eitaa logo
انجمن‌مدرسان‌بیانیه‌گام‌دوم
9.9هزار دنبال‌کننده
8.7هزار عکس
5.7هزار ویدیو
451 فایل
انقلاب پرشکوه ملت ایران که بزرگ‌ترین و مردمی‌ترین انقلاب عصرجدید است تنها انقلابی است که یک چلّه‌ی پرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سرنهاد. دارای تجارب موفق در برگزاری پودمان‌های آموزشی مسیر دعوت و هماهنگی: مدیر کانال مدیر کانال: @yaseri1405
مشاهده در ایتا
دانلود
🟡 راز بقاى ایران و حفظ استقلال آن چیست؟ 4⃣ 🖋 مرحوم استاد على ابوالحسنى (منذر) 🔺اشاره: شاید بارها در ذهن ما این پرسش مطرح شده باشد که راستى چگونه کشور ایران، در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود، با وجود جنگها، فتنه ها و آشوبهایى که هر یک از آنها به تنهایى براى از پا در آوردن ملتى کافى بود، پایدار مانده و اگر چه بارها تا مرز سقوط کامل پیش رفته، اما باز قامت راست کرده و به حیات خود ادامه داده است؟ 🔻در سلسله یادداشت هایی که در شماره اول، دوم و سوم تقدیم شما عزیزان شد، نویسنده گرانسنگ، مرحوم استاد حجت الاسلام علی ابوالحسنی تلاش کرده تا پاسخى متقن و مستند به این پرسش بدهد. 🔸ایران یا مشخص تر بگوییم: ایران اسلامى شیعه، طبق مشیّت الهى، در «طرح کلان خلقت» نقشى مهم و تاریخ ساز بر عهده دارد، که عقل و نقل و تجربه و حسّ، گواه و شاهد آن است. 🔸چنانچه با دید کلّى و کَلان به دستگاه خلقت بنگریم و بویژه با چراغ وحى، بطون تو در تو و پیچاپیچ آن را بکاویم و درنوردیم، جهان را مجموعه اى همسو و هدفمند مى یابیم که به سوى استقرار عدل مطلق رهسپار است و از این منظر بلند، همه چیزف آن حتى تلخی ها و ناگواریهایش، در جاى خود، بجا و بهنجار است. 🔸چه بگوییم: حتى ابلیس با وسوسه هاى عقل سوزش، و نفس امّاره با تمنیّات بدآموزش نیز، از اسباب سعادت اختیارى انسان، و ملزومات راه استکمال وى، خواهد بود. و شاید «حافظ» قرآن، به همین معنا نظر داشته، آنجا که گفته است: «پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد!» 🔸در طرح کلان خلقت، که همان تقدیر کلّى الهى است، جهان با آفرینش نور معصومین(ع) آغاز مى شود و سپس همایش عامّ روز اَلَسْت بر پا مى گردد. و آنگاه پس از گذشت روزگاران دراز، عرصه زمین به عنوان محل آزمون نهایى انسان در عمل به عهدنامه روز اَلَست، آماده مى شود، و آدم ابوالبشر، با هبوط خویش بدین خاکدان، فصلى نو در کهنه کتاب تاریخ جهان مى گشاید که واژه ها و جملات آن، انبوه انسانها و جماعات بشریند و فرزندان وى، چونان کاروانى عظیم و پیوسته، در مسیرى پرفراز و فرود گام مى نهند و راهى منزلگاهى مى شوند که از طوفان نوح، حجّ ابراهیم، خروج موسى، عروج عیسى و بعثت محمّد(ص) و همایش غدیر و قیام عاشورا مى گذرد، و در پایان به فرج کلّى بشریت، تحت رهبرى آخرین پیشواى معصوم از تبار پیامبر(ص) مى رسد، که آن خود، در حکم طلایه قیام کبرى و گشایش محکمه عدل الهى در رستاخیز اعظم است. 🔸خداى جهان، جلّت عظمته، اراده قاطع خویش را نوعاً از طریق علل و اسباب پیش مى برد (١) و در فراهم ساختن زمینه هاى تحقق آن فرج کلّى نیز، بى شک ایران اسلامى شیعه یکى از علل و اسباب است. 🔸زمانى که اسلام از مرزهاى عربستان گام بیرون زد، دو سدّ بزرگ را فراروى خویش یافت: امپراتورى روم شرقى، و امپراتورى ایران ساسانى. 🔸اوّلى (امپراطوری روم)، به رغم از دست دادن مهمترین مستعمراتش: مصر و شامات، بیش از ۸ قرن مقاومت ورزید تا دژ مرکزی اش (بیزانس) زیر ضربات ارتش اسلام فرو ریخت؛ ولى دومى (امپراتورى ساسانى)، در همان دهه هاى نخست قرن اول هجرى به سرعت فرو پاشید و اسلام، براى همیشه، آیین مردم ایران شد. ♦️این را چگونه مى توان توجیه کرد؟ 🔸اگر ارتش اسلام، توان کوبیدن سریع یک امپراتورى عظیم را دارا بود، پس چگونه تسخیر و فروپاشى بیزانس، ۸۰۰ سال به تأخیر افتاد؟! 🔸پاسخ این است که، نابودى سریع امپراتورى ساسانى، گذشته از فساد عمیقى که خرچنگ وار بر جان آن امپراتورى چنگ انداخته بود، معلول موج انفجار اصول نجاتبخش اسلام بود. روشن تر بگوییم: فروپاشى رژیم ساسانى، شکست یک ملت در عرصه نظامى از قشون بیگانه و عدالتخواه از آرمانهاى رهایى بخش اسلام بود، که نوید رهایى از یوغ جَور، فساد و تبعیض را مى داد، مردم ایران در برابر پیامبرى کُرنش کردند که صلاى عدل و آزادى در داده بود. پیامبرى که فراتر از طبقه و نژاد مى اندیشید، همه چیز را براى همگان مى خواست، و ملاک برترى را تنها و تنها تقوا مى شمرد، و بس. 