eitaa logo
گروه پژوهشی آرتا
25.2هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
1.3هزار ویدیو
109 فایل
➕️متعلق به موسسه فرهنگی هنری تاریخ پژوه آرتا با مجوز رسمی از وزارت ارشاد ➕️ ادمین @Shadfar98 ➕️برای ادامه راه نیازمند کمک های فرهنگی شما هستیم ➪‌‌‌‌6273-8110-6742-9933 شادفر ➕️پاسخگوی سوالات ایران باستان @shadfar97 @Dalander @Entezaremahdi1400
مشاهده در ایتا
دانلود
به به چه سخنرانی خوش به حال دانشجویان یزدی دکتر مهدی گلشنی از اساتید سرشناسی هستند که قشر دانشجو باید از کتب ایشون بهره ببره گروه پژوهشی آرتا | برای عضویت کلیک کنید
دبیران و اساتید فیزیک این کتب دکتر گلشنی رو حتما مطالعه کنند
5.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑وقتی نام رهبری خوانده می شود و صلوات فرستاده میشه و آقا.....😢 گروه پژوهشی آرتا | برای عضویت کلیک کنید
عزیزانی که مایل به خرید این کتاب بودند لینک اونو قرار میدیم https://poiict.ir/product/k-12811/ از لحاظ قیمت ۷۵ هزار تومان هست
❇️انوشیروان ساسانی و پسرش که مسیحی می شود! ⛔️انوشیروان ساسانی پسری به نام نوشزاد دارد که برخلاف پدرش و دین ايرانيان آیین مسیحیت را بر می گزیند. انوشیروان از کار او ناراحت بود او را در کاخ جندی شاپور زندانی می کند . شاه بیمار می شود ، و حتی فکر می کنند که مرده است و خبر مرگ شاه را به پسرش، نوشزاد دادند او شاد می شود ز مرگ پدر شاد شد نوش‌زاد که هرگز ورا نام نوشین مباد نوشزاد زندانیان را آزاد می کند و سی هزار تن از مسیحیان نیزه دار و خنجر دار گردش جمع می شوند. قیصر روم نامه ای به او نوشت که از این پس تو بزرگ جندی شاپوری و هم آواز و هم کیش ما تو هستی ! خبر کار نوشزاد به پایتخت و شاه می رسد ، شاه می گوید او و افرادی که گرد او جمع شده اند پست و کم خرد و بی ارزشند سپس دستور داد لشکری برای تنبیه او آماده کنند. در ابتدا نماینده ایی می فرستد که با پسرش صحب کند که نوشزاد به فرستاده انوشیروان چنین می گوید : ای پیر فرتوت و مغرور از فرزند شاه مخواه که تسلیم شود ! من دین کسری را نمی خواهم هر کس در دین مسیح کشته شود نزد خدا می رود من از کشته شدن نمی هراسم ! 👈جنگ شروع می شود جنگجویان زیادی کشته شدند. فرمانده‌ انوشیروان دستور تیرباران داد ، نوشزاد زخمی شد و با رنگ پریده به میان لشکر آمد و اسقف را فراخواند و گفت اگر درگذشتم قاصدی را نزد مادرم بفرستید تا بگوید بر مرگ نوشزاد غم مخور و ناراحت مباش ! دنیا اینگونه است ، مرا به رسم زردشتیان در دخمه مگذارید و چون مسیحیان در گور بگذارید . مکن دخمه و تخت و رنج دراز به رسم مسیحا یکی گور ساز و در نهایت کشته شده و به سبک مسیحیان به خاک گذاشته می شود. منبع : شاهنامه فردوسی گروه پژوهشی آرتا https://eitaa.com/joinchat/2525560832C7caee8d264
از انوشیروان ظالم ۲ داستان دیگر خدمت شما عرض کنیم
❇️انوشیروان و کشتن، مهبود، وزیر فرهیخته ایرانی 🔻فردوسی در شاهنامه  در مورد این فرهيخته ایرانی  چنین بیان می کند: دلی پرخرد داشت و رای درست ز گیتی به جز نیکنامی نجست که مهبود بدنام آن پاک مغز روان و دلش پر ز گفتار نغز مهبود، خدمات فراوانی به شاه و ایران داشته است و مورد اعتماد انوشیروان بود. یکی از درباریان نسبت به این وزیر باهوش و خردمند حسادت می کند و به همراه یک یهودی زهر در غذای انوشیروان می ریزد. این شخص درباری   قبل از مصرف غذا، به شاه اطلاع میده که زهر در غذا موجود است و به دروغ تقصیر را گردن مهبود می اندازد. انوشیروان بدون کوچکترین تحقیقی درجا دستور  کشتن و قطع کردن سر  این وزیر فرهیخته و خانواده وی را می دهد. بفرمود کز خان مهبود خاک برآرید وز کس مدارید باک بر آن خاک باید بریدن سرش مه مهبود مانا مه خوالیگرش به ایوان مهبود در کس نماند ز خویشان او درجهان بس نماند به تاراج داد آن همه خواسته زن و کودک و گنج آراسته 🔹 خانواده این وزیر فرهيخته چه گناهی داشته اند جناب عادل!؟ البته خود این وزیر فرهیخته هم بی گناه بود البته بعدا انوشیروان متوجه قضیه می شود. از شخص درباری می پرسد چرا زهر در غذا ریخته است. شخص درباری گناه را گردن یهودی می اندازد. شاه فورا او را دستگیر کرد و به مرد یهودی گفت : اصل ماجرا را تعریف کند . یهودی بعد از امان خواستن از شاه ماجرا را بازگفت . جهود از جهاندار زنهار خواست که پیداکند راز نیرنگ راست شاه بعد از استماع ماجرا دستور داد تا دو دار آماده کنند و این دو نفر را به سزای عملشان برسانند. 🔹آقای شاه مگر امان نداده بودی؟ البته جناب شاه بعدا از کشتن مهبود  ناراحت می شود و کمی گریه می کند و سعی می کند اصطلاحا خیراتی برای این وزیر فرهیخته ایرانی انجام دهد. گروه پژوهشی آرتا | برای عضویت کلیک کنید
داستان بعدی در مورد انوشیروان و بزرگمهر(بوذرجمهر) هست دیگه بزرگمهر این وزیر فرهیخته ایرانی را فکر کنم همه بشناسید
داستان ها همه طبق شاهنامه است
✅وقتی ارزش باد معده انوشیروان از بزرگمهر بیشتر است!!! ✅توهین به بزرگمهر و سگ خطاب کردن وی توسط انوشیروان و شکنجه های وحشتناک بزرگمهر 🔹در شاهنامه فردوسی آمده است که روزی انوشیروان برای شکار با بوذرجمهر(بزرگمهر) و همراهان راهی مرغزار شد و در میانه راه برای استراحت توقف کرد و سر بر پای یکی از خوبرویان می نهد و می خوابد . همیشه بر بازوی شاه بازوبندی پرگهر قرار داشت که در خواب پرنده ایی فرود آمده و آن گوهر ها را می خورد. ▪️چنان بد که کسری بدان روزگار برفت از مداین ز بهر شکار ▪️فرود آمد از بارگی شاه نرم بدان تاکند برگیا چشم گرم ▪️ندید از پرستندگان هیچکس یکی خوب رخ ماند با شاه بس ▪️برهنه شد از جامه بازوی او یکی مرغ رفت از هوا سوی او ▪️فرودآمد از ابر مرغ سیاه ز پرواز شد تا ببالین شاه