eitaa logo
˖⁠ درختِ بیست‌ساله𐇲 ˖⁠
835 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
1.2هزار ویدیو
12 فایل
به نامِ خالقِ علیﷺ و اولادِ علیﷺ - درخــ𖡼𖤣𖥧𖡼𓋼𖤣𖥧𓋼𓍊ـت‌ها››› - عشق من به جنگل‌های سبز، شعرهای مولانا و کهنه‌کتِ مخملیم، مرا از این جامعهٔ پرزرق و برق جدا ساخته است. - حضرت‌عباس پِرسِن هستم✨. -کپی؟خیر فقط فور. ـ سلامتی و ظهور آقا امام زمان صلوات!
مشاهده در ایتا
دانلود
چند روزه مقداری بی‌حال و کم‌کار تر از قبل‌م ؛ این حس و حال که پیش میاد نشون دهنده اینه که باید با خودم خلوت کنم.. پس امشب کمی خودم پیش خودم نشستم و فکر کردم و نوشتم.. به این نتیجه رسیدم که: { این بی حالی فقط واکنش دفاعی بدنته.. همونطور که وقتی اتفاقی موقع میوه پوست کندن دستتو میبری و اون قسمت پوست ملتهب میشه که میکروب یا باکتری واردش نشه که دوباره مریض بشی، همونطور بدنت هم نمیخاد تو یه بار دیگه سر یه کاری دیوونگی به خرج بدی و در نهایت احتمالا شاااید دیوونگیه کارساز نشه و نتیجه ای حاصل نشه.. این فقط واکنش دفاعی بدن و روحته! تو هییییچ مشکلی نداری! مشکلی وجود نداره!!!!!! مشکلی وجود نداره!!! این فقط یه واکنش طبیعی بدنه! این بدن فقط چون میترسه که دوباره تلاش کنی و دوباره نشه ، تو رو به بی‌حالی زده که تلاش نکنی.. اون فقط میترسه! و آیا ترس باید جلوی تلاش کردنای تو رو بگیره؟ همین. به خودم گفتم رویاهات دارن توعه الان رو میبینن و فریاد میزنن find me in the future! و امید دارن که تو بشنوی! پس بشنو و تلاش کن که وقتی به آینده قدم گذاشتی بتونی به راحتی با نسخه آینده خودت و مکان‌هایی که قراره بره و آدمایی که قراره باهاشون آشنا بشه ، ملاقات کنی به امید خدا:)! } همین. - یگانه.
بیست‌‌وچند سالگی من برای رفتن‌ تو زود بود. سی‌وچند سالگی‌ دوستانم برای بی‌تو شدن زود بود. من حالا حسودی می‌کنم به آن‌ها که پنجاه و شصت‌ سال از عمرشان را در عصر تو گذارنده‌اند. برای آن‌ها که موی سپید توی سرشان دارند. ما سنی نداریم برای دیدن تابوت تو. ما سنی نداریم برای قدم زدن پشت سر تابوت سنگین تو. ما برای گریه بر پیکر چاک‌چاکت زیادی بچه‌ایم. شانه‌های ما برای حمل پیکرت هنوز نحیف است. ما آنقدر جوانیم که دنیای پیش از تو را هیچ‌گاه ندیده‌ایم. تا دنیا بوده، تو همیشه بوده‌ای. ما همانیم که ما را «بچه‌های عزیز من» خطاب می‌کردی.‌ تازه‌تازه خوب و بد را فهمیده‌ بودیم. تازه داشتیم می‌فهمیدیم که چه گران‌نعمتی بر سرمان است.‌ افتاده بودیم جلو و سنگت را پیش همه به سینه می‌زدیم. حرص می‌خوردیم از توهین‌ها به تو؛ می‌نوشتیم، بحث می‌کردیم، دعوا می‌کردیم. در دنیای عیش‌ونوش‌ها و بی‌وطنی‌ها، ما آدم تو بودیم. ناگهان صبح یک روز سیاه زمستانی تصمیم گرفتی که بروی. حالا ما یتیمانی جوانیم خیره بر تابوت تو. در فکر اینکه سال‌های بی‌تو را چگونه باید زیست. ما زندگی در دنیای بدون تو را بلد نیستیم. نباید می‌رفتی عزیزم… «مهدی مولایی» @m_molaie110
هدایت شده از ننه ابراهیم🇮🇷
اگه هنوز مردد بودید و راه نیفتادید... بیاید تهران... شرایط خیلی بهتر از چیزی هست که تصور می‌شد... ترجیحا مقصدتون قم و مشهد نباشه، تهران بهترین گزینه است. @naneebrahim