آنالی عزیزم؛
شب چنان گریه کنم بی تو که همسایه به روز
دست من گیرد و بیرون کشد از آب مرا..
_سعدی
هدایت شده از پیچشِتاكها؛
ادبیات میخونم و گریه میکنم چون
"بیا ای خستهخاطردوست، ای مانند من دلکنده و غمگین،
من اینجا بس دلم تنگ است..."
آنالی عزیزم؛
تو مجموعهای از شدیدترینِ احساسات من هستی که آنها را در قلبم دفن کردهام تا دست احدی، حتی خودم، به آن نرسد. به همین دلیل، من تو را حتی بعد از مرگ نیز دوست خواهم داشت.
هدایت شده از آبـےعزیزمن ؛
زیبا باش و لبخند بزن . به خودت بی توجه نباش . دلم می خواهد خوشحال باشی . تو هرگز زیباتر از آن شبی نبودی که گفتی خوشحالی !
- آلبر کامو
آنالی عزیزم؛
به لبخند غمگین ستاره ها خیره شده ام، لکههای صورت ماه را تماشا میکنم، آسمان را میبویم، ابرها را لمس میکنم، صدای آرامشِ شب را میبلعم و در همه چیز تو را میجویم. تو تنها تمنای این شب و روزهای منی.