#معرفی_کتاب
زندگی پرسی جکسون هیچگاه عادی نبوده است. پس از اخراج از مدرسهای دیگر، او درمییابد که نیمهخداست و هیولاهای اسطورهای واقعا وجود دارند و در جستوجوی اویند. پس از حملهی یکی از این موجودات، او به کمپ نیمهخدایان منتقل میشود؛ پناهگاهی برای فرزندان فانی خدایان. در آنجا، پرسی درمییابد که فرزند پوزئیدون است، یکی از «سه خدای بزرگ» که سوگند خوردهاند دیگر فرزندی در دنیای فانی نداشته باشند. با دزدیدهشدن آذرخش زئوس و متهمشدن پرسی به این سرقت، او همراه با آنابث چیس، دختر آتنا، و گروور، ساتیر و محافظش، سفری خطرناک را آغاز میکند تا رعد و برق را بیابد و از جنگی ویرانگر میان خدایان جلوگیری کند. آنها در طول مسیر با موجودات افسانهای، رازهای خانوادگی، و انتخابهایی سخت روبهرو میشوند؛ و در نهایت، پرسی باید با خیانت و مسئولیتهایی بزرگتر از سن خود روبهرو شود.
هدایت شده از حضرتپدر ¹¹⁰
اینا جدی جدی باورشــون شده اصفهان نصف جهانه
میـگن اصفهانو بزنیم انگـار نصف دنیـا رو زدیــم.
دس از سـرمون بردارید اقا .
یکی از رو مخترین لحظات ، اینه که اون صحنه ای که تو ذهنت ساختی رو جمله اش کردی و نوشتی ، ولی هنوز اون حسی که تو ذهنت میده رو ، نوشته ات نمیده.
ممکن است کوچک باشیم و همینطور جوان، اما دنیا را به خاطر باورهایمان به لرزه در خواهیم آورد.
_صومعهدرختپرتقال