eitaa logo
🔅 سید منیرالدّین‌ حسینےِ الهاشمے
3.4هزار دنبال‌کننده
141 عکس
6 ویدیو
6 فایل
دریچه‌ای برای ارائه‌ گزیده‌های کوتاه از اندیشه‌های راهبردیِ اندیشمند فرزانه، مرحوم استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی (بنیان‌گذار فرهنگستان علوم اسلامی قم)
مشاهده در ایتا
دانلود
💥 چرا جنگ به صلح تحمیلی كشیده می‌شود؟ پاسخ: وقتی انقلاب فرهنگی، هم‌ردیفِ اقتدار نظامی و جنگ پیش نرفته باشد. 🔰 استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی (۲۹ تیر ۱۳۷۲): ◀️ حدود پنج، شش سال قبل كه قدرت و قوه مسلمین به‌وسیله فداكاری‌ها و ایثارها، هر روز فتح سیاسی عظیمی را برای جهان اسلام می‌آورد، مسلّم بود كه لجستیک این نیروی نظامی (یعنی نظام اداری جامعه، نظام تولید اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) به‌خصوص بخش فرهنگی، هم‌ردیف جنگ نتوانسته پیش برود. ◀️ و البته برای حقیر این مسئله قابل‌اثبات است و هر كسی هم صحبتی داشته باشد من برای او اثبات می‌كنم كه اگر ما در انقلاب فرهنگی پا به پای انقلاب سیاسی، جواب خواسته‌های مكرر و صریح و حتی تا مرحله التماس حضرت امام(ره) را داده بودیم، مسئله جنگ به صورت دیگری پیش می‌رفت. امام مرد رشید و نیرومندی بود و تكیه‌اش فقط به خدا و ائمه طاهرین(ع) بود. در مقابل دنیا یک‌تنه ایستاد و خم به ابرو نیاورد. با این وجود تنها در این مورد التماس می‌كند! شما نگاه كنید به عبارت‌هایشان در باب انقلاب فرهنگی. می‌بینید كه آنجا ایشان با لحن تقاضا جلو رفته، تا آنجا كه مثلاً ایشان در یک‌جا در برابر سازمان برنامه و بودجه و بانك می‌فرماید فضلا و كارشناس‌ها بنشینند و ما را از این بیچارگی نجات بدهند! در پیام حج خود می‌فرمایند كه: اگر كسی بتواند نظام اقتصادی اسلامی را ارائه دهد ارمغانی برای مستضعفین جهان است. در مسئله انقلاب فرهنگی می‌فرمایند: ساده‌اندیشی است كه كسی خیال كند که... . بنابراین طبیعی است كه خود ایشان هم ابتدای امر چنین تصوری نداشتند كه استقلال سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی، با وابستگی فرهنگی ممكن باشد. ایشان غیر از تأكیدات مكرری كه در این مورد داشت، گاهی از لسان امر و دستور، به لسان تقاضا و حتی التماس می‌رسید. در آنجا كه می‌فرمودند: دستمان را بگیرید و از این بیچارگی نجات بدهید. البته ایشان برای خدا التماس می‌كرد، نه اینكه برای خودش باشد. یعنی آن انسانی كه در برابر دشمن آن‌گونه محكم می‌ایستاد، در مقابل دوست هم خواهش همكاری می‌كرد. ◀️ اگر انقلاب فرهنگی هم‌ردیف انقلاب سیاسی جلو رفته بود، اصولاً سرنوشت جنگ این‌گونه نمی‌شد. من نمی‌خواهم بگویم كه فضلا التفات به موضوع پیدا كردند و با این وجود به مخالفت پرداختند. خیر، اصولاً برای آنها التفات به موضوع حاصل نشد. حتی آن عده‌ای هم كه مسئول انقلاب فرهنگی شدند، آنها هم التفات عمیق به اینكه حالا چه كنیم؟ باید فرهنگ به چه نحوی برگردد؟ معادلات به چه صورت عوض بشود؟ و... پیدا نكردند. و اگر این مطلب انجام شده بود، به‌نحوی دنیا به‌طرف انقلاب می‌آمد كه دیگر معنا نداشت جنگ به صلح تحمیلی كشیده شود. اگر شما اقتصاد اسلام را به مردم دنیا تحویل داده بودید یا نظام مدیریت اسلامی را ارائه كرده بودید مسئله به‌صورت دیگری در می‌آمد. اگر ما مسلمین در پاسخ امام خمینی(ره) نظامی را ارائه داده بودیم، قطعاً ایشان نیروی اینكه بتواند این نظام را در صحنه جهان بیاورد و به آن وسیله نظام كفر را محاكمه كند، داشت. با همین صداوسیمایی كه نسبت به تریبون‌های جهانی بسیار ضعیف هم هست و پوشش چندانی ندارد، امام خمینی(ره) در مواضع سیاسی به‌گونه‌ای موضع می‌گرفت كه بعد از رحلتش گفتند دو رئیس جمهور آمریكا و دو انتخابات آمریكا به دست ایشان تحت تأثیر قرار گرفت و آسیب خورد! كسی كه در «اشداءُ علی الكُفار» به آن محكمی بود؛ در «رُحماء بینَهم» تا این مرحله اصرار كرد، ولی پاسخی به او داده نشد و اگر داده می‌شد حتماً می‌توانست وضع جنگ را به‌گونه‌ای دیگر در دنیا جلو ببرد. 📖 منبع: دورۀ «بررسی رابطه مدیریت با توسعه نظام ولایت»، جلسه ۱۱، کد پژوهشی ۱۷۱، ۲۹ تیر ۱۳‌۷۲) ☑️ @AndisheMonir
