ایران و بیگانگان بسته شده، و نوعاً هم تحمیلی بوده (نظیر قرارداد: امتیازات رویتر و قرارداد رژی، دارسی و ...) و نیز وامهایی که دولت ایران با شروط سخت و کمر شکن، از همسایگان قدرتمند و سلطه جوی خویش ستانده و پاره ای از تأسیسات مهم کشور را به عنوان وثیقه بازپرداخت آنها گرو قرار داده (نظیر دو وام سنگین دولت ایران از روسهای تزاری در عهد مظفرالدین شاه)، هر یک به تنهایی می توانست کشوری را در حلقوم استعمار فرو برد و آن را «مستعمره رسمی» قدرتهای بزرگ قرار دهد.
🔸چنانکه در پاره ای از کشورهای بزرگ آسیا و آفریقا همین جریان اتفاق افتاد. استعمار بریتانیا، شبه قاره عظیم و وسیع هند را با «کمپانی تجاری هند شرقی» گرفت و حدود دو قرن کمابیش بر آن حکومت کرد.
🔸مصر نیز در دهه های پایانی قرن ١٩ و اوایل قرن ٢٠، از طریق وامهایی که خدیوان مصر از دول غربی گرفته و در بازپرداخت آن درمانده بودند، گرفتار سلطه مستشاران انگلیسی شد و کسانی چون لرد کرومر، دهها سال حاکم و آمر مطلق بر آن دیار شدند.
🔸اما در ایران، با مصائبی که برای روسیه تزاری در فاصله سالها ١٩٠۵ تا ١٩١٧ پیش آمد و به زوال همیشگی خاندان رومانف انجامید، خوشبختانه این فاجعه تکرار نگشت❗️
🔸از قراردادهای استعماری و مضرات آن برای کشورها سخن گفتیم. بر اساس قرارداد امتیازات رویتر که در سال ١٢٩٠ قمری میان صدر اعظم فراماسون و انگلوفیل ناصرالدینشاه (میرزا حسین خان سپهسالار قزوینی) و جولیوس دورویتر (یک مسیحی یهودی الاصل آلمانی نژاد نور چشم ملکه ویکتوریا، و مؤسس خبرگزاری امپریالیستی رویتر) منعقد شد، امتیاز انحصار کشیدن راه آهن و تراموای در تمام ایران به علاوه انحصار استخراج تمام معادن، غیر از طلا و نقره، نیز امتیاز جنگلها، انحصار آباد کردن کلیه زمینهای بایر، حفر قنوات در تمام ایران، کندن مجاری آب و ... ساختن آسیاب و کارخانجات، دایر کردن بانک دولتی، امتیاز ساختن هرگونه راه و کشیدن خط تلگراف در سراسر ایران، یکجا به رویتر (و در حقیقت، به بریتانیا) واگذار شد!
🔸زمانی هم که مرحوم آیة الله حاج ملا علی کنی، مرجع متنفذ پایتخت، با همراهی علمای دین و برخی از رجال صالح سیاسی و پشتیبانی مردم، با قرارداد و صدر اعظم عاقد قرارداد درافتاد و اجرای قرارداد را متوقف ساخت، بر سر لغو آن، بیش از ١۵ سال بین دولت ایران با شخص رویتر و سفارت انگلیس کشمکش و درگیری سیاسی وجود داشت تا آنکه پس از مرگ مرحوم کنی، و گرایش عقربه سیاست خارجی ایران (در اثر سختگیریها و تحکمات بیش از حد سفیر روسیه در ایران، و دانه پاشیهای لرد سالیسبوری) به سمت لندن، انگلیسها با تحصیل امتیازاتی نظیر حق انحصاری چاپ و نشر اسکناس در ایران، آزادی کشتیرانی در کارون و امتیاز تنباکو، رضایت دادند که قرارداد امتیازات رویتر کان لم یکن تلقی شود.
🔸و در این میان، اگر همان یک امتیاز کاشت، برداشت و خرید و فروش تنباکو (امتیاز رژی) در کشورمان اجرا می شد و نهال کمپانی رژی (و در حقیقت استعمار بریتانیا) در این سرزمین ریشه می دوانید، با دسایس بسیاری که دیپلماسی لندن به بهانه اجرای قرارداد مزبور چیده بود، بزودی از ایران یک هند یا مصر ثانی می ساختند! 😱
🔸آگاهان به تاریخ قرن اخیر ایران، می دانند که تنها یک قرارداد دارسی و کمپانی نفت ایران و انگلیس، در نیمه اول قرن بیستم، چه مشکلات عظیم و پیچیده ای را در کشورمان به وجود آورد و چه کابینه هایی را سرنگون کرد. و انگلیسیها، با چه تمهیداتی، سردار اسعد بختیاری (سهامدار نفت جنوب) را از لندن به خوزستان شیخ خزعل و از آنجا به تهران فرستادند تا دولت مرکزی را سرنگون سازد. نیز چگونه برخورد تند آنها در شهریور ١٣٢٠ با رضاخانی که خود آورده بودند ریشه در کشاکش وی در نیمه دوم عصر حکومت خویش با انگلیسها بر سر نفت داشت؟
🔸و بالاخره می دانند که ملی کردن صنعت نفت چه هزینه سنگینی برای ملت ما (که یکی از آنها، کشتار ٢٨ مرداد ١٣٣٢ و تجدید موج اختناق و سرکوب پس از آن بود) دربرداشت.
