هدایت شده از ترمه
به انسان، که آخر هم نفهمیدیم نهادش بر وزن اَنَسَ است یا نسیان، کاملاً بیارادتیم. بی استثناء/ بی مُستثناء.
هدایت شده از فردایروزنبودنم.
انگشتای ظریف اندوه دور حنجرهم گره خوردن؛ دستت رو مشت کن، نفسم رو ببُر.