🔸آرى، جاذبه آن اصول رهایى بخش بود که ایرانى خسته از فساد و تبعیض ساسانى را، مشتاقانه به پیشواز اسلام فرستاد و موج انفجارش بنیاد فرسوده آن رژیم را درهم ریخت. و درست به همین دلیل نیز، زمانى که این ملّت بزرگ دریافت، حکّام اموى در پوشش عنوان خلیفة الرسول، در پى تحمیل «عروبه» (حاکمیت نژاد عرب بر دیگر ملل و اقوام) اند، به تشیّع روى آورد که اسلام خاندان پیامبر(ص) است و به تأسّى از قرآن و سیره رسول(ص) بنا را نه بر نژادپرستى و تبعیض طبقاتى، که بر عدل، تقوا و تساوى در برابر قانون مى نهد و تشنگان حقیقت را مستقیماً از زلال معنویت اسلام، سیراب مى سازد. (٢) ♦️پی نوشت ها: ١. اصول کافى، کتاب الحجة، باب معرفة الامام، حدیث۷ ٢. در این باب، به تفصیل در کتاب «رمز اسلام و تشیع ایرانیان» (مخطوط) بحث کرده ایم. 🔻ادامه دارد ... 🔴 @ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟ 5⃣ 🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر) 🔻استاد شهید مرتضى مطهرى در باب «رمز اسلام و تشیع ایرانیان» سخنى نغز دارد. ایشان در کتاب «خدمات متقابل ایران و اسلام» مى نویسد: 🔸«حقیقت این است که علت تشیّع ایرانیان و علّت مسلمان شدنشان یک چیز است: ایرانى روح خود را با اسلام سازگار دید و گمگشته خویش را در اسلام یافت. مردم ایران که طبعاً مردمى با هوش بودند و به علاوه سابقه فرهنگ و تمدن داشتند، بیش از هر ملت دیگر نسبت به اسلام شیفتگى نشان دادند و به آن خدمت کردند. 🔸مردم ایران، بیش از هر ملت دیگر به روح اسلام توجه داشتند و به همین دلیل، توجه ایرانیان به خاندان رسالت از هر ملت دیگر بیشتر بود و تشیّع در میان ایرانیان، نفوذ بیشترى یافت. یعنى ایرانیان روح اسلام و معنى اسلام را در نزد خاندان رسالت یافتند. فقط خاندان رسالت بودند که پاسخگوى پرسشها و نیازهاى واقعى روح ایرانیان بودند. 🔸آنچه که بیش از هر چیز دیگر، روح تشنه ایرانى را به سوى اسلام مى کشید، عدل و مساوات اسلامى بود. ایرانى قرنها از این نظر محرومیت کشیده بود و انتظار چنین چیزى را داشت. ایرانیان مى دیدند کسانى که بدون هیچگونه تعصّبى، عدل و مساوات را اجرا مى کنند و نسبت به آن بى نهایت حساسیت دارند، خاندان رسالت اند. خاندان رسالت، پناهگاه عدل اسلامى، مخصوصاً از نظر مسلمانان غیر عرب بودند. 🔸اگر اندکى به تعصبات عربى و تبعیضاتى که از ناحیه برخى خلفا میان عرب و غیر عرب صورت مى گرفت و دفاعى که على بن ابى طالب(ع) از مساوات اسلامى و عدم تبعیض میان عرب و غیر عرب مى نمود، توجه کنیم، کاملاً این حقیقت روشن مى شود.» 🔻سخن استاد را دانشمند مسیحى لبنانى [جبران خلیل جبران] نیز تصدیق مى کند: 🔸«فرزند ابى طالب، شهید عظمتش شد. او از این جهان درگذشت در حالیکه نماز میان دو لبش بود و قلبش از شوق خدا لبریز بود. عرب، حقیقت مقام و مرتبت وى را نشناخت تا آنکه گروهى از همسایگان و یا برادران ایرانى اعراب بپا خاستند و میان جواهر و سنگریزه تفاوت گذاردند.» 🔸ایرانى مسلمان با کشف هوشمندانه على و خاندان پاک نبى(ص) در میان اصحاب پیامبر و ایمان استوارش به راه و رسم این خاندان، یعنى تشیّع، گام در گردونه تقدیر کلى الهى (همان طرح کلان خلقت) گذارد و در نتیجه بار سنگین رسالت الهى مبنى بر آماده سازى تدریجى جهان براى تحقق فرج کلّى -یعنى حاکمیت توحید بر سراسر گیتى به رهبرى قائم آل محمّد(ص)- بر دوش وى نهاده شد. 🔻مطلب را درست دریابیم👇 🔸اسلام البته با امتیازات نژادى، سر سازش ندارد و صرفاً به اعتبار طبقه و نژاد، ارباب قرشى را بر برده حبشى رجحان نمى نهد، امّا در عین حال بى جهت نیست که طبق روایات ظهور، اصحاب شاخص مهدى(عج) یعنى آن ۳۱۳ تَن که با برخاستن نداى حضرت، برق آسا از اقطار گیتى به وى خواهند پیوست تا بازوى پرتوان وى در اصلاح جهان باشند، همگى یا ایرانى اند و یا ایرانى تبار! 🔺بخش چهارم 🔻بخش سوم 🔺بخش دوم 🔻بخش نخست 🔻ادامه دارد ... 🔴 @ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟ 6⃣ 🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر) 🔸در دوران جنگ جهانى اول و اشغال ايران توسط قواى انگليس و روس كه حملات و هجوم ها به ملت شيعه اوج گرفته بود، مرحوم آية الله العظمى نائينى (ره) خيلى پريشان بودند و نگران از اينكه وضع به كجا خواهد انجاميد. 