فرق است میان این که در ذهنم تکرار شوی یا اینکه به زبانم بیایی. به زبانم که می آیی، موج می شوی در هوا و دیگران هم می بیننت.
_پاییز فصل آخر است
• کافکا خودش خیلی خجالتی و حساس بود و به آثارش خیلی انتقاد داشت، تا حدی که قبل از مرگش به دوست و وصیاش ماکس برود گفته بود:
«لطفاً نوشته هایم را بسوزان🔥»
اما ماکس برود، به جای احترام گذاشتن به این خواسته، فهمید که آثار کافکا خیلی ارزش ادبی دارن و اگر نابود بشن، دنیا چیزی فوقالعاده مهم رو از دست میده. بنابراین:
نوشتجاتش رو حفظ و بعد منتشر کرد.
به همین خاطر، ما الان داستانهای کافکا مثل مسخ، محاکمه و قصر رو داریم.
میتونی تصور کنی: کافکا شاید خودش هرگز فکر نمیکرد مردم بخوان آثارش رو بخونن، ولی دوستش به دنیا نشون داد چه نویسندهای بوده.
داستان معروف کافکا مردی که از خواب بیدار میشه و خودش رو شبیه سوسک بزرگ میبینه ، رو بخونید؛
خوشحالی امروزم به خاطر اینه که یکی از کلاس هامون فقط محور کتاب و کتابخوانی میچرخه و نقد میکنیم راجبشون..🎆🎆«««««««: