eitaa logo
اندیشناک | محمدی‌نیا
434 دنبال‌کننده
492 عکس
164 ویدیو
25 فایل
درباره ما: سه محور اصلی در کانال اندیشناک: 1. سایبرپژوهی بنیادین 2. دشمن‌آگاهی 3. اقتصادسیاسی ایران خیلی پست نمی‌ذاریم، شلوغش کنیم. ارتباط با ادمین: محمد محمدی‌نیا عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه (گروه غرب‌شناسی) @mohamadinia
مشاهده در ایتا
دانلود
جناب سخنگوی ارتش رژیم صهیونیستی‌ان 👆 جالبه
بهار سال 1398
«آن‌گاه که زندگی جز با قبول بندگی یزید میسر نیست، چه باید کرد؟ و مگر یزیدیان راه دیگری نیز باقی می‌گذارند؟ آنها جهان را در حاکمیت خویش می‌خواهند و اگر ما نیز سر در آخور خواب و خور و شهوت فرو بریم، صلح بر جهان حاکم می‌گردد که صلح در قاموس ائمه کفر معنایی جز این ندارد (آوینی، روایت فتح)».
بعضیام هستند که جمعه نمیرن پای صندوق اما رای میدن! اینها با نرفتن پای صندوق، به همه دشمنان و به عاملان وضع موجود رای میدن
از این واضح‌تر نمی‌شد پیامی به مردم ایران فرستاد که اگه در انتخابات، حضور پرشمار نداشته باشید، کشور شما آماده براندازی و فروپاشی‌ست. ببین خدا بهترین حرف‌ها رو چطوری به گوش ما می‌رسونه https://eitaa.com/toward_IRAN_1440
هدایت شده از مدرسه انقلاب ۱
💎 چند و چون تزریق واکسن به رهبر انقلاب 🆔 @darseenghelab 💢 رهبر معظم انقلاب واکسن ایرانی کرونا را تزریق کرده و با زبان بدن قوی و سخنانی کاملا و افتخارآمیز فرمودند: «این را به معنای واقعی کلمه پاس بداریم.» ۱۴۰۰/۴/۴ 💠 بازتاب‌های این خبر در میان طیف‌های مختلف، متنوع بود. دشمنان با تمسخر واکسن برکت یا برجسته کردن هزینه آن تلاش کردند تا جنبه این مساله را کم کنند. از سوی دیگر برخی از رسانه‌های انقلابی نیز تزریق واکسن به رهبری را نقشه‌ برای رهبر انقلاب و مشابه خوراندن به اهلبیت قلمداد کردند. 🔅با عبور از مطالب تکراری این رسانه‌ها و تطبیق‌های همیشگی‌شان، تنها سه استدلال در میان مطالب ایشان دیده می‌شود: 1. نفوذ در اطراف رهبری جدی است و خود رهبری از اصرار بر واکسن زدن به ایشان سخن گفته‌اند. 2. واکسن زدن رهبری خیانت بود چون دوره آزمون این واکسن تمام نشده بود. 3. رهبر انقلاب در برخی موارد به خطای خود اذعان کرده‌اند مانند مساله جمعیت. 🔻 در کنار این دو استدلال، مطالب به حقی هم گفته می‌شود که گرچه صحیح اما ارتباطی با واکسن زدن رهبری ندارند. مطالبی مانند فواید طب سنتی، اهمیت مساله نفوذ، سوء استفاده صهیونیسم جهانی از کرونا، موارد متعددی تحمیل نظرات کارشناس نمایان بر امامین انقلاب، نفوذ در وزارت بهداشت، وارداتی بودن علم پزشکی، پول محوری اغلب پزشکان، خیانت‌های صورت گرفته در مساله ، و عدم پاسخگویی در وزارت بهداشت. حتی قتل عمدهایی در بیمارستان‌ها رخ می‌دهد مانند قطع اکسیژن مادر بنده در بیمارستان، که به وفات ایشان منجر شد. اما... 