" می خراشد روحم اما، هیچکس من را ندید
چون تبرهایی که نشنیدند حرف چوب را "
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
خویش را گم کردهام در سنگلاخ زندگی
هرچه میگردم نمیدانم کجا افتادهام '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
حالَم؟ تو فِک کُن ایرانَم . . . '
بیا بریم ایران و هر وقت غم دیدیم همو ببوسیم ؛
-با هر غمم دوباره برمیگردم
به همون زخمی که هنوز ردش خوب نشده. . . '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
«النحیط» به معنایِ گریهای که ظاهر نمیشود
اما در سینه طنین انداز میشود.🩶. . '
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
بیا بریم ایران و هر وقت غم دیدیم همو ببوسیم ؛
به خون آغشتهام، آشفتهام؛ ایرانم انگاری. . . '
هرکـسی خـواست نــباشد بـه ســلامت اما
تو بمان، کَندن جان از تن من راحت نیست '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』