💥 ما در دیپلماسی بین‌المللی، با سروکار داریم، نه با و سازمان‌های جهانی. 💥 اگر وضعیت روانی و رفتار جمعی ملت‌ها و مستضعفین جهان تغییر کند، خودبه‌خود دولت‌ها مجبور می‌شوند بدون آنکه ما نیروی زیادی خرج کنیم یا از موضع ضعف برخورد کنیم، به ما نزدیک شوند. این استراتژی ما را در جهان، در موضع قدرت قرار می‌دهد. 🔰 استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی: 1⃣ آیا ما روابط بین‌المللی را صرفاً برای رفع نیازهای مقطعی خود می‌خواهیم؟ یا رفع نیازها را تابعی از تغییر وضعیت مردم جهان می‌دانیم؟ حقیقت این است که اگر رفتار مردم و مستضعفین جهان تغییر کند، خودبه‌خود دولت‌ها مجبور می‌شوند بدون آنکه ما نیروی زیادی خرج کنیم یا از موضع ضعف برخورد کنیم، به ما نزدیک شوند. برای نمونه، وقتی مردم پاکستان از صمیم قلب به رئیس‌جمهور وقت ایران(حضرت آیت‌الله خامنه‌ای) احترام می‌گذارند، حاكم وقت پاکستان (ضیاءالحق) خواه ناخواه از سوی ملت خود تحت فشار قرار می‌گیرد و مجبور می‌شود نظام ما را بپذیرد. این قدرت از جانب نظامات بین‌المللی یا قطب‌های قدرت به ما داده نشده، بلکه «از درون جامعه و توسط ملت‌ها» اهدا شده است. در نمونهٔ كلی، اگر ما بتوانيم رفتار روانی و حركت‌های عينی مردم جهان را به‌نفع نظام اسلامی _ در آن جهتی كه نظام اسلامی، رشد را تعريف می‌كند _ [تغییر دهیم]، خود‌به‌خود نظام اسلامی در موضع قدرت قرار می‌گيرد. در اين صورت نه‌فقط نيازمندی‌های آن برطرف می‌شود، بلكه به بهترين وضع می‌تواند برطرف كند. اگر يک چنين چيزی باشد، هيچ‌گاه برای نيازمندی‌هاي حتی اورژانسی هرگز نباید به استراتژی اصلی ارتباطی ما ـ که اهمیت دادن به رفتار جمعی ملل بر پایۀ رشد الهی است ـ آسیب بنیادی وارد شود. 2⃣ تغییر وضعیت روانی جامعه، همان عاملی بود که بدون افزایش جمعیت، نظام شاهنشاهی را فرو ریخت. اگر وضعیت روانی و اعتبار سیاسی مستضعفین جهان نیز تغییر کند، رفتار جمعی بشر به نفع رشد اسلامی دگرگون خواهد شد. [البته] ملت‌ها در چهارچوب ساختارها و قراردادهای بین‌المللی با ما سخن نمی‌گویند؛ چرا که روح آن‌ها از همین قراردادها و مظالمی که به وسیلۀ این قواعد بر آن‌ها نازل شده، رنجیده است. بنابراین، استراتژی ما در برخورد با مستضعفین، درست در نقطۀ مقابل رویکرد ما در برخورد با قوانین و سازمان‌های بین‌المللی قرار دارد. مصوبات بین‌المللی عمدتاً به نفع مستکبرین تنظیم شده‌اند و آنچه ملت‌ها را رنج می‌دهد حاصل همین سازوکارهاست. کار یک دیپلمات مسلمان این است که بافت و ساختار مصوبات و قوانین بین‌المللی را دقیقاً بشناسد؛ اما این شناخت نه برای هضم شدن در آن، بلکه برای مواجهه از «موضع رشد رفتار بشری» است تا در مسیر تغییر وضعیت مستضعفین، کلاه سرش نرود. 3⃣ موضع نظام جمهوری اسلامی، حمایت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی از مستضعفین جهان برای تغییر وضعیت «رفتار جمعی» آن‌هاست. ما به ملل جهان یادآور می‌شویم که «فرهنگ حاکم» همان فرهنگ فاسدی است که مستکبرین برای خرد کردن و دوشیدن مستضعفین طراحی کرده‌اند. و«سیاست حاکم»، سازوکاری است برای تضعیف روحیه، سلب ثبات و از بین بردن قدرت رشد ملل ضعیف. و «اقتصاد حاکم»، ساختاری است برای انحلال قدرت تحرک اقتصادی ملت‌ها در جهت منافع افزون‌طلبانۀ مستکبرین. 4⃣ در نهایت، موفقیت دانشکده‌ها و دستگاه‌های دیپلماتیک ما مشروط به شناخت هم‌زمان چند مؤلفه است: ۱. اطلاع دقیق از وضعیت روانی، اعتقادی و باورهای فعلی مردم جهان؛ ۲. شناخت کامل قوانین و حقوق رسمی بین‌الملل؛ ۳. درک عمیق استراتژی، اهداف، جوهرۀ جریان رشد و ساختار مواضع نظام اسلامی. و تحقق این مهم، محال است مگر با «همکاری و پیوند جدی‌تر میان وزارت امور خارجه و فعالیت‌های ذهنی و عینی درون حوزۀ علمیه». 📖 منبع: «کلیاتی پیرامون روابط دیپلماسی»، کد پژوهشی ۰۰۸، ارائه‌شده در دههٔ شصت/ حدود ۴۰ سال قبل) ☑️ @AndisheMonir