🔹 طرح مکرر و همیشگی اتهام و مقایسه رفتار رهبر انقلاب با سم خوراندن به اهلبیت، خطی است که متاسفانه به رویه دوستان تبدیل شده است. قطعا خط مشخصی میان رفتار صادقانه رهبری با تاییدات مشروط ایشان از وجود دارد و ایشان هرگز از پروژه نفوذی و تحمیلی به یاد نمی‌کنند. کجا و افتخار ملی کجا❓ 🔹دوستان باید پاسخ دهند که از نظر ایشان کدام رفتار رهبری از روی صداقت و اختیار و کدام از روی نفوذ، اجبار و مسائلی است که شما می گویید؟ معیار تشخیص این دو رفتار کدامند؟ از نظر شما رهبری که به اجبار و نفوذ، تن می‌دهد و مخاطبان را در تحلیل دچار خطا می‌کند، صلاحیت رهبری دارد؟ آیا رفتار رهبر حکومت اسلامی با سم خوردن اهلبیت معصومین در زمانه حکام جور یکی است. اصلا مگر واکسن مانند سم، کشنده است!! 🆔 @darseenghelab 💠 تاکید بر مواردی از خطاهای پیشین رهبر انقلاب نیز خط خطرناکی است که دقیقا به معنی و نفی حجیت از بیانات رهبری است. رفتار و بیان صریح رهبری برای همگان حجت است و ظاهرا رازِ دادوقال دوستان و انتساب برخی از مواضع رهبری به اطرافیان ایشان از همینجا نشات می‌گیرد زیرا نمی‌توانند به رفتار رهبری ملتزم باشند، آنرا خطا پنداشته و به اطرافیانشان نسبت می‌دهند❗️ 🔷 مراحل نهایی واکسن برکت قبل از شش ماه پیش انجام شده بود و شرکت سازنده چنان از محصول خود مطمئن بود که رئیس شرکت، در 9 دی‌ماه سال 1399، واکسن را به دختر خود یعنی خانم «طیبه مخبر» تزریق کرد. مراحل مختلف آزمایشی این واکسن با موفقیت طی شده و هم‌اکنون مراحل پایانی مرحله سوم را پشت سرمی‌گذارد و پس از تزریق بر دهها هزار نفر از مردم ایران، عوارض خاصی نداشته است. روند ساخت واکسن برکت، بالاتر از استانداردهای جهانی بوده و امروزه، 12کشور جهان درخواست خرید برکت را دارند وکه به عقد قرارداد با برخی کشورها نیز رسیده است. 🔅 اصرار بر اتمام مرحله سوم واکسن بیجاست زیرا تسریع در واکسیناسیون در شرایط حاد کرونایی موجود بسیار مهم است و بسیاری از کشورها مانند آمریکا، روسیه و چین برخی فازهای مطالعات بالینی را تلفیق کرده و از مواردی مانند چلنج (چالش) حیوان واکسینه شده با ویروس زنده بیماری‌زا و گرفتن عکس و سی‌تی‌اسکن از حیوان خودداری کردند. (گرچه این موارد در برکت انجام شد) 🔻 به نظر می‌رسد که واکسن زدن رهبری پس از تاکیدات مکرر ایشان بر ماسک زدن و مرجعیت دادن به ستاد کرونا (در کنار نقدهای ایشان به ستاد)، تحلیل روشنی بدست می دهد و واکسن زدن ایشان، مواجهه با نتایج بوده و اعتماد ایشان به متخصصان ایرانی و را نشان می‌دهد. مواجهه منطقی مخالف نفی یا تایید کورکورانه است. 💎 انتظار آنست که دوستان از رویه خود به رهبر انقلاب و رویکرد خود دست بردارند و بجای چرخیدن دنبال نفوذی در اطراف رهبری، مراقب نفوذی‌ها در جبهه انقلاب باشند و بپرسند که چرا برخی تحلیل‌های ایشان با خط رسانه‌ای دشمن یکی است!؟ تزریق واکسن ایرانی یعنی مواجهه منطقی با علم و اعتماد به متخصصان داخلی بوده ونیازمند تفسیر و توجیه نیست.🌹 🆔 @darseenghelab
1_4985715925459140734.MP3
زمان: حجم: 2.8M