🔸بنابراین، اگر قرارداد امتیازات رویتر یا رژی، که قلمرو اجرای آن تمام ایران بود، در بخشی از خوزستان، پیاده می شد، چه فجایعی را به وجود می آورد و کار ایران و اسلام را به کجا می کشانید؟!
🤔 و شگفتا که، نه تنها قرارداد اجرا نشد، بلکه دولت مقتدر لرد سالیسبوری (نخست وزیر وقت انگلیس) نیز که حامی قرارداد بود سرنگون گشت!
🔻ادامه دارد ...
🔵 @ANALYSTS
🟡 راز بقاى ایران و حفظ استقلال آن چیست؟
4⃣ #بخش_چهارم
🖋 مرحوم استاد على ابوالحسنى (منذر)
🔺اشاره:
شاید بارها در ذهن ما این پرسش مطرح شده باشد که راستى چگونه کشور ایران، در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود، با وجود جنگها، فتنه ها و آشوبهایى که هر یک از آنها به تنهایى براى از پا در آوردن ملتى کافى بود، پایدار مانده و اگر چه بارها تا مرز سقوط کامل پیش رفته، اما باز قامت راست کرده و به حیات خود ادامه داده است؟
🔻در سلسله یادداشت هایی که در شماره اول، دوم و سوم تقدیم شما عزیزان شد، نویسنده گرانسنگ، مرحوم استاد حجت الاسلام علی ابوالحسنی تلاش کرده تا پاسخى متقن و مستند به این پرسش بدهد.
🔸ایران یا مشخص تر بگوییم: ایران اسلامى شیعه، طبق مشیّت الهى، در «طرح کلان خلقت» نقشى مهم و تاریخ ساز بر عهده دارد، که عقل و نقل و تجربه و حسّ، گواه و شاهد آن است.
🔸چنانچه با دید کلّى و کَلان به دستگاه خلقت بنگریم و بویژه با چراغ وحى، بطون تو در تو و پیچاپیچ آن را بکاویم و درنوردیم، جهان را مجموعه اى همسو و هدفمند مى یابیم که به سوى استقرار عدل مطلق رهسپار است و از این منظر بلند، همه چیزف آن حتى تلخی ها و ناگواریهایش، در جاى خود، بجا و بهنجار است.
🔸چه بگوییم: حتى ابلیس با وسوسه هاى عقل سوزش، و نفس امّاره با تمنیّات بدآموزش نیز، از اسباب سعادت اختیارى انسان، و ملزومات راه استکمال وى، خواهد بود. و شاید «حافظ» قرآن، به همین معنا نظر داشته، آنجا که گفته است:
«پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد!»
🔸در طرح کلان خلقت، که همان تقدیر کلّى الهى است، جهان با آفرینش نور معصومین(ع) آغاز مى شود و سپس همایش عامّ روز اَلَسْت بر پا مى گردد. و آنگاه پس از گذشت روزگاران دراز، عرصه زمین به عنوان محل آزمون نهایى انسان در عمل به عهدنامه روز اَلَست، آماده مى شود، و آدم ابوالبشر، با هبوط خویش بدین خاکدان، فصلى نو در کهنه کتاب تاریخ جهان مى گشاید که واژه ها و جملات آن، انبوه انسانها و جماعات بشریند و فرزندان وى، چونان کاروانى عظیم و پیوسته، در مسیرى پرفراز و فرود گام مى نهند و راهى منزلگاهى مى شوند که از طوفان نوح، حجّ ابراهیم، خروج موسى، عروج عیسى و بعثت محمّد(ص) و همایش غدیر و قیام عاشورا مى گذرد، و در پایان به فرج کلّى بشریت، تحت رهبرى آخرین پیشواى معصوم از تبار پیامبر(ص) مى رسد، که آن خود، در حکم طلایه قیام کبرى و گشایش محکمه عدل الهى در رستاخیز اعظم است.
