𝓓ᥙrᥱliᥲ
و اگه فقط ذرهای از اون توجهی که من بهش داشتم رو داشت، نمیذاشت که انقدر راحت جلوی چشماش فرو بریزم
فکر کنم جفتمون حق داریم؛ منو عشق کور کرده بود، اونم اصلاً نگاهش به سمت من نبود
̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲.̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲̲ℳ𝗒 𝗅𝗈꯭𝗏ᧉ for 𝗒o𝗎 i𝗌 𝖺𝗌 bo𝗎nd۪lᧉ𝗌𝗌 𝖺𝗌 thᧉ ocᧉ𝖺n’s dᧉp𝗍𝗁𝗌 𝖺 v𝖺𝗌𝗍 my𝗌𝗍ᧉr۪io𝗎𝗌 𝖺nd ᧉ𝗍ᧉ۪rn𝖺ll𝗒 bᧉ𝖺𝗎𝗍if۪ul ᧉxp𝖺n𝗌ᧉ
𝗃︎̩𝗎𝗌ؚ𝗍 𝖺 𝗁ⱺly r𝖺bbı𝗍 ın 𝖺 ѵᧉlѵᧉt nı𝗀𝗁𝗍m𝖺rᧉ w𝖺ı𝗍ın𝗀 fⱺr t𝗁ᧉ recⱺrd tⱺ 𝗌ؚ𝗍ⱺp 𝗌ؚp𝇁ınnın𝗀