ـآنِمون
واقعیت ناراحتکننده این است که خواندن، بهتنهایی، هیچ ارزشی ندارد. همانطور که داشتن ساز، کسی را موس
در نتیجه، یک توهم جمعی شکل گرفته است: توهم دانایی. مردمی که بیشتر از هر زمان دیگری به دانش دسترسی دارند، اما لزوماً عمیقتر نشدهاند. اطلاعات افزایش یافته، اما بینش نه الزاماً. چون بین دانستن و فهمیدن، فاصلهای وجود دارد که فقط با تأمل، سکوت، و صداقت با خود پر میشود.🕸🔦
کتاب واقعی، کتابی نیست که فقط خوانده شود. کتاب واقعی، کتابی است که باقی بماند. کتابی که بعد از بسته شدن، همچنان در ذهن باز بماند. کتابی که نگاه ما را تغییر دهد، حتی اگر زندگی بیرونیمان همان بماند. کتابی که ما را وادار کند جهان را نه آنطور که هست، بلکه آنطور که میتواند باشد ببینیم.📼⏱
در نهایت، ارزش کتابها به تعدادشان نیست، بلکه به ردپایی است که در ذهن ما باقی میگذارند. شاید بهتر باشد به جای پرسیدن «چند کتاب خواندهای؟» بپرسیم «چند کتاب واقعاً تو را تغییر داده است؟»💎
زیرا هدف واقعی خواندن، بیشتر دانستن نیست. هدف، بیشتر دیدن است.🌟
به عقیده ی من بهتر است آدم تلخکام باشد ولی بداند، تا اینکه خوشحال باشد و فریب خورده.
_ابله