آرســـوッ
تـرشـُحـات مـغـز وَ دل.... 🧠🫀🫁 https://eitaa.com/joinchat/2662205197Ce5bb11c3d0
اینجا یکم متفاوت تره ؛)
هدایت شده از اِسکیزوـ؋ـِرنے
یک روز میفهمی
بیشترِ عمرت را صرفِ تبدیل شدن به آدمی کردهای که دیگران بتوانند دوستش داشته باشند.
لبخند زدی وقتی خسته بودی، سکوت کردی وقتی حرف داشتی، بخشیدی وقتی هنوز زخمت تازه بود، و گفتی «خوبم» وقتی خودت هم نمیدانستی دقیقاً چه چیزی درونت دارد فرو میریزد.
بعد یک شب، در سکوتِ اتاقت، با خودت روبهرو میشوی.
نه آدمی که خانوادهات میخواستند، نه آدمی که جامعه از تو ساخت، نه آدمی که برای دوست داشته شدن بازی کردی؛ فقط خودت.
و عجیبترین قسمتِ بزرگ شدن همینجاست:
میفهمی تمام این سالها از تنهایی نمیترسیدی؛ از این میترسیدی که وقتی همه بروند، بالاخره مجبور شوی خودت را ببینی.
-الف.میم