واقعا مثل امشب روضه از کی باید خوند!
این همه غم مگر میشه یکجا جمع بشه...
امان از دل زینب...
سکینه اومد سمت گودال
عمه این بدنِ کیه؟گفت: حق داری عزیز دلم، بدن باباتِ، حق داری نشناسی....
این نانجیبها تا دیدند دختر اومد کنار بدن بابا ،همچین که اومد دست بندازه زیر بدنِ بابا،" فَجتَمَعَ عِدَّةٌ مِنَ الأعراب" یه عده بی حیا ریختن تو گودال،"
فجروها عن جسد ابیها" کشان کشان می بردنش...
چه گذشت بر این خانواده بماند بخدا...
نمیشه گفت...
💔 روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد...
قربان آن آقا که انگشتر ندارد...🕯🥀
صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله
14.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیشه باورم که وقت رفتنه ...!
تموم شد...💔
التماس دعا...
●➼┅═❧═┅┅───┄
@Ardabil_tanhamasir
#حدیث_روز 🔆
🖤 امام حسين عليه السلام فرمودند:
بیگمان شیعیان ما، دلهایشان از هر خیانت، کینه و فریبکاری پاک است.
📗بحار الأنوار ج65 ص154
#تنهامسیراستاناردبیل🦋🖤
http://eitaa.com/joinchat/4197777440C2871ad7185
10.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•
⚫️ چه کسانی کربلایی میشوند؟
همین که خبر شهادت سیدالشهدا علیهالسلام به کسی برسد برای ساخته شدنش کافیست✔️
👈 این خبر، حبالدنیا را از دل خارج میکند.
این یک قاعدۀ طلایی برای اعلام اثر عاشورا در انسانهاست.✨
هــــر کسی این اثر را نگرفته، هنوز عاشورایی نشده❗️
وقتی خبر شهادت مسلم و هانی را به امام حسین علیهالسلام دادند، حضرت فرمود:
🥀 «بعد از شهادت آنها، دیگر خیری در این زندگی نیست».
👈 این یعنی دیگه «من کربلایی شدم».
وقتی خبر شهادت مسلم، چنین اثری دارد، خبر شهادت حسین علیه السلام باید با ما چه کند؟
#استاد_پناهیان
●➼┅═❧═┅┅───┄
@Ardabil_tanhamasir
⚫️ تلخترین شبها ⚫️
✍ #رهبر_انقلاب : در یازدهم ماه محرم یکی از عظیمترین فاجعههای تاریخ اسلام به وقوع پیوست.
▪️ کسانی از خاندان نبوت اسیر شدند که عزیزترین و شریف ترین انسانهای تاریخ اسلام بودند.
▪️ زنانی در جمع هیأت اسراء وجود داشتند که شأن شرف آنها در جامعه اسلامی آن روز نظیر نداشت
▪️ و کسانی این عزیزان را به اسارت گرفتند که از خبیث ترین و پلیدترین انسان های زمان خودشان بودند. ۱۳۶۸/۰۵/۲۳
●➼┅═❧═┅┅───┄
@Ardabil_tanhamasir
عصر روز یازدهم، کاروان میخواست حرکت کنه...
امیرقافله زینبه...💔
گفتن: کاروانتو آماده کن ...
ناقه های عریان آوردن...
زینب تنها...
به هر بدبختی بود، تنها دونه دونه این بچه هاروسوار کرد...
بعضیاشون از شتر می افتادن...
بعضیاشون بدن های برهنه رو ازبالای بلندی می دیدن، خودشونو پرت می کردن پایین...
کار زینب زیادمی شد...💔
دوباره همه رو سوار کرد...
سوار بر ناقه های عریان کرد...
آقامون زین العابدین رو سوار کرد...
حالاخودش می خواد سوار شه، یاد روز دوم می افته....😭