🔸حضور قشون متجاوز اجنبى در خاك ايران و كشتارهاى فراوانى كه از مردم مظلوم و غيور اين سرزمين در جريان كشاكش مزبور صورت گرفت، همراه با قحطى و كمبود شديد ارزاق عمومى، قلب همه عناصر شريف و مستقل اين ديار را به درد آورده و شديداً نگران اسلام و ايران و تشيع ساخته بود. 🔸مرحوم آية الله نائينى نيز يكى از همين افراد بودكه مشاهده وضع اسفبار ايران و مردم مسلمان و شيعه آن در زير چكمه صاحب منصبان ضد اسلام، آرام و قرار را از وى گرفته بود. در همين زمانها شبى به امام عصر، عجل الله تعالى فرجه، متوسّل مى شود و در حال توسل و گريه و ناراحتى به خواب مى رود و خواب مى بينند كه ديوارى به شكل نقشۀ ايران، شكست برداشته و خم شده و در حال افتادن است. 🔸در زير اين ديوار يك عده زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روى سر اينها خراب مى شود. 🔸مرحوم ميرزا وقتى اين صحنه را مى بينند به قدرى نگران مى شوند كه فرياد مى زنند و مى گويند كه: خدايا اين وضع به كجا خواهد انجاميد؟ 🔸در اين حالات، مى بينند كه حضرت امام عصر، ارواحنافداه، تشريف آوردند و انگشت مباركشان را به طرف ديوارى كه خم شده و در حال افتادن بود گرفتند و آن را بلند كردند و دومرتبه سرجايش قرار دادند و بعد فرمودند: ♦️ «اينجا شيعه خانه ماست. مى شكند، خم مى شود، خطر هست، ولى ما نمى گذاريم سقوط كند، ما نگهش مى داريم». 🔹کانال استاد ابوالحسنی منذر 🔵 @ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟ 7⃣ 🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر) 🔻پیغام عجیب امام زمان (عج) به میرزای شیرازی (ره) 🔺به میرزا بگو من همانم که شب نیمۀ شعبان به تو انگشتر دادم!! 🔸مرحوم حاج ملا على واعظ خيابانى تبريزى در كتاب «علماء معاصرين» (ص۴٨-۴٩) تحت عنوان «كرامت عظيمه براى ميرزاى شيرازى» مینويسد: 🔸صديقنا الأعظم العلاّمة آقا ميرزا محمد على اردوبادى -ايّده اللّه تعالی- مرا نقل فرمود كه عالم فاضل آقا ميرزا مطّلب اوردوبادى در ٣ ذیقعدة الحرام سنه ١٣۵٠ از حاج محمد جعفر اصفهانى روايت كرد كه: 🔸مرد تاجرى بود كه در اوّل امر تجارت مى كرد، بعد كارش تنزّل نمود و به تنگدستى درافتاد پس به نجف اشرف آمده مجاور آن مشهد مطهّر گرديد و در نجاح [=گره گشایی] از امر خود به قبر شريف ملتجى گشته ملتزم اعمال و دعوات شد تا آنكه به او گفتند كه، التزام به مسجد سهله در هر شب چهارشنبه تا چهل هفته موجب فوائد كثيره است و مشهور است كه هر كه بدين عمل مداومت بنمايد حضرت حجّت صلوات اللّه عليه را می‌بيند. 🔸پس بدين عمل مشغول شد و يك اربعين تمام كرد و از نجف به سامّرا عازم شد كه شايد در آنجا به مقصد نايل آيد. 🔸پس شترى كرايه كرده سوار شد در اثناء راه به جهت قضای حاجت پايين آمد و مكارى [=چاروا دار و خرکچی] سوار شد تا او برگردد. گويد چون تطهیر كردم و براه افتادم، ديدم شخصى كه آثار جلالت از وى هويدا بود، نزد من حاضر شد؛ هيبت او بر من غلبه كرد و او در زىِّ عرب بود، پس شروع كرد به حرف زدن با من و فهميد كه من عازم سامّراء هستم فرمود:  🔸«قل للميرزا يقول لك الرّجل الفلانى لم غفلت عن السيّد الفلانى فان قال من ذا؟ قال: لك هذا فقل له الّذى اعطاك الخاتم ليلة النصف من شعبان». 🔸یعنی: به ميرزای شيرازى بگو كه فلان شخص به تو مى گويد كه چرا از فلان سيد غفلت كردى اگر پرسید چه کسی اين را به تو گفته؟ بگو آن كس كه ترا در شب [نيمه] شعبان انگشتر داد! 🔸گويد: من گرسنه بودم و چيزى نداشتم كه بخورم به جهت آنكه وقت حركت از نجف بواسطه ضيق وقت نتوانستم آذوقه تهيّه كنم پس فرمود: «كأنَّك جائع و اعطانى قرصين هما حديث عهد بالخبز فيهما من حرارة النّار»؛ یعنی گويا تو گرسنه اى و مرا دو قرص نان گرم و تازه عطا فرمود و من از اين امر تعجب كردم كه در اين بيابان قفر [= بی آب و علف] همچنين چيزى عادتاً ممكن نيست و به خاطرش القا شد كه اين بزرگوار امام عصر -عجّل اللّه فرجه- است. در اين حال از نظرم غايب شد. 