6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زهرا در آتش بود ....
حیدر داشت میسوخت .🙂
#ایران
رفته بودم برای مادرم یک روسری بخرم.
فروشنده چندتا رنگ آورد و من یکی را برداشتم؛
همان آبیِ کمرنگی که تو یکبار گفتی به چشمهام میآید.
فروشنده گفت:
«برای خانمتونه؟»
گفتم:
«نه، برای مادرم.»
گفت:
«آهان... ببخشید.»
خندیدم و گفتم:
«اشکالی نداره.»
اما تمام راه برگشت به این فکر میکردم که تو چطور بعد از این همه سال، هنوز در انتخاب رنگ روسری مادرم هم دخالت داری.
بعضی آدمها از زندگیات میروند،
اما وسایل خانه، رنگ لباسها، آهنگهای قدیمی و حتی سلیقهات را
با خودشان نمیبرند.
میمانند یک جایی بین چیزهای بیاهمیت.
و آدم یک روز میفهمد
سالهاست دارد با سلیقهی کسی زندگی میکند
که دیگر در زندگیاش نیست.
-الف.میم
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونی حالم این روزا بدتر همه است ....
#موزیکویدئو
گاهی آدم خودش را تغییر میدهد، نه چون فکر میکند اشتباه کرده؛ فقط چون کسی را دوست دارد که نسخهی دیگری از او را میخواهد.
آرامآرام بعضی عادتها را کنار میگذارد، بعضی حرفها را نمیزند، بعضی گوشههای شخصیتش را جمع میکند و میگذارد جایی دور از چشم خودش. بعد یک روز میایستد و به خودش نگاه میکند و میفهمد چیزی که از دست داده، الزاماً یک رابطه نبوده؛ تکهای از خودش بوده که برای راضی کردنِ دیگری، زیادی ساکتش کرده.
با این حال، شاید آن تغییرها هم بیفایده نبودهاند. آدم گاهی باید از خودش دور شود تا بفهمد کدام قسمتهایش واقعاً نیاز به تغییر داشتهاند و کدام قسمتها فقط برای کسی «زیادی» بودهاند.
حالا که به گذشته نگاه میکنم، از اینکه تغییر کردم ناراحت نیستم؛ فقط کاش آن روزها میدانستم هر چیزی که با خواستهی یک نفر سازگار نیست، الزاماً اشتباه نیست.
-الف.میم
#از_شما_برای_آرسو 🩵
خسرو شکیبایی.تو از یادم نمیروی..mp3
زمان:
حجم:
3.8M
تو از یاد نمیروی....
#پادکست