🏴نذر_شهادت_حضرت_زهرا_س🏴
فرو می ریزد امشب از نگاهت بغضِ سنگینم
چنان محصور در اشکم که جایی را نمی بینم
دلم خون است از صحن و سرای بی نشانِ تو
تو می بینی که می سوزم تو می دانی که غمگینم
رواقت را تصوّر می کنم در خاطرم گاهی
دلم می خواهد آنجا رو به روی روضه بنشینم
پُرم از گریه آری مقتلِ تاریخِ اندوهم
که من مجموعه ای از دردهای تلخِ دیرینم
در آغوش دعا می گیرم امشب آن ضریحت را
به گردش در طوافم تا سحر فریادِ آمینم
دلم می خواهد اینجا معتکف باشم کنارِ تو
که بی شک می رسد از سمتِ چشمانِ تو تسکینم
جهانم از تو آباد است دنیای منی بی شک
تویی آرامشِ جانم تویی هم دین و آیینم
چنان دلگرمِ آن لطفِ فراوانم که می گویم
همین یک شعر در وصفِ تو خواهد کرد تضمینم
اگر بیتی نباشد حاوی مدحِ تو ننویسم
اگر جایی نباشد محفلِ ذکرِ تو ننشینم!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
زمزمه روضه حضرت زهرا(س)
بند اول:
(دیدم توی کوچه ، جای ردّ خونه
خدایا گُلِ من ، چرا نیمهجونه) 2
//////////////////////////////////////////
وای امون ــ از خَزون
چرا روی ماهم زمین خوردهای
وای مظلوم ــ وای بانوم
بمیرم نبینم که آزُردهای
وای زهرا ــ وای تنها
پاشو یاسِ زخمی جونِ زینبت
وای نیلی ــ وای سیلی
چی داری میگی تو به زیرِ لبت
****
بند دوم:
(شنیدم که گفتی ، زیرِ لب یواش
خدایا هوایِ ، علیم داشته باش) 2
//////////////////////////////////////////
نازنین ــ پاشو ببین
دارن نانجیبا نِگات میکنن
دلغمین ــ مَهجبین
با خنده به اشکِ چِشات میکنن
ای جونم ــ دلخونم
میخندن بَرا معجرِ سوختهات
بمیرم ــ نبینم
اینجور واسه بال و پَرِ سوختهات
وای خانوم ــ نیلی روم
نبینم گُلم چوبِ کین میخوره
توی خون ــ او بیجون
میخواد هِـی بُلن شِه زمین میخوره
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#زبانحال_حضرت_زهرا(س)
#هجوم_به_بیت_وحی
میانِ خانه ام بود و، بساطِ خون به پا کردند
سفارش کرد بابایم، عجب حقش ادا کردند
هنوز این جسمِ بابا را، نه تغسیل و عزا کردند
به جای تسلیت بر ما، امامت ادّعا کردند
ببین بابا که این امت، به حقِ ما چِها کردند
مرا با پیکرِ خونین، به بستر مبتلا کردند
جلویِ دیده ی طفلان چنان ظلم و جفا کردند
میان کوچه جانم را، گرفتارِ بلا کردند
امان از این همه غمها، ز بعدِ رفتنت بابا
علی را جانبِ مسجد، طنابی از قفا کردند
قسم بر زخمِ بازویم، که قلبم را جدا کردند
همانا بدترین ظلم و، شقاوت بهرِ ما کردند
برای اخذِ یک بیعت، چه آشوبی به پا کردند
مرا با محسنِ زارم، میانِ خون رها کردند
خدا داند که درحقٌم، چه ظلمِ ناروا کردند
بسا این کودکانِ من پیمبر را صدا کردند
که این جسم نحیفم را، ز میخِ در جدا کردند
امان از این همه غمها، ز بعدِ رفتنت بابا
#هستی_محرابی
@Asharemehrab313
#نذر_شهادت_حضرت_زهرا_س
#فاطمیه_روضه_غربت_مادر
الهی آتشی بر در نیفته
شرارش دامنِ مادر نیفته
الهی هیچ مردی پیشِ چشمش
زنش در خون خاکستر نیفته
الهی رحم کن تا غنچه ی یاس
به زیرِ دست و پا پَرپَر نیفته
دعا کرده علی در بینِ کوچه
که زهرا چادرش از سر نیفته
به مسجد می برن با تازیونه_
که چشمش توو چشِ حیدر نیفته
به زیرِ لب دعا می کرد زینب
که در هیچ خونه ای مادر نیوفتد
تو میدونی خدا زینب غریبه