🔸پس در حسرت و تأسف ماندم كه با آن همه اشتياق تمام كه داشتم، بعد از شناختن از نظرم غايب شد، با آنكه بيابان وسيعى بود و آن حضرت نزد من بود و رجاء واثق در نجاح امر خود مرا حاصل شد تا به سامّرا آمده خانه ميرزا رفتم، گفتند به حمّام تشريف برده من رفته ديدم از اندرون به مسلخ مى آيد و چون روى جامه خود نشست من نزديك رفته دست او را بوسيده شرح حال گفتم تا رسيدم به قول حضرت حجّت -عجل الله فرجه- كه فرمود: «الذى اعطاك الخاتم ليلة النّصف من شعبان»؛ [میرزا پس از دادن این نشانی از کلام امام زمان (عج)] مرا در بر كشيد و از پيشانى من بوسيد و فرمود: بيا به خانه من. رفتم در سامّرا ماندم و در آن مدّت كه در آنجا بودم مرا يومّيه می داد، آنقدرى كه به يوميّه من كفايت مى كرد. پس برگشتم به بغداد و مشغول تجارت شدم و وسعت معاش، مرا حاصل گرديد. 🔸مؤلّف گويد: بعد از نقل اين كرامت، بنده خود با جناب حاج محمد جعفر آقا اصفهانى، وفّقه اللّه تعالى، در تبريز ملاقات كرده، اين تفصيل را استفسار نمودم. فرمود: بلى، صحيح است و مطلب همان است كه جناب ميرزا مطلب، دام فضله العالى، از من روايت كرده اند (پايان نوشته مرحوم خيابانى در علماء معاصرين). 🔺کتاب راز بقای ایران؛ عنایات اهل بیت (ع)، اثر استاد ابوالحسنی (منذر)، نسخه خطی. 🔵@ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟ 8⃣ 🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر) 🔻ماجرای عنایت امام عصر (عج) به ایران در جنگ جهانی 🔸استاد علی ابوالحسنی (۱۳۹۰ - ۱۳۳۴) مشهور به «مُنذِر» از رازآگاهانِ تاریخ ایران و جهان و از طلایه‌داران ستیز با تحریفات تاریخی بود که با دقتی بی‌بدیل گم‌گوشه ها‌ی تاریخ را بازجست و راهی جدید را فراروی تاریخ‌پژوهان گشود. 🔸استاد فقید، به عنوان اندیشمندی پدیدارشناس و تاریخ‌نگاری صاحب سبک، بر آن بود تا بین لایه‌های پیدا و پنهان تاریخی پیوند زند و با گذار از سطح ظاهری امور و رهیابی به ابعاد ناپیدای آن از تاریخ‌نگاری «پوزیتویستی» و «ظاهرگرا» عبور کند و ضمن تلفیق علل و عوامل باطنی با اسباب مادی، به تاریخ‌نگاری «دینی» و «قدسی» رهنمون گردد. در نگرش فلسفه تاریخی استاد ابوالحسنی، حقایق و پدیده‌های هستی نه تنها در پوسته ظاهری آن «محسوسات مادی» محدود نمی‌شوند، بلکه دو عرصه «محسوس» و «نامحسوس» یا به تعبیر قرآن‌کریم «غیب» و «شهادت» را درمی‌نوردند. 🔸بنابراین علل و اسباب ظاهری در «طولِ» علل و اسباب باطنی و غیبی قرار داشته است و «تعارض و تزاحم» میان آن دو وجود ندارد تا مجبور شویم یکی را به جای دیگری برگزینیم و دیگری را وانهیم، بلکه در علل و اسباب حوادث جهان، نخست علل و اسباب باطنی، که همان سنت‌های استوارِ الهی حاکم بر طبیعت و تاریخند، قرار دارند و سپس در طول آن‌ها و با تأثیرپذیری از آن‌ها نوبت به علل و اسباب ظاهری می‌رسد. 🔸استاد فقید در همین راستا و به منظور کاوش در ژرف‌ْ‌نای تاریخ معاصر ایران، در حال تدوین کتابی بود که با انبوهی از اسناد تاریخی، راز بقا و پایداری ایران را در عنایات غیبی اهل بیت(ع) باز می‌جست؛ کتابی که می‌توانست ما را به لایه‌های مخفی و پر رمز و رازِ تاریخ ایران برد و در زمره آثار استاد ابوالحسنی به شمار آید، اما دریغا که پیک اجل مهلت نداد و قبل از پایان یافتن این کتاب، کتاب عمرش به پایان آمد. 🔸بر اهل نظر پوشیده نیست که «غیبت» حضرت ولیعصر (عج) هرگز به معنى «به خود وانهادگىِ مطلق» شیعه و محرومیت او از الطاف خاص آن حضرت نیست. الطاف و عنایات آن جناب، به ویژه در مواقع سخت و بحرانى تاریخ، بسان درخشش خورشید از خلال ابر، گاهی برقى مى‌زند و جلوه‌اى بارز مى‌یابد. همانطور که در سایر مواقع نیز سایه روشن لطف آن «آفتاب پنهان» کمابیش بر اهل ‌دل محسوس است. 🔸در این باب، باید خصوصاً از ایران اسلامى شیعه یاد کرد که بالأخص در دو قرن اخیر تاریخ پرتلاطم خویش، بار‌ها و بار‌ها آینه‌دار تابش «مِهرِ» یار بوده است. به قول محمود شاهرخى (جذبه) شاعر دل‌آگاه معاصر: ☀️ تا کشتى ‌امت را سُکّان به کف نوح است بیمى نبود ما را از لطمه طوفان‌ها 🔸نوشتار حاضر، در همین راستا به جلوه‌اى از الطاف امام عصر (عج) در یکى از حساسترین مقاطع تاریخ ایران، دوران جنگ جهانى اول و اشغال کشورمان توسط قشون روس، انگلیس و عثمانى مى‌‌پردازد. 