گاهی آدم خودش را تغییر میدهد، نه چون فکر میکند اشتباه کرده؛ فقط چون کسی را دوست دارد که نسخهی دیگری از او را میخواهد.
آرامآرام بعضی عادتها را کنار میگذارد، بعضی حرفها را نمیزند، بعضی گوشههای شخصیتش را جمع میکند و میگذارد جایی دور از چشم خودش. بعد یک روز میایستد و به خودش نگاه میکند و میفهمد چیزی که از دست داده، الزاماً یک رابطه نبوده؛ تکهای از خودش بوده که برای راضی کردنِ دیگری، زیادی ساکتش کرده.
با این حال، شاید آن تغییرها هم بیفایده نبودهاند. آدم گاهی باید از خودش دور شود تا بفهمد کدام قسمتهایش واقعاً نیاز به تغییر داشتهاند و کدام قسمتها فقط برای کسی «زیادی» بودهاند.
حالا که به گذشته نگاه میکنم، از اینکه تغییر کردم ناراحت نیستم؛ فقط کاش آن روزها میدانستم هر چیزی که با خواستهی یک نفر سازگار نیست، الزاماً اشتباه نیست.
-الف.میم
#از_شما_برای_آرسو 🩵
خسرو شکیبایی.تو از یادم نمیروی..mp3
زمان:
حجم:
3.8M
تو از یاد نمیروی....
#پادکست
شاید بعضی آدمها از تنهایی نمیترسند؛ از دوباره اعتماد کردن میترسند. از اینکه یک نفر آرامآرام وارد زندگیشان شود، جای امنی برای خودش پیدا کند و بعد، درست همانجا را تبدیل به نقطهی دردشان کند.
برای بعضیها، تنهایی انتخاب نیست؛ جاییست که بعد از تمام رفتنها بالاخره در آن احساس امنیت کردهاند. جایی که لازم نیست حواست به حرفهایت باشد، لازم نیست خودت را برای کسی توضیح بدهی و لازم نیست مدام از خودت بپرسی: «این بار قرار است چطور آسیب ببینم؟»
شاید آدمها بد نباشند؛ شاید فقط بعضی دوست داشتنها بلد نیستند جز خودشان، دیگری را هم ببینند. دوست داشتنی که بیشتر شبیه مالکیت است، بیشتر شبیه نیاز است تا محبت.
و شاید برای همین، یک نفر تصمیم میگیرد با تنهاییاش کنار بیاید؛ نه از سر تلخی، بلکه چون فهمیده گاهی یک اتاق ساکت، از آغوشی که امنیت ندارد، جای گرمتری برای ماندن است.
— الف.میم
#از_شما_برای_آرسو
هدایت شده از اِسکیزوـ؋ـِرنے
گاهی آدم از زندگی خسته نیست؛ از نقشی خستهست که مجبور شده توی زندگی بازی کنه. از لبخندهایی که واقعی نبودن، از حرفهایی که برای فهمیده شدن نزد، از سکوتهایی که اسمشون رو گذاشتن بلوغ، و از زخمهایی که انقدر پنهانشون کرده که حالا برای توضیح دادنشون حتی کلمهای هم نداره. تلخترین اتفاق این نیست که کسی تو رو نشناسه؛ اینه که انقدر برای پذیرفته شدن تغییر کنی که یه روز، وقتی همه دوستت دارن، دیگه ندونی دقیقاً کدوم قسمتِ تو رو دوست دارن.
- آقای عین