eitaa logo
ـآنِمون
161 دنبال‌کننده
791 عکس
230 ویدیو
2 فایل
۰ دانشجوی ادبیات فارسی/نویسنده✍🏼📚 ۰ «خواندن و نوشتن برای من، مسیری است که با اشتیاق در آن قدم نهاده‌ام.» ۰ سخنی ، حرفی ☕: https://abzarek.ir/service-p/msg/4433412 اتاق زیر پله🕯️: https://eitaa.com/zir_peleh کپی؟ فوروارد بی‌زحمت
مشاهده در ایتا
دانلود
نمی‌دونید با خوندن اینا چطور پر می‌کشم
حق آسان ترین چیزهاست به زبان و مشکل ترین کارهاست درعمل _پند ها و اندرز ها
شب خوش`🌃.
بسم الله۰🌱
شعر، همچون ملیله‌ی آبی باید که پیراهن دنیارا حاشیه دوزی کند. _خاکستر و بانو
سرماخوردگی ... است
هیچ حسی مزخرف تر از اسپویل شدن نیس خدایا لطفا در این مورد فقط فراموشی بگیرم
فن آرت پرسی جکسون 🗡🎆
ـآنِمون
اما ضعف‌ها🥀 مشکل اصلی، داستان‌سرایی است.✍🏼 خط روایت گاه انسجام ندارد و سیر داستانی دچار آشفتگی می‌ش
مشکل بازنویسی‌ها متأسفانه بازنویسی ارزشمند و کاملی از این اثر وجود ندارد. برای مثال کتاب «پهلوان‌نامه گرشاسپ» نوشته آیدنلو بیشتر خلاصه‌نویسی است تا بازآفرینی ادبی.در حالی که این اثر ظرفیت یک اقتباس جدی و حرفه‌ای را دارد.واقعا خسته نباشند!😂.
ـآنِمون
مشکل بازنویسی‌ها متأسفانه بازنویسی ارزشمند و کاملی از این اثر وجود ندارد. برای مثال کتاب «پهلوان‌ن
پیشنهاد برای مطالعه اگر قصد خواندن دارید، پیشنهاد می‌کنم: اولین داستان این کتاب داستان عاشقانه بین جمشید جم و دختر پادشاه زابل است که داستان قشنگیه از این داستان متوجه می شوید که نیای گرشاسپ جمشید جم و گورنگ حاکم زابلستان بوده و می‌توانید طبق بخش زیر پیش بروید و لذت ببرید. بخش ۱۷ - در مولود پهلوان گرشاسب گوید🎉 بخش ۱۸ - آمدن ضحاک به مهمانی اثرط و دیدن گرشاسب را بخش ۱۹ - هنرها نمودن گرشاسب پیش ضحاک🕯 بخش ۲۱ - رزم پهلوان گرشاسب با اژدها و کشتن اژدها بخش ۲۲ - خبر فرستادن کرشاسب پیش پدر📞 بخش ۲۳ - حدیث بهو که با مهراج عاصی شد و خبر یافتن ضحاک بخش ۲۴ - نامه ضحاک به اثرط و خواندن پهلوان گرشاسب را🎆 بخش ۲۶ - رفتن گرشاسب به نزد ضحاک بخش ۲۷ - جنگ گرشاسب با ببر ژیان🍭 بخش ۲۸ - نامه فرستادن گرشاسب به نزد بهو بخش ۲۹ - جنگ اول گرشاسب با لشکر بهو🍧 بخش ۳۴ - رزم چهارم گرشاسب با هندوان بخش ۳۵ - قصه زنگی با پهلوان گرشاسب☀️ بخش ۳۶ - پاسخ دادن بهو مهراج بخش ۴۰ - رفتن مهراج با گرشاسب☁️ و از بخش (۴۰ تا ۷۴ همان بخش سفرهای دریایی است.)🌊 و از بخش ( ۷۵ تا ۸۰ هم گرشاسپ به ایران برمی‌گردد و با دختر پادشاه روم-قیصر-ازدواج می‌کند.)🎀 از اینجا به بعد هم داستان ادامه پیدا می‌کند و خیلی حالت تکراری به خودش می‌گیرد و حوصله سر بر میشود پس از آن، روایت‌ها کم‌کم تکراری‌تر می‌شوند