🔻هجوم روس‌ها به بارگاه رضوی (ع) و رؤیا‌های عجیب 🔸فروپاشى و قتل عام فجیع سلسله سلطنتى روس تزارى (خاندان رومانف و نیکولاى دوم) در ۱۹۱۷ م. که پس از گذشت مدت کوتاهى از اقدام وحشیانه قشون تزارى به گلوله باران گنبد مطهر رضوى و کشتار فجیع زوّار امام هشتم (ع) صورت گرفت، از حوادث مشهور و عبرت‌انگیز تاریخ معاصر است که همگان به «غیر عادى بودن» آن اعتراف دارند. توضیح این صحنه شگفت تاریخى و اسرار پشت پرده آن چنین است: 🔸سالهاى پیش از جنگ جهانى اول، براى کشورمان سالهایى بسیار سیاه و مصیبت بار بود. تاخت و تاز نیروهاى نشاندار روس و انگلیس، اولتیماتوم‌ها و بدکنشى‌هاى آن دو کشور زورگو و اعدام علما و آزادیخواهان از مسائلى بود که هر از گاه به اندک بهانه اى تجدید مى‌شد و علاوه بر اشغال گوشه هایى از خاک کشورمان، قرارداد محرمانه ۱۹۰۷ روس و انگلیس مبنى بر تجزیه ایران به مناطق نفوذ، خصوصاً با تکمله سرّى آن در ۱۹۱۵، طنابِ دارِ استقلال و تمامیت ارضى ایران را هر لحظه محکمتر مى‌ساخت. مهمتر از همه، جنایت فجیع روس‌ها در ربیع‌الثانى ۱۳۳۰ ق. مبنى بر به توپ بستن گنبد مطهر حضرت رضا (ع) که قلب هر آزادهاى را داغدار ساخت. 🔸فجایع مزبور، ایران را در موجى وسیع از اندوه و عزا فروبرد؛ چنانکه عبداللّه‌ مستوفى مى‌نویسد: «شب‌ها در زیرزمین زیر ساعت صحن حضرت عبدالعظیم، جمعیت هزار نفرى از مقدسین ... با ناله و ندبه نسبت به دولتین [روس و انگلیس] لعن و نفرین مى‌فرستادند. سحر قرآن سر مى‌گرفتند، خطیب جماعت دست به دعا برمى‌داشت، از درگاه خداوند خذلان دولتین را استدعا مى‌کرد. هزار صدا با حدّت بى‌نظیر آمین مى‌گفت، مخصوصاً نسبت به روس‌ها که حرم حضرت رضا (ع) را بمباران کرده بودند، عداوت بى‌اندازه بود و انگلیس‌ها را چون با آن‌ها همکار بودند دشمن مى‌داشتند.» 🔻ادامه دارد ... 🔵 @ANALYSTS
🟠 مردی که دانای راز تاریخ ایران بود 🔺مورخ فقید، استاد ابوالحسنی منذر (ره) افسوس که خزان عمر فرصت طلایی نگارش کتاب گرانسنگ «راز بقای ایران‌؛ عنایت اهل بیت (ع)» را به استاد نداد. کانال اسرار تاریخ | مرحوم استاد ابوالحسنی منذر 🔵 @ANALYSTS
🔅عالم غیب🔅 🌹 امید و نگاهم به آینده این کشور خیلی روشن است. 🔸می‌دانم که خدای متعال اراده فرموده است که این ملت را به متعالی‌ترین درجات برساند 🔸و بدانید که بدون تردید ان‌شاءالله ملت ایران به برکت اسلام و نظام اسلامی به عالی‌ترین درجاتِ یک ملت در حد و اندازه ملت ایران خواهد رسید. 🔹امام شهید انقلاب | ۱۳۹۶/۱۰/۱۹ 🔵 @ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟ 9⃣ 🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر) 🔻ادامهٔ ماجرای عنایت امام عصر (عج) به ایران در جنگ جهانی ... 🔸آرى، در چنین شرایطى بود که دو جبهه متخاصم (متفقین و متحدین)، شرق و غرب جهان را عرصه نبردى بى‌امان ساختند و در پى آن به طور طبیعى، ناگهان سطح فشار و تحکمات دو همسایه در کشورمان کاهش یافت. تو گویى دستى از غیب بیرون آمد و در پاسخ به دعاى دلسوختگان این دیار، از این زندان تیره، که به وسعت یک کشور بود، روزنه‌اى به هواى آزاد گشود! 🔻نوید غیبى به اضمحلال رژیم تزارى 🔸اوج این شادى و سرور نیز وقتى بود که امپراتورى تزارى، با حملات برق‌آساى ارتش آلمان از خارج و شورش مردم در داخل از پا درآمد و خاندان رومانوف (که قرن‌ها بر بخشى عظیم از جهان حکم رانده و خواب تسخیر ایران و ترکیه را مى‌دید) با آن وضع عجیب و عبرت‌انگیز که در تاریخ بى‌سابقه است، تار و مار گشت و شگفت آنکه نوید فروپاشى این سلسله مدت‌ها پیش از شروع جنگ جهانى، از سوى امام عصر (عج) و نیاى بزرگش، امام هشتم (ع) کراراً به دلسوختگان و مظلومان کشورمان داده شده بود. 🔻آقا نجفى قوچانى، عالم برجسته و وارسته عصر مشروطه ضمن اشاره به شروع جنگ جهانى اول و پخش خبر آن در نجف مى‌نویسد: 🔸«رفتم به بیرونى مرحوم آخوند [خراسانى] که صنادید قوم در آنجا همیشه جمع بودند. شنیدم که پسر کوچک مرحوم آخوند نقل مى‌کند که وقتى در تهران بودیم، سید مقدسى که در همسایگى ما بود، شبى خواب دیده بود که پیغمبر و حضرت رضا و حضرت حجت وارد شده بودند به منزل سید، و سید احتراماً به پا ایستاده بود و پیغمبر نشسته بود و آن دو امام نیز در خدمت پیغمبر به پا ایستاده بودند. بعد حضرت رضا(ع) به پیغمبر شکایت از روس نموده بود که شیعیان ما از دست این خرس شمال در فشار و نکال هستند، تدبیرى بفرمایید. ♦️پیغمبر فرموده بودند: «چون امروزه مدیر دنیا، حجت‌بن‌الحسن است عرض شکایت به ایشان بنمایید»، حضرت رضا (ع) همان شکایت از روس را به حضرت حجت (عج) نمود. ♦️حضرت حجت (عج) گفتند: «تا ۲۰ ماه به من مهلت بده تا آنکه تدبیر این کار تمام شود و بعد از آن روس مضمحل گردد» 🔸و حالا که این جنگ شروع شده سه ماه مانده که ۲۰ ماه تمام شود و من یقین دارم که روس تا سه ماه دیگر مضمحل خواهد شد. و با این فشنگ صِربى، آتش براى روس برافروخته توسط حاج ویلهلم [مقصود، امپراتور مقتدر آلمان در جنگ جهانى اول است!] را قوت و نصرت بدهد. اى به قربان حضرت حجت (عج) که تدبیرى نمود. الان از هر طرف که شود کشته شود [بقای] اسلام است و الا ما آخوند‌ها چه از دستمان مى‌آید با روس منحوس؟» 