⭕️ خدایان کره زمین ص 57 تا 65 - کی به مقام خدایان می‌رسیم؟ - مهندسی زیستی؛ مهندسی سایبورگ - «انتخاب طبیعی» دیگر کافی نیست؟ - پایان تاریخ بشر فراخواهد رسید... https://eitaa.com/toward_IRAN_1440
⚫️ هر کار کردم از دیروز (روز عید قربان) ساعت 9:30 صبح (اولین لحظه اطلاعم) چند خطی برای بنویسم، نتونستم و نشد. این خانواده (حسین، همسرش، دو پسر، دختر ته‌تقاری و احتمالا...) حتما الان وضعشون خوبه. شک ندارم. دعا می‌کنم که بهتر باشه جایگاهشون. دیروز و امروز، درباره حسین چیزهایی نوشتند، اما مردی که توصیف شد، آقای فرج‌نژاد در صحنه کار جهادی، تلاش علمی، فعالیت خستگی‌ناپذیر فرهنگی و تربیتی، پژوهش، تألیف و... بود. هر وقت بتونم، روایت خودم از اندیشه و سیره عملی این مرد رو بیان خواهم کرد. الان حال و توانش رو ندارم. اینجا خیلی مختصر به حسین، وسط خونواده‌ی 5نفری‌شون اشاره می‌کنم: این زن و شوهر، نمونه خونواده‌ای بودن که با هم می‌ساختن. همسر حسین (خانم بابایی) خیلی علاقه‌مند بود به هنر و کار فرهنگی. حسین برای هر دو علاقه‌ی همسرش کاملا شرایط رو آماده می‌کرد. تعریف می‌کرد که چه هزینه‌هایی کرده تا همسرش کلاس‌های هنری مورد علاقه‌ش رو شرکت کنه یا لوازم این کار رو بخره، بااینکه درآمد خیلی بالایی نداشت. البته همسرش هم هنرجوی صرفا مصرف‌کننده نبود. با فروش تولیدات هنری‌ش یه مبلغ اندکی به دخل و خرج خونه کمک می‌رسوند. کمی بعدتر، علائق همسرش در تربیت و آموزش نونهالان شدت گرفت و دوست داشت مربی مهد یا دبستان باشه. حسین در این مقطع، برخلاف تصویر رایج از یک مرد جهادی در ایران، نصف روز در خونه می‌موند، مطهره‌ی کم‌سن‌وسال رو با دو تا داداشای شیطونش نگه می‌داشت تا مامانِ خونه بتونه دوره‌های آموزشی و آزمایشی مربی مهد و معلم دبستان رو بگذرونه. اندیشناک https://eitaa.com/toward_IRAN_1440 ادامه 👇👇👇
ادامه‌ی نوشته از پست قبل👆👆 این برش‌ها از زندگی حسین رو دیگران نگفتن و لذا وادار شدم اشاره کنم. این زن‌وشوهر نمونه جالبی برای یه خونواده ساده و بی‌دنگ‌وفنگ ایرانی بودن. بالاخره مثل همه زن‌وشوهرا سر یه مسائلی بحثشون می‌شد، اما با هم می‌ساختن. تحمل کردنِ شرایطِ مردی با گستردگی فعالیت حسین فرج‌نژاد کار آسونی نیست، اما خانم بابایی شرایط رو کاملا فراهم می‌کرد. اگه این همکاری زنانه و مادرانه نبود، امکان نداشت حسین بتونه حسین فعلی باشه و متقابلا، حسین کاملا در خدمت خونواده بود. علاوه بر همراهی کامل در راستای اشتغال خانم بابایی، برای بچه‌ها بابا بود، نه یه فعال جهادی که نمی‌شناسنش. تمام طول هفته شاید تا نصفه شب جلسه رسمی و خونگی برای کار انقلاب داشت، اما همیشه بهم می‌گفت عصر جمعه‌ها رو هیچ کاری قبول نمی‌کنم تا جایی که بتونم. این چند ساعت مال بچه‌هاست. ساده‌ترین کاری هم که می‌کردن این بود: با این موتورِ علیه‌ماعلیه می‌رفتن تو بیابونای پردیسان و جاده کهک و اینجاها، آتیش «بزرگ» درست می‌کردن. تأکیدم داشت که آتیششون خیلی بزرگه، چون بچه‌ها بیشتر کیف می‌کنن. الان که می‌نویسم حالم دگرگون شده، بیشتر نمی‌تونم ادامه بدم. اما