🔸خداى جهان، جلّت عظمته، اراده قاطع خویش را نوعاً از طریق علل و اسباب پیش مى برد (١) و در فراهم ساختن زمینه هاى تحقق آن فرج کلّى نیز، بى شک ایران اسلامى شیعه یکى از علل و اسباب است.
🔸زمانى که اسلام از مرزهاى عربستان گام بیرون زد، دو سدّ بزرگ را فراروى خویش یافت: امپراتورى روم شرقى، و امپراتورى ایران ساسانى.
🔸اوّلى (امپراطوری روم)، به رغم از دست دادن مهمترین مستعمراتش: مصر و شامات، بیش از ۸ قرن مقاومت ورزید تا دژ مرکزی اش (بیزانس) زیر ضربات ارتش اسلام فرو ریخت؛ ولى دومى (امپراتورى ساسانى)، در همان دهه هاى نخست قرن اول هجرى به سرعت فرو پاشید و اسلام، براى همیشه، آیین مردم ایران شد.
♦️این #دوگانگى را چگونه مى توان توجیه کرد؟
🔸اگر ارتش اسلام، توان کوبیدن سریع یک امپراتورى عظیم را دارا بود، پس چگونه تسخیر و فروپاشى بیزانس، ۸۰۰ سال به تأخیر افتاد؟!
🔸پاسخ این است که، نابودى سریع امپراتورى ساسانى، گذشته از فساد عمیقى که خرچنگ وار بر جان آن امپراتورى چنگ انداخته بود، معلول موج انفجار اصول نجاتبخش اسلام بود. روشن تر بگوییم: فروپاشى رژیم ساسانى، شکست یک ملت در عرصه نظامى از قشون بیگانه و عدالتخواه از آرمانهاى رهایى بخش اسلام بود، که نوید رهایى از یوغ جَور، فساد و تبعیض را مى داد، مردم ایران در برابر پیامبرى کُرنش کردند که صلاى عدل و آزادى در داده بود. پیامبرى که فراتر از طبقه و نژاد مى اندیشید، همه چیز را براى همگان مى خواست، و ملاک برترى را تنها و تنها تقوا مى شمرد، و بس.
🔸آرى، جاذبه آن اصول رهایى بخش بود که ایرانى خسته از فساد و تبعیض ساسانى را، مشتاقانه به پیشواز اسلام فرستاد و موج انفجارش بنیاد فرسوده آن رژیم را درهم ریخت. و درست به همین دلیل نیز، زمانى که این ملّت بزرگ دریافت، حکّام اموى در پوشش عنوان خلیفة الرسول، در پى تحمیل «عروبه» (حاکمیت نژاد عرب بر دیگر ملل و اقوام) اند، به تشیّع روى آورد که اسلام خاندان پیامبر(ص) است و به تأسّى از قرآن و سیره رسول(ص) بنا را نه بر نژادپرستى و تبعیض طبقاتى، که بر عدل، تقوا و تساوى در برابر قانون مى نهد و تشنگان حقیقت را مستقیماً از زلال معنویت اسلام، سیراب مى سازد. (٢)
♦️پی نوشت ها:
١. اصول کافى، کتاب الحجة، باب معرفة الامام، حدیث۷
٢. در این باب، به تفصیل در کتاب «رمز اسلام و تشیع ایرانیان» (مخطوط) بحث کرده ایم.
🔻ادامه دارد ...
🔴 @ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟
5⃣ #بخش_پنجم
🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر)
🔻استاد شهید مرتضى مطهرى در باب «رمز اسلام و تشیع ایرانیان» سخنى نغز دارد. ایشان در کتاب «خدمات متقابل ایران و اسلام» مى نویسد:
🔸«حقیقت این است که علت تشیّع ایرانیان و علّت مسلمان شدنشان یک چیز است: ایرانى روح خود را با اسلام سازگار دید و گمگشته خویش را در اسلام یافت. مردم ایران که طبعاً مردمى با هوش بودند و به علاوه سابقه فرهنگ و تمدن داشتند، بیش از هر ملت دیگر نسبت به اسلام شیفتگى نشان دادند و به آن خدمت کردند.
🔸مردم ایران، بیش از هر ملت دیگر به روح اسلام توجه داشتند و به همین دلیل، توجه ایرانیان به خاندان رسالت از هر ملت دیگر بیشتر بود و تشیّع در میان ایرانیان، نفوذ بیشترى یافت. یعنى ایرانیان روح اسلام و معنى اسلام را در نزد خاندان رسالت یافتند. فقط خاندان رسالت بودند که پاسخگوى پرسشها و نیازهاى واقعى روح ایرانیان بودند.