🔸رمز اینکه ادیب پیشاورى (حکیم و شاعر برجسته ایران در عصر مشروطه) نیز آن همه ابیات در مدح قیصر آلمان (ویلهلم دوم) سروده، خوابى است که پس از گلوله‌باران بارگاه رضوى (ع) توسط روس‌ها دیده بود. در دیوان ادیب، قصیده‌اى در مدح قیصر وجود دارد که «تجدید مطلع شده» یعنى شاعر کار سرودن آن را در دو مرحله به پایان برده است. 🔻دکتر اسدالله‌ مبشرى (نویسنده دانشور و وزیر اسبق دادگسترى جمهورى اسلامى ایران) که ظاهراً در جوانى با شاگرد و مصحح دیوان ادیب على عبدالرسولى، مراوده‌اى داشته است، در شرح ماجرا چنین مى‌گفت: 🔸«زمانى که ارتش روسیه بارگاه مطهر حضرت ثامن‌الائمه (ع) را آماج گلوله هاى توپ مى‌سازد، موجى از خشم و اعتراض در میان مردم به وجود مى‌آید و به ویژه بزرگانى، چون ادیب پیشاورى که داراى احساس و باور عمیق فرهنگى بودند این عمل ننگین را هتک حرمت به ساحت آزادى و فرهنگ انسانى-الهى شمرده و شدیداً اندهگین مى‌شوند. 🔸شبانگاه آن دانشور آزاده، امام على بن موسى الرضا (ع) را در خواب مى‌بیند که با اشاره به قیصر آلمان مى‌فرمایند: «انتقام مرا این مرد مى‌گیرد». ادیب از خواب بر مى‌خیزد و آن قصیده سترگ را (تا جایى که تجدید مطلع شده) مى‌سراید و پس از چندى که جنگ جهانى اول آغاز و آلمان با حملات خود به ‌روسیه شکست سختى بر آن وارد میکند، قصیده فوق را تجدید مطلع مى‌کند و به پایان مى‌رساند.» 🔸خود ادیب نیز در قیصرنامه مى‌گوید: «در عالم رؤیا درختى پرشاخ و برگ و جهانگستر مشاهده کردم. فرشته‌اى به من گفت: این مثال قیصر است که شاهان جهان همه طوق فرمان او را به گردن افکنده و گرنه نابود خواهند شد. سپس گفت: من نیز، چون تو ثناخوان قیصرم و: به فرمان فرزند وخشور پاک سر دشمنش اندر آرم به خاک» 🔻ادامه دارد 🔵 @ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟ 🔟 🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر) 🔻شواهدی بر یک عنایت غیبی به ایران امام رضا (ع) 🔸در تأیید داستانهاى فوق، بد نیست به رؤیاى شگفت آیت‌الله‌ آقا نجفى اصفهانى (فقیه پارسا و متنفذ اصفهان) و نیز تفأل جمعى از رجال تهران به مثنوى بپردازیم. شیخ الملک اورنگ از رجال فرهنگى و سیاسى عصر پهلوى در یادداشت هاى خویش مربوط به دوران جنگ جهانى اول آورده است: 🔸«در ماه رجب ۱۳۳۲ هجرى ق. وارد اصفهان [ و] مهمان صمصام‌السلطنه حاکم [ شهر] شدیم. روز دوم ورود با خبر شدیم که قنسول روس که سابقاً قنسول تبریز و به دار زننده ۱۱ نفر در غروب روز عاشورا [۱۳۳۰ ق] از جمله آقاى ثقةالاسلام در تبریز بود، خدمت آقاى صمصام‌ السلطنه حاکم مى‌آید. بنده سخت مشتاق بودم که قاتل ثقةالاسلام را دیده باشم. مردى وارد شد خیلى کوتاه قامت و باریک. ساعتى بود و رفت و دو روز بعد همان قنسول در چاه مستراح افتاد و میان کثافت غوطه خورد و سزاى او را هم در وقت مرگ دیدیم. 🔸روز ۱۸ رجب بنا بر سوابقى که با حضرت آقانجفى [اصفهانى] مجتهد معروف داشتم خدمت ایشان مشرف شدم. ایشان به مرض استسقا مبتلا بودند و تفقد بینهایت نمودند. ضمناً از اهالى اصفهان شکایت فرمودند: با این بیان که خلق در امور دینشان لااُبالى و پایه دینى‌شان سست شده است. دنباله این بیان فرمود: خوابى هم دیده و خودم تعبیر کردم: در خواب دیدم به صحن حضرت رضا (ع) در مشهد وارد شدم. 🔸درب صحن، کسى گفت که حضرت رضا (ع) میان صحن ایستاده است. من که وارد شدم به حضرت سلام نکردم و گفتم: گنبد و بارگاهت را روس‌ها به توپ بستند و میان حرمت سگ آوردند و هیچ نگفتى. حضرت فرمود: قبول مصیبت و محن، وظیفه ماست. گفتم: این عوام شیعیان که وضع را مى‌بینند عقیده‌شان سست مى‌شود و پاى آن‌ها از خرک دین بیرون مى‌رود. مسئول این کار کیست؟ 