گفتن از «حسین فرجنژاد در متن خونواده» رو یه ضرورت می‌دونم،‌ درحالی‌که دختر و پسر انقلابیِ ما خوب نمیتونه خونواده‌داری کنه، از زندگی مشترک به خدا برسه و بهشت بخره. در شرایطی که آمار طلاق و تنش بین خونواده‌های مذهبی نگران‌کننده داره میشه، باید این جنبه‌ها رو هم گفت. اونایی که قلم شیوا و صدای رسا دارید و می‌خواید از حسین فرج‌نژاد یه الگو در جبهه‌ی انقلاب بسازید، این جنبه‌ها هم ضرورته. فعل‌ ماضی چقدر بده، وقتی داری به عزیزانت نسبت میدی: بود، می‌گفت، می‌رفت... این افعال ماضی بر حسب احوال ماست که خودمون رو زنده و اونا رو درگذشته و ناپیدا فرض می‌کنیم، در حالی‌که برعکسه. به قول آوینی، حقیقت اینه که زمان ما رو برده و اونا با ابدیت ماندگار شدن. ما از اون لحظه‌ی ابدیت درگذشتیم و به سوی اجل خودمون در حرکتیم. اونا هستن. بیشتر از ما هستن.‌ در سکوت و بهت فرو رفتم. گفتنی زیاده. هر وقت بتونم، خواهم گفت؛ از باقیات صالحات او، شیوه تفکرش، افقی که برای آینده حزب‌اللهی‌های امروز گشوده و رسم انقلابی زیستن . ✍️ محمد محمدی‌نیا اندیشناک، در سوگ: https://eitaa.com/toward_IRAN_1440
⚫️ ارسالیِ یکی از شاگردان محترم دیروز تمام مدت، تو بهشت معصومه، توی ماشین، سایت ها رو بالا و پایین میکردم و اشک می‌ریختم. هرجارو نگاه میکردم، داغ دلم تازه میشد. از تشییع برگشتیم، باز گشتم. همه جا حرف از استاد بود...هرکی ب زبون خودش،، همه تاکید داشتن جز خوبی از استاد ندیدن. در بین همه این کانالها و... هرچی گشتم، حرفی از خدیجه خانوم نبود...هرچی ورق زدم، زیرو رو کردم...همه جا هویتش فقط «همسر محترم ایشان» بود😭 استاد بهشت رو در کنار همسر صبوری مثل خدیجه‌بانو خرید. بانو! گاهی فکر میکنم روح همسرت، بقدری عظیم بود که نذاشت عظمت روح تو دیده بشه. شایدهم اغلب افرادی ک نوشتن، همکار و شاگرد استاد بودن. شاید از عمق زندگیتون، کسی خیلی خبر نداشت. استاد پدری رو در حق تک تک ماها تموم کرد. مسیر فکر و زندگی خیلی از ماها رو جوری تغییر داد که تا چند نسل بعد، باقیات الصالحات داره قطعا. اما من میخوام از تو بگم: از تو که با نداری و نخواستن دارایی همسرت، ساختی...با عشق و صبوری ساختی. با جلسه های ساعت ۱۲-۱ نیمه شب تو اتاق ورودی خونه‌ت کنار اومدی. با نبودنهای پی در پی و ممتد و طولانی صبوری کردی. با سفرهای جهادی و بی جیره مواجبش موافقت کردی. با کودک نه ماهه درونت، که هر آن قصد زمینی شدن داشت، تنها موندی و همسرت رو با روی باز راهی سفر کردی. کودکی که وقتی باباش سفر فرهنگیِ جهادی رفته بود، بدنیا اومد....و تو همچنان لبخند زدی. سختی و زحمت تربیت بچه ها رو تنهایی به دوش کشیدی و غر نزدی. کنار همه سختیای زندگی با یه مرد جهادی، به زندگیت معنا دادی و به علایقت رسیدی. ادامه در پست بعدی👇👇👇