🔸آنچه که بیش از هر چیز دیگر، روح تشنه ایرانى را به سوى اسلام مى کشید، عدل و مساوات اسلامى بود. ایرانى قرنها از این نظر محرومیت کشیده بود و انتظار چنین چیزى را داشت. ایرانیان مى دیدند کسانى که بدون هیچگونه تعصّبى، عدل و مساوات را اجرا مى کنند و نسبت به آن بى نهایت حساسیت دارند، خاندان رسالت اند. خاندان رسالت، پناهگاه عدل اسلامى، مخصوصاً از نظر مسلمانان غیر عرب بودند.
🔸اگر اندکى به تعصبات عربى و تبعیضاتى که از ناحیه برخى خلفا میان عرب و غیر عرب صورت مى گرفت و دفاعى که على بن ابى طالب(ع) از مساوات اسلامى و عدم تبعیض میان عرب و غیر عرب مى نمود، توجه کنیم، کاملاً این حقیقت روشن مى شود.»
🔻سخن استاد را دانشمند مسیحى لبنانى [جبران خلیل جبران] نیز تصدیق مى کند:
🔸«فرزند ابى طالب، شهید عظمتش شد. او از این جهان درگذشت در حالیکه نماز میان دو لبش بود و قلبش از شوق خدا لبریز بود. عرب، حقیقت مقام و مرتبت وى را نشناخت تا آنکه گروهى از همسایگان و یا برادران ایرانى اعراب بپا خاستند و میان جواهر و سنگریزه تفاوت گذاردند.»
🔸ایرانى مسلمان با کشف هوشمندانه على و خاندان پاک نبى(ص) در میان اصحاب پیامبر و ایمان استوارش به راه و رسم این خاندان، یعنى تشیّع، گام در گردونه تقدیر کلى الهى (همان طرح کلان خلقت) گذارد و در نتیجه بار سنگین رسالت الهى مبنى بر آماده سازى تدریجى جهان براى تحقق فرج کلّى -یعنى حاکمیت توحید بر سراسر گیتى به رهبرى قائم آل محمّد(ص)- بر دوش وى نهاده شد.
🔻مطلب را درست دریابیم👇
🔸اسلام البته با امتیازات نژادى، سر سازش ندارد و صرفاً به اعتبار طبقه و نژاد، ارباب قرشى را بر برده حبشى رجحان نمى نهد، امّا در عین حال بى جهت نیست که طبق روایات ظهور، اصحاب شاخص مهدى(عج) یعنى آن ۳۱۳ تَن که با برخاستن نداى حضرت، برق آسا از اقطار گیتى به وى خواهند پیوست تا بازوى پرتوان وى در اصلاح جهان باشند، همگى یا ایرانى اند و یا ایرانى تبار!
🔺بخش چهارم
🔻بخش سوم
🔺بخش دوم
🔻بخش نخست
🔻ادامه دارد ...
🔴 @ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟
6⃣ #بخش_ششم
🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر)
🔸در دوران جنگ جهانى اول و اشغال ايران توسط قواى انگليس و روس كه حملات و هجوم ها به ملت شيعه اوج گرفته بود، مرحوم آية الله العظمى نائينى (ره) خيلى پريشان بودند و نگران از اينكه وضع به كجا خواهد انجاميد.
🔸حضور قشون متجاوز اجنبى در خاك ايران و كشتارهاى فراوانى كه از مردم مظلوم و غيور اين سرزمين در جريان كشاكش مزبور صورت گرفت، همراه با قحطى و كمبود شديد ارزاق عمومى، قلب همه عناصر شريف و مستقل اين ديار را به درد آورده و شديداً نگران اسلام و ايران و تشيع ساخته بود.
🔸مرحوم آية الله نائينى نيز يكى از همين افراد بودكه مشاهده وضع اسفبار ايران و مردم مسلمان و شيعه آن در زير چكمه صاحب منصبان ضد اسلام، آرام و قرار را از وى گرفته بود. در همين زمانها شبى به امام عصر، عجل الله تعالى فرجه، متوسّل مى شود و در حال توسل و گريه و ناراحتى به خواب مى رود و خواب مى بينند كه ديوارى به شكل نقشۀ ايران، شكست برداشته و خم شده و در حال افتادن است.
🔸در زير اين ديوار يك عده زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روى سر اينها خراب مى شود.
🔸مرحوم ميرزا وقتى اين صحنه را مى بينند به قدرى نگران مى شوند كه فرياد مى زنند و مى گويند كه: خدايا اين وضع به كجا خواهد انجاميد؟
🔸در اين حالات، مى بينند كه حضرت امام عصر، ارواحنافداه، تشريف آوردند و انگشت مباركشان را به طرف ديوارى كه خم شده و در حال افتادن بود گرفتند و آن را بلند كردند و دومرتبه سرجايش قرار دادند و بعد فرمودند:
♦️ «اينجا شيعه خانه ماست. مى شكند، خم مى شود، خطر هست، ولى ما نمى گذاريم سقوط كند، ما نگهش مى داريم».