🔸حضرت فرمود: براى اینکه عوام و شیعیان اعتقادشان سست نشود، به شیرى امر کردیم روس‌ها را تنبه و تأدیب کند. من از خواب بیدار شدم و این کلمات را که گفتم از روى بى‌ادبى نبود، بلکه از راه تعصب و غیرت دینى من بود. 🔸بعد از بیدار شدن از خواب، خودم بدون اینکه به کس دیگر جواب را نقل کنم تعبیر کردم که ما رومی‌ها را یعنى [ترک = امپراتورى عثمانى] ... نجس العین نمى‌دانیم و شیر را نجس نمى‌دانیم. حضرت این رومی‌ها را مأمور مى‌کند و پوست از سر روس‌ها در مى‌آورند، براى جسارتى که آن‌ها نسبت به قبّه و بارگاه حضرت نموده‌اند.» 🔸لطف خواب آقا نجفى اصفهانى آن است که وى اساساً چند روز پیش از شروع جنگ جهانى اول درگذشته و انقراض رژیم تزارى را ندیده است. شیخ الملک اورنگ مى‌افزاید: 🔸«در پانزدهم شعبان یعنى ۲۷ روز بعد از ملاقات آقانجفى، ایشان در اصفهان به رحمت خدا رفتند، رضوان الله‌ تعالى علیه و در دوم ماه رمضان یعنى ۱۷ روز بعد از وفات آقا نجفى، جنگ بین المللى شروع شد و در ذیحجه چهار ماه بعد از شروع جنگ، دولت عثمانى هم وارد جنگ شد و عاقبت، کار دولت روس خراب و خاندان سلطنتش بر باد رفت و قتل عام شدند و انقلاب کبیر روسیه شروع گردید و یک نفر از صاحب منصبان داخل مملکت روسیه و کسانى که در واقعه خرابى مشهد مقدس و بقعه متبرکه حضرت رضا (ع) اندک دخالتى داشتند زنده نماندند!» 🔻ادامه دارد 🔵 @ANALYSTS
🟡 راز بقای ایران و حفظ استقلال آن چیست؟ 1⃣1⃣ 🖋 مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر) 🔻یک تفأل، یک حقیقت 🔸اورنگ همچنین به واقعه عجیب دیگرى اشاره مى‌کند که چندى بعد از آن تاریخ و در تهران رخ داده است. زمانى که صمصام السلطنه بر مسند نخست وزیرى کشور تکیه زده بود جنگ بین المللى با شدت ادامه داشت. 🔸شبى در منزل حاج میرزا حسن محتشم‌ السلطنه، وزیر مالیه کابینه صمصام‌السلطنه به شام دعوت داشتند و جماعتى از علما هم تشریف داشتند. من جمله حاج میرزا ابوالقاسم امام جمعه و برادرش، میرزا سیدمحمد امام جمعه. در اتاق کتابخانه ایشان نشسته بودیم صحبت از خراسان و اهانت روس‌ها نسبت به بارگاه حضرت رضا (ع) شد. همه گفتند خوب است از مثنوى رومى در این واقعه تفأل بزنیم. مثنوى آوردند و تفأل زدیم و این آمد: حمله بردند اسپه جسمانیان جانب قلعه و دز روحانیان تا فرو گیرند دربندان غیب تا کسى ناید از آنسو پاک جَیْب غازیان حمله‌ غزا، چون کم برند کافران بر عکس حمله آورند غازیان غیب، چون از حلم خویش حمله ناوردند بر تو زشت کیش حمله بردى سوى دربندان غیب تا نیایند این طرف مردان غیب چنگ در صلب و رحم‌ها برزدى تا که شارع را بگیرى از بدى سد شدى دربند‌ها را اى لجوج کورى تو، کرد سرهنگى خروج نک منم سرهنگ و، هنگت بشکنم نک به نامش نام و ننگت بشکنم تو هلا در بند پا را سخت بند چند گاهى بر سبال خود بخند سبلتت را بر کند یک یک قدر تا بدانى کـ: «القدر یُعمى البصر» سبلت تو تیزتر، یا آنِ عاد که همى لرزید از دمشان بلاد؟ تو ستیزه رویتر، یا آن ثمود که نیامد مثل ایشان در وجود؟ صد از این‌ها گر بگویم، تو کَرى بشنوى و، ناشنوده آورى توبه کردم از سخن کانگیختم بى‌سخن من داوریت آمیختم گه نهم بر ریش خامت تا پزد یا بسوزد ریش خامت تا ابد تابدانى کو خبیر است اى عدو مى‌دهد هر چیز را در خوردِ او این بلا از کودنى آمد تو را که نکردى فهم نکته و رمز‌ها از بدى، چون دل سیاه و تیره شده فهم کن اینجا نشاید خیره شد» 🔸سپس مى‌‌افزاید: «بعد از این اشعار بسیار خوشحال شدیم، کأنّه وحى آسمانى بود که بر ما نزول نمود و یقین نمودیم که روس‌ها به همین نزدیکی‌ها مضمحل خواهند شد توسط سرهنگى و آن سرهنگ را به هیچ یک از دول نتوانستیم ولو به طور ظنّ تطبیق کنیم مگر حضرت حجت(عج) یا کسى که از طرف «الله‌» باشد و از آنجا برخاستیم و منتظر بودیم که تا کدام سرهنگ و از کدام نقطه به تأیید اسلام و [خنکى] قلوب مؤمنین و بر اضمحلال دولت [ تزارى] کمر بندد و بلکه عالم را از این خرس شمالى آسوده سازد.» 🔸آنگاه چند صفحه بعد از ترور ولیعهد اتریش در صربستان و شروع جنگ جهانى اول خبر مى‌دهد. 🔻فروپاشى امپراتورى تزارى، خفت ژنرال‌های روس 🔸باری، با فروپاشى امپراتورى تزارى، آن دستگاه عظیم و استعمارى از هم پاشید و ژنرالها، پالگونیک‌ها و پرنسهاى مغرور و متبختر روسى، به خفت و خوارى عجیبى افتادند و کسانى که زمانى هیچ‌چیز جلودارشان نبود، حتى به نان شب محتاج شدند! 