ادامه از پست قبلی 👆👆👆 تصاویر زیادی دارم ازت تو ذهنم: از برق چشمات، برای اولین لباس پرنسسی که برای مطهره‌ی یکساله، از بازار رضا خریده بودی. از اشتیاقی ک ماه رمضون، برای رفتن پیش امام رضا داشتی، هر روز صبح تا اذان مغرب. از ذوقی که توی چهرت بود وقتی میگفتی: امسال دیگه مربی پیش دبستانی نیستم، معلم کلاس اول ادبستان آقای پناهیانم😭 از روزی که خبر بارداری محمدرضا رو دادی بهم... از لحظه هایی ک در مورد استاد حرف میزدی بالبخند، میگفتی:« الان که من سرکار میرم و وقتم کم تر شده، آقای فرج نژاد خیلی بیشتر کمکم میکنه تو خونه. از راه که میاد، قبل از اینکه لباسشو عوض کنه، میاد گاز پاک میکنه، خیلیم تمیز کار میکنه☺️ اگر ظرفی باشه و من نشسته باشم، میشوره، بعد میره لباساشو عوض میکنه نمیدونم شاگردای استاد این چیزا رو میدونن یانه، فقط استاد رو تو روحیه جهادی و قلمش خلاصه میکنن! کسی خبر از سالاد کاهو درست کردن استاد برای مهموناش داره؟ یا فکر میکنن فقط یک بُعد داشت! تک تک چیزایی که از خانم بابایی اشاره کردم، پرِ ماجراست بارداریش معلم شدنش سالاد کاهو مهمون بودیم خونشون، وقتی رسیدیم ی ظرف کاهو که نمیتونستی تشخیص بدی خرد شده یا نه روی اُپِن بود. گفتم کمک کنم؟ همونجوری که یه چاقو می‌آورد و هر تیکه کاهو رو به سه،چهار تیکه کوچیکتر تقسیم میکرد، خندید و گفت :«آقای فرج نژاد با خوشحالی گفت سالادو بسپر به من، نخواستم بزنم تو ذوقش...قبول کردم...باید دوباره خرد کنم همه رو، مردونه درست کرده». لبخند و متانتش ...تعاملشون باهم؛ یادم نمیره ✍️ ز. ص. اندیشناک، در سوگ: https://eitaa.com/toward_IRAN_1440
⚫️ درباره حسین فرج نژاد اشتباه نکنیم! . ✍️ دکتر محمدعلی روزبهانی در صفحه شخصی: https://www.instagram.com/roozbahani1/ ⚫️حسین زبان عبری می دانست، اما دوستانی داشت که خیلی بهتر از او عبری می دانستند. این را خودش هم می دانست. . . ⚫️حسین ازصهیونیسم پژوهان کم نظیر کشور بود و تالیفاتی بی نظیر داشت.اما چه بسا شاگردانی تربیت کرده باشد که راه استاد را بهتر و قوی تر ادامه دهند یا مراکزی باشد که تخصصی تر و گروهی این مهم را به پیش ببرند. . . ⚫️حسین لیسانس اقتصاد داشت از موسسه امام خمینی، فوق لیسانس فلسفه غرب داشت از دانشگاه مفید و دکتری حکمت هنر دینی داشت از دانشگاه ادیان و مذاهب، اما از او لیسانسیه تر و فوق لیسانسیه تر و دکتر تر این مملکت بسیار است. . . ⚫️حسین اما گوهری داشت که کم نظیر و نایاب بود. گوهری که در قوطی هیچ‌دانشگاهی، هیچ پژوهشگر یا زبان دانی پیدا نمی شد. چه بسیار آدمها که مقاله ها و کتابهایشان بسیار بیشتر از حسین است. چه بسیار آدمها که تئوری دانی و فلسفه بافی شأن بیشتر از حسین باشد، اما حسین ویژگی بی نظیری داشت که در پرتو آن بود که همه این توانمندی ها معنا می یافت و به کاری می آمد. . ‌. ⚫️بدون حضور قطب نماهایی چون حسین، نه کسی توان و جرات حرکت داشت و نه حرکتی می توانست عزم مقصدی و نهایتی را داشته باشد. . . ⚫️فضای مجازی و انفجار اطلاعات جهان را از محتواهای از هم پاشیده و کلان پر کرده است‌. همه حیرت زده بر کرانه خانه محقر انباشته های خویش ایستاده اند و کسی را یارای حرکت نیست. ادامه در پست بعد 👇👇👇