🔹کانال استاد ابوالحسنی منذر
🔵 @ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟
7⃣ #بخش_هفتم
🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر)
🔻پیغام عجیب امام زمان (عج) به میرزای شیرازی (ره)
🔺به میرزا بگو من همانم که شب نیمۀ شعبان به تو انگشتر دادم!!
🔸مرحوم حاج ملا على واعظ خيابانى تبريزى در كتاب «علماء معاصرين» (ص۴٨-۴٩) تحت عنوان «كرامت عظيمه براى ميرزاى شيرازى» مینويسد:
🔸صديقنا الأعظم العلاّمة آقا ميرزا محمد على اردوبادى -ايّده اللّه تعالی- مرا نقل فرمود كه عالم فاضل آقا ميرزا مطّلب اوردوبادى در ٣ ذیقعدة الحرام سنه ١٣۵٠ از حاج محمد جعفر اصفهانى روايت كرد كه:
🔸مرد تاجرى بود كه در اوّل امر تجارت مى كرد، بعد كارش تنزّل نمود و به تنگدستى درافتاد پس به نجف اشرف آمده مجاور آن مشهد مطهّر گرديد و در نجاح [=گره گشایی] از امر خود به قبر شريف ملتجى گشته ملتزم اعمال و دعوات شد تا آنكه به او گفتند كه، التزام به مسجد سهله در هر شب چهارشنبه تا چهل هفته موجب فوائد كثيره است و مشهور است كه هر كه بدين عمل مداومت بنمايد حضرت حجّت صلوات اللّه عليه را میبيند.
🔸پس بدين عمل مشغول شد و يك اربعين تمام كرد و از نجف به سامّرا عازم شد كه شايد در آنجا به مقصد نايل آيد.
🔸پس شترى كرايه كرده سوار شد در اثناء راه به جهت قضای حاجت پايين آمد و مكارى [=چاروا دار و خرکچی] سوار شد تا او برگردد. گويد چون تطهیر كردم و براه افتادم، ديدم شخصى كه آثار جلالت از وى هويدا بود، نزد من حاضر شد؛ هيبت او بر من غلبه كرد و او در زىِّ عرب بود، پس شروع كرد به حرف زدن با من و فهميد كه من عازم سامّراء هستم فرمود:
🔸«قل للميرزا يقول لك الرّجل الفلانى لم غفلت عن السيّد الفلانى فان قال من ذا؟ قال: لك هذا فقل له الّذى اعطاك الخاتم ليلة النصف من شعبان».
🔸یعنی: به ميرزای شيرازى بگو كه فلان شخص به تو مى گويد كه چرا از فلان سيد غفلت كردى اگر پرسید چه کسی اين را به تو گفته؟ بگو آن كس كه ترا در شب [نيمه] شعبان انگشتر داد!
🔸گويد: من گرسنه بودم و چيزى نداشتم كه بخورم به جهت آنكه وقت حركت از نجف بواسطه ضيق وقت نتوانستم آذوقه تهيّه كنم پس فرمود: «كأنَّك جائع و اعطانى قرصين هما حديث عهد بالخبز فيهما من حرارة النّار»؛ یعنی گويا تو گرسنه اى و مرا دو قرص نان گرم و تازه عطا فرمود و من از اين امر تعجب كردم كه در اين بيابان قفر [= بی آب و علف] همچنين چيزى عادتاً ممكن نيست و به خاطرش القا شد كه اين بزرگوار امام عصر -عجّل اللّه فرجه- است. در اين حال از نظرم غايب شد.
🔸پس در حسرت و تأسف ماندم كه با آن همه اشتياق تمام كه داشتم، بعد از شناختن از نظرم غايب شد، با آنكه بيابان وسيعى بود و آن حضرت نزد من بود و رجاء واثق در نجاح امر خود مرا حاصل شد تا به سامّرا آمده خانه ميرزا رفتم، گفتند به حمّام تشريف برده من رفته ديدم از اندرون به مسلخ مى آيد و چون روى جامه خود نشست من نزديك رفته دست او را بوسيده شرح حال گفتم تا رسيدم به قول حضرت حجّت -عجل الله فرجه- كه فرمود: «الذى اعطاك الخاتم ليلة النّصف من شعبان»؛ [میرزا پس از دادن این نشانی از کلام امام زمان (عج)] مرا در بر كشيد و از پيشانى من بوسيد و فرمود: بيا به خانه من. رفتم در سامّرا ماندم و در آن مدّت كه در آنجا بودم مرا يومّيه می داد، آنقدرى كه به يوميّه من كفايت مى كرد. پس برگشتم به بغداد و مشغول تجارت شدم و وسعت معاش، مرا حاصل گرديد.
