هدایت شده از ذوالجــــناح
.
دَم؛
دمی از شهدا بشنو..
.
- صبر و شکیبایی کردم.
- همه چیز را ترک گفتهام!
- الحمدلله رب العالمین..
ـــــــ
ذوالجناح
هدایت شده از ذوالجــــناح
.
دَم؛
دمی از شهدا بشنو..
.
- نکند در رختخواب ذلت بمیرید!
- شکرگذاری کنید .
- نماز با حضور قلب
ـــــــ
ذوالجناح
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل بُدیم
پرده برانداختی، کار به اتمام رفت
ماه نتابد به روز، چیست که در خانه تافت؟
سرو نروید به بام، کیست که بر بام رفت؟
مشعلهای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقیِ ایام رفت
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان:)))
راه به جایی نَبُرد هر که به اَقدام رفت
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
مِی چو فرو شُد به کام، عقل به ناکام رفت:)
- سَعدی
˖ درختِ بیستساله𐇲 ˖
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت یاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دشواریهای عشق میپردازد.
او اشاره میکند که دیدن کسی که دلش را آرام کرده، باعث میشود دیگران از دل آرام شوند. عشق و یاد محبوب باعث رنج و عذاب عاشق میشود و او را از آنچه که در دسترس است دور میکند.
شاعر تأکید میکند که صبوری در عشق سخت است و در نهایت، تنها یک لحظه با محبوب میتواند ارزش کل زندگی را داشته باشد.
کسانی که در عشق بیتابی کنند، در پایان زندگی به سرانجام نرمی نمیرسند.
او در نهایت به ناکامی سعدی در عشق اشاره میکند.