🔸خان ملک ساسانى، عضو عالی‌رتبه سفارت ایران در عثمانى در سالهاى پس از جنگ جهانى اول، شاهد وضعیت دلخراش و رقت‌انگیز عده بسیار روسهاى مریض، خصوصاً زن‌ها، بچه‌ها و پیران مهاجرین بوده و حتى ژنرال باراتوف فرمانده کل قشون متجاوز روسیه در ایران را دیده است که لنگان لنگان در حالیکه یک پایش را از دست داده بود، خود را به استانبول رسانیده و بسیار نالان و پریشان روزگار مى‌زیست و براى معاش روزانه خویش از ایرانیان گدایى مى‌کرد! 🔸مسیو سازانوف، وزیر خارجه متکبر روس تزارى نیز که به فرانسه پناهنده شده بود، وضع بهترى از باراتوف نداشت. رحیم‌زاده صفوى از روزنامه‌نگاران عصر احمدشاه که به پاریس رفته بود، سازانوف را دیده و حال زار وى را باز گفته است: 🔸«سازانوف! که وزیر خارجه روسیه تزارى بود و آن همه توهین و تحقیر و تهدید در نطق هایش حواله ایران می‌داد باقیافه موقّر، اما بسیار افسرده، در لباس مشکى مندرس که دوخت آن نیز قدیمى بود، به ما رسید. از او پرسیدم: آیا در پاریس خوب مى‌گذرانید و راحت هستید؟ سازانوف گفت: مگر شما حالت سایر مهاجرین روس را ندیده‌اید؟ سایر پرنس‌ها و شاهزادگان در هر حالى هستند، من هم چنانم، اما البته قدرى سخت‌تر!» 🔸سپس با تبسمى تلخ و آهسته گفت: «ما روس‌ها به جوانمردى، غریب نوازى و سخاوت ایرانیان اعتماد داریم و در این موقع که مهاجرین روسیه در پاریس، خصوصاً خود من خیلى در سختى هستیم» آمده‌ام که از فتوت اعلیحضرت [احمد]شاه استمداد نمایم! 🔸مسیو سازانوف وزیرخارجه سابق روسیه در ادامه گفت‌وگو با رحیم‌زاده، دست روى نقطه بسیار حساسى مى‌گذارد و به سرّ تاریخى مهم و اساسى در باب کشور ایران اعتراف مى‌کند که موضوع اصلى بحث ماست: ♦️«ایران، صاحب دارد و هرکس که در مقام نابودى و زوال آن برآید دستى غیبى وى را با صلابت تمام به خاک سیاه مى‌‌نشاند!» 🔻ادامه دارد 🔵 @ANALYSTS
🔺 سازانوف وزیر خارجه متکبر روس تزاری، در گفت‌وگو با رحیم‌زاده، خبرنگار ایرانی: 🔴 «ایران، صاحب دارد و هرکس که در مقام نابودى و زوال آن برآید دستى غیبى وى را با صلابت تمام به خاک سیاه مى‌‌نشاند!» ▫️خرس شمالی، روس تزاری، حرم امام رضا (ع) را به توپ بست ▫️چیزی نگذشت که جنگ بین المللى اول شروع شد ... ▫️کار دولت روس خراب شد ▫️خاندان سلطنتش بر باد رفت ▫️انقلاب کبیر روسیه آغاز گردید ▫️صاحب منصبان داخل مملکت روسیه و کسانى که در واقعه حمله به بقعه متبرک حضرت رضا (ع) اندک دخالتى داشتند زنده نماندند! ▫️سازانوف! وزیر خارجه متکبّر روسیه تزارى با آن حجم از توهین و تحقیر و تهدید که در نطق هایش حواله ایران می‌داد، در لباس مندرس به پاریس گریخت و با فقر دست و پنجه نرم کرد. ▫️ژنرال باراتوف فرمانده کل قشون متجاوز روسیه در ایران، لنگان لنگان در حالیکه یک پایش را از دست داده بود، خود را به استانبول رسانید و براى معاش روزانه خویش از ایرانیان گدایى مى‌کرد! 🔻یادداشت کامل: 👈اینجا کلیک کنید👉 🔵 @ANALYSTS
🌿 در حدیث معراج رسول اعظم (ص) آمده است: «هنگام مرگ مؤمن، فرشتگان بالای سر او می ایستند و جام هایی از کوثر و شراب بهشتی در دست دارند تا او جان دهد و او را بشارت می دهند به بهشت و رضای پروردگار» (بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۷) اساتید ارجمند، حسین آقا و آقامهدی عرب اعضای گرامی انجمن مدرسان بیانیه گام دوم در استان خراسان جنوبی ضمن عرض سلام و احترام مطلع شدم که در مصیبت فقدان والد گرامی تان پیرغلام اباعبدالله (ع) مرحوم حاج علی آقای عرب نشسته اید. خوش به سعادت شما که از موهبت چنین نعمت بی مانندی بهره مند بودید و زهی رحمت و مغفرت آن عزیز سفرکرده را که چنین فرزندانی فرهنگی، جهادگر و خدوم پرورید که موجب افتخار شهر و دیارند و امید است که همین توفیق موجبات آرامش ابدی شان باشد. از صمیم قلب، این مصیبت را خدمت تان تسلیت عرض می کنم و برای آن مرحوم، رحمت و مغفرت و همجواری با امیرالمؤمنین علیه السلام و اولیای معصوم (ع) و برای شما و آن خاندان گرامی صبر و اجر را از درگاه احدیت آرزو می کنم. 🌿 روح شان را با تقدیم فاتحه و صلواتی شاد می کنیم. با ارادت ابوذر یاسری مدیرعامل مجمع تشکل های مردمی گام دوم کشور و دبير انجمن مدرسان بیانیه گام دوم