🔸مؤلّف گويد: بعد از نقل اين كرامت، بنده خود با جناب حاج محمد جعفر آقا اصفهانى، وفّقه اللّه تعالى، در تبريز ملاقات كرده، اين تفصيل را استفسار نمودم. فرمود: بلى، صحيح است و مطلب همان است كه جناب ميرزا مطلب، دام فضله العالى، از من روايت كرده اند (پايان نوشته مرحوم خيابانى در علماء معاصرين).
🔺کتاب راز بقای ایران؛ عنایات اهل بیت (ع)، اثر استاد ابوالحسنی (منذر)، نسخه خطی.
🔵@ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟
8⃣ #بخش_هشتم
🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر)
🔻ماجرای عنایت امام عصر (عج) به ایران در جنگ جهانی
🔸استاد علی ابوالحسنی (۱۳۹۰ - ۱۳۳۴) مشهور به «مُنذِر» از رازآگاهانِ تاریخ ایران و جهان و از طلایهداران ستیز با تحریفات تاریخی بود که با دقتی بیبدیل گمگوشه های تاریخ را بازجست و راهی جدید را فراروی تاریخپژوهان گشود.
🔸استاد فقید، به عنوان اندیشمندی پدیدارشناس و تاریخنگاری صاحب سبک، بر آن بود تا بین لایههای پیدا و پنهان تاریخی پیوند زند و با گذار از سطح ظاهری امور و رهیابی به ابعاد ناپیدای آن از تاریخنگاری «پوزیتویستی» و «ظاهرگرا» عبور کند و ضمن تلفیق علل و عوامل باطنی با اسباب مادی، به تاریخنگاری «دینی» و «قدسی» رهنمون گردد. در نگرش فلسفه تاریخی استاد ابوالحسنی، حقایق و پدیدههای هستی نه تنها در پوسته ظاهری آن «محسوسات مادی» محدود نمیشوند، بلکه دو عرصه «محسوس» و «نامحسوس» یا به تعبیر قرآنکریم «غیب» و «شهادت» را درمینوردند.
🔸بنابراین علل و اسباب ظاهری در «طولِ» علل و اسباب باطنی و غیبی قرار داشته است و «تعارض و تزاحم» میان آن دو وجود ندارد تا مجبور شویم یکی را به جای دیگری برگزینیم و دیگری را وانهیم، بلکه در علل و اسباب حوادث جهان، نخست علل و اسباب باطنی، که همان سنتهای استوارِ الهی حاکم بر طبیعت و تاریخند، قرار دارند و سپس در طول آنها و با تأثیرپذیری از آنها نوبت به علل و اسباب ظاهری میرسد.
🔸استاد فقید در همین راستا و به منظور کاوش در ژرفْنای تاریخ معاصر ایران، در حال تدوین کتابی بود که با انبوهی از اسناد تاریخی، راز بقا و پایداری ایران را در عنایات غیبی اهل بیت(ع) باز میجست؛ کتابی که میتوانست ما را به لایههای مخفی و پر رمز و رازِ تاریخ ایران برد و در زمره #مشهورترین آثار استاد ابوالحسنی به شمار آید، اما دریغا که پیک اجل مهلت نداد و قبل از پایان یافتن این کتاب، کتاب عمرش به پایان آمد.
🔸بر اهل نظر پوشیده نیست که «غیبت» حضرت ولیعصر (عج) هرگز به معنى «به خود وانهادگىِ مطلق» شیعه و محرومیت او از الطاف خاص آن حضرت نیست. الطاف و عنایات آن جناب، به ویژه در مواقع سخت و بحرانى تاریخ، بسان درخشش خورشید از خلال ابر، گاهی برقى مىزند و جلوهاى بارز مىیابد. همانطور که در سایر مواقع نیز سایه روشن لطف آن «آفتاب پنهان» کمابیش بر اهل دل محسوس است.
🔸در این باب، باید خصوصاً از ایران اسلامى شیعه یاد کرد که بالأخص در دو قرن اخیر تاریخ پرتلاطم خویش، بارها و بارها آینهدار تابش «مِهرِ» یار بوده است. به قول محمود شاهرخى (جذبه) شاعر دلآگاه معاصر:
☀️ تا کشتى امت را سُکّان به کف نوح است
بیمى نبود ما را از لطمه طوفانها
🔸نوشتار حاضر، در همین راستا به جلوهاى از الطاف امام عصر (عج) در یکى از حساسترین مقاطع تاریخ ایران، دوران جنگ جهانى اول و اشغال کشورمان توسط قشون روس، انگلیس و عثمانى مىپردازد.
🔻هجوم روسها به بارگاه رضوی (ع) و رؤیاهای عجیب
🔸فروپاشى و قتل عام فجیع سلسله سلطنتى روس تزارى (خاندان رومانف و نیکولاى دوم) در ۱۹۱۷ م. که پس از گذشت مدت کوتاهى از اقدام وحشیانه قشون تزارى به گلوله باران گنبد مطهر رضوى و کشتار فجیع زوّار امام هشتم (ع) صورت گرفت، از حوادث مشهور و عبرتانگیز تاریخ معاصر است که همگان به «غیر عادى بودن» آن اعتراف دارند. توضیح این صحنه شگفت تاریخى و اسرار پشت پرده آن چنین است:
🔸سالهاى پیش از جنگ جهانى اول، براى کشورمان سالهایى بسیار سیاه و مصیبت بار بود. تاخت و تاز نیروهاى نشاندار روس و انگلیس، اولتیماتومها و بدکنشىهاى آن دو کشور زورگو و اعدام علما و آزادیخواهان از مسائلى بود که هر از گاه به اندک بهانه اى تجدید مىشد و علاوه بر اشغال گوشه هایى از خاک کشورمان، قرارداد محرمانه ۱۹۰۷ روس و انگلیس مبنى بر تجزیه ایران به مناطق نفوذ، خصوصاً با تکمله سرّى آن در ۱۹۱۵، طنابِ دارِ استقلال و تمامیت ارضى ایران را هر لحظه محکمتر مىساخت. مهمتر از همه، جنایت فجیع روسها در ربیعالثانى ۱۳۳۰ ق. مبنى بر به توپ بستن گنبد مطهر حضرت رضا (ع) که قلب هر آزادهاى را داغدار ساخت.
🔸فجایع مزبور، ایران را در موجى وسیع از اندوه و عزا فروبرد؛ چنانکه عبداللّه مستوفى مىنویسد: «شبها در زیرزمین زیر ساعت صحن حضرت عبدالعظیم، جمعیت هزار نفرى از مقدسین ... با ناله و ندبه نسبت به دولتین [روس و انگلیس] لعن و نفرین مىفرستادند. سحر قرآن سر مىگرفتند، خطیب جماعت دست به دعا برمىداشت، از درگاه خداوند خذلان دولتین را استدعا مىکرد. هزار صدا با حدّت بىنظیر آمین مىگفت، مخصوصاً نسبت به روسها که حرم حضرت رضا (ع) را بمباران کرده بودند، عداوت بىاندازه بود و انگلیسها را چون با آنها همکار بودند دشمن مىداشتند.»
🔻ادامه دارد ...
🔵 @ANALYSTS
🟠 مردی که دانای راز تاریخ ایران بود
🔺مورخ فقید، استاد ابوالحسنی منذر (ره)
افسوس که خزان عمر فرصت طلایی نگارش کتاب گرانسنگ «راز بقای ایران؛ عنایت اهل بیت (ع)» را به استاد نداد.
کانال اسرار تاریخ | مرحوم استاد ابوالحسنی منذر
🔵 @ANALYSTS
🔅عالم غیب🔅
🌹 امید و نگاهم به آینده این کشور خیلی روشن است.
🔸میدانم که خدای متعال اراده فرموده است که این ملت را به متعالیترین درجات برساند
🔸و بدانید که بدون تردید انشاءالله ملت ایران به برکت اسلام و نظام اسلامی به عالیترین درجاتِ یک ملت در حد و اندازه ملت ایران خواهد رسید.
🔹امام شهید انقلاب | ۱۳۹۶/۱۰/۱۹
🔵 @ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟
9⃣ #بخش_نهم
🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر)
🔻ادامهٔ ماجرای عنایت امام عصر
(عج) به ایران در جنگ جهانی ...
🔸آرى، در چنین شرایطى بود که دو جبهه متخاصم (متفقین و متحدین)، شرق و غرب جهان را عرصه نبردى بىامان ساختند و در پى آن به طور طبیعى، ناگهان سطح فشار و تحکمات دو همسایه در کشورمان کاهش یافت. تو گویى دستى از غیب بیرون آمد و در پاسخ به دعاى دلسوختگان این دیار، از این زندان تیره، که به وسعت یک کشور بود، روزنهاى به هواى آزاد گشود!
🔻نوید غیبى به اضمحلال رژیم تزارى
🔸اوج این شادى و سرور نیز وقتى بود که امپراتورى تزارى، با حملات برقآساى ارتش آلمان از خارج و شورش مردم در داخل از پا درآمد و خاندان رومانوف (که قرنها بر بخشى عظیم از جهان حکم رانده و خواب تسخیر ایران و ترکیه را مىدید) با آن وضع عجیب و عبرتانگیز که در تاریخ بىسابقه است، تار و مار گشت و شگفت آنکه نوید فروپاشى این سلسله مدتها پیش از شروع جنگ جهانى، از سوى امام عصر (عج) و نیاى بزرگش، امام هشتم (ع) کراراً به دلسوختگان و مظلومان کشورمان داده شده بود.
🔻آقا نجفى قوچانى، عالم برجسته و وارسته عصر مشروطه ضمن اشاره به شروع جنگ جهانى اول و پخش خبر آن در نجف مىنویسد:
🔸«رفتم به بیرونى مرحوم آخوند [خراسانى] که صنادید قوم در آنجا همیشه جمع بودند. شنیدم که پسر کوچک مرحوم آخوند نقل مىکند که وقتى در تهران بودیم، سید مقدسى که در همسایگى ما بود، شبى خواب دیده بود که پیغمبر و حضرت رضا و حضرت حجت وارد شده بودند به منزل سید، و سید احتراماً به پا ایستاده بود و پیغمبر نشسته بود و آن دو امام نیز در خدمت پیغمبر به پا ایستاده بودند. بعد حضرت رضا(ع) به پیغمبر شکایت از روس نموده بود که شیعیان ما از دست این خرس شمال در فشار و نکال هستند، تدبیرى بفرمایید.
♦️پیغمبر فرموده بودند: «چون امروزه مدیر دنیا، حجتبنالحسن است عرض شکایت به ایشان بنمایید»،
حضرت رضا (ع) همان شکایت از روس را به حضرت حجت (عج) نمود.
♦️حضرت حجت (عج) گفتند: «تا ۲۰ ماه به من مهلت بده تا آنکه تدبیر این کار تمام شود و بعد از آن روس مضمحل گردد»
🔸و حالا که این جنگ شروع شده سه ماه مانده که ۲۰ ماه تمام شود و من یقین دارم که روس تا سه ماه دیگر مضمحل خواهد شد. و با این فشنگ صِربى، آتش براى روس برافروخته توسط حاج ویلهلم [مقصود، امپراتور مقتدر آلمان در جنگ جهانى اول است!] را قوت و نصرت بدهد. اى به قربان حضرت حجت (عج) که تدبیرى نمود. الان از هر طرف که شود کشته شود [بقای] اسلام است و الا ما آخوندها چه از دستمان مىآید با روس منحوس؟»
🔸رمز اینکه ادیب پیشاورى (حکیم و شاعر برجسته ایران در عصر مشروطه) نیز آن همه ابیات در مدح قیصر آلمان (ویلهلم دوم) سروده، خوابى است که پس از گلولهباران بارگاه رضوى (ع) توسط روسها دیده بود. در دیوان ادیب، قصیدهاى در مدح قیصر وجود دارد که «تجدید مطلع شده» یعنى شاعر کار سرودن آن را در دو مرحله به پایان برده است.
🔻دکتر اسدالله مبشرى (نویسنده دانشور و وزیر اسبق دادگسترى جمهورى اسلامى ایران) که ظاهراً در جوانى با شاگرد و مصحح دیوان ادیب على عبدالرسولى، مراودهاى داشته است، در شرح ماجرا چنین مىگفت:
🔸«زمانى که ارتش روسیه بارگاه مطهر حضرت ثامنالائمه (ع) را آماج گلوله هاى توپ مىسازد، موجى از خشم و اعتراض در میان مردم به وجود مىآید و به ویژه بزرگانى، چون ادیب پیشاورى که داراى احساس و باور عمیق فرهنگى بودند این عمل ننگین را هتک حرمت به ساحت آزادى و فرهنگ انسانى-الهى شمرده و شدیداً اندهگین مىشوند.
🔸شبانگاه آن دانشور آزاده، امام على بن موسى الرضا (ع) را در خواب مىبیند که با اشاره به قیصر آلمان مىفرمایند: «انتقام مرا این مرد مىگیرد». ادیب از خواب بر مىخیزد و آن قصیده سترگ را (تا جایى که تجدید مطلع شده) مىسراید و پس از چندى که جنگ جهانى اول آغاز و آلمان با حملات خود به روسیه شکست سختى بر آن وارد میکند، قصیده فوق را تجدید مطلع مىکند و به پایان مىرساند.»
🔸خود ادیب نیز در قیصرنامه مىگوید: «در عالم رؤیا درختى پرشاخ و برگ و جهانگستر مشاهده کردم. فرشتهاى به من گفت: این مثال قیصر است که شاهان جهان همه طوق فرمان او را به گردن افکنده و گرنه نابود خواهند شد. سپس گفت: من نیز، چون تو ثناخوان قیصرم و:
به فرمان فرزند وخشور پاک
سر دشمنش اندر آرم به خاک»
🔻ادامه دارد
🔵 @ANALYSTS