مدد کن تا گلش بستر نیفته
خدایا کربلا در پیش داره
مدد کن از سرش معجر نیفته
مدد کن تا حسینش تووی گودال
به گیرِ اون همه لشکر نیفته
که شمر، اَر می بُرَد انگشتِ او رو
به دستِ شمر انگشتر نیفته
مدد کن کنجِ ویرونه دلِ شب
سرش بر دامنِ دختر نیفته
کنارِ پیکری بی سر می گفت
الهی قسمتِ خواهر نیفته
به شمرِ پستِ دون تا حشر لعنت
که دیگر دستِ او خنجر نیفته
همین عالم عذابش کن که دیره
حسابش عرصه ی محشر نیوفته
#الهی_آتشی_بر_در_نیفتد
#شرارش_دامن_مادر_نیفتد
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#سبک_نوشته_فاطمیه
#شهادت_حضرت_زهرا_س
اشکِ دلتنگیم بی تو نم نم باره
شمعِ جانسوز تو شعله ی غم داره
غربتت در دلِ چاه و نخلستانم
علی بی تو در آن شورِ عالم داره
حال و روزم که میدونی
بارِ آخر تو رو دیدم
کوچه با معجرِ خونی
می چکید خون ز پیشونی
آه ای گلِ بی خارم
آه خسته ی بیمارم
آه شمعِ شام تارم
وااااای زهرای من مرو، واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
بس که در سینه ات بوده آهِ جانسوز
شب نشد بی نواهای تو وصلِ روز
کی شریکِ غم و دردِ کوثر می شد
دردِ شبهای سردِ تو باور می شد
مانده با دردِ تنهایی
ظالم از او چی میخواهی
شد گلم خسته وُ بیمار
دیگه دست از سرش بردار
وای تو ز دنیا سیری
وای امان از آن سیلی
وای کرده رویت نیلی
وای، زهرای من مرو
واااای زهرای من مرو.واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
آتش افتاده بر باغ و بستانِ تو
اوج غربت نشست بر دل و جانِ تو
جای محسن شده خونِ دامانِ تو
کوی غربت شده بیت الاحزانِ تو
چه کنم من ز داغِ تو
از غمِ اشتیاقِ تو
روی قبرت بنالم از
درد و رنجِ فراقِ تو
وای خسته وُ دلگیرم
وای بی تو در زنجیرم
وای از زمانه سیرم
آه! این بوَد تقدیرم
آه لاله ی پرپر مرو
آه گلِ پیغمبر مرو
آه خسته ی بستر مرو
آه سینه ی مضطر مرو(۲)
واااای زهرای من مرو.واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
◾️السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَة◾️
فاطمیه ای رُخِ خورشیدِ غم
با طلوعت می رسد تشدیدِ غم
چهره ی گل می شود رنگِ شفق
زخم می گیرد دلِ تنگِ شفق
فاطمیه نغمه های بی کسی ست
مادری در بسترِ دلواپسی ست
ماجرایش شرحِ داغِ کوثر است
شالِ غم بر گردنِ پیغمبر است
دخترِ او کشته ی تیغِ در است
انتقامش ذالفقارِ حیدر است
فاطمیه ابر گریان می شود
سینه ها از درد بریان می شود
تیره می گردد خورشید از خزان
رنگ می بازد گل از تیر و سنان
فاطمیه سینه ها مضطر شود
لاله ای در کوچه ها پرپر شود
حربه های تیغ بی رحمی کنند
پشتِ در این لاله را زخمی کنند
فاطمیه سیلِ غم جاری شود
دل اسیرِ درد و بیزاری شود
فاطمیه عشق معنا می شود
حیله ی پنهان هویدا می شود
با بیانِ خطبه ی خیرالنّسا
چهره ی شیّاد رسوا می شود
فاطمیه یاس پرپر می شود
از فراقش دل مکدّر می شود
فاطمیه الوداعِ کوثر است
اشکِ خون لبریزِ جام و ساغر است
چون به آخر می رسد صبرِ علی(ع)
این حقیقت صحنه ای از محشر است!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
بانوای مداح اهلبیت ع🎧
کربلایی_محسن_اخوان🎤
#السلام_علیک_ایتها_الرضیه_المرضیه
در دفترِ عالم ز خطِ خون بنگارید
مظلوم تر از فاطمه مظلوم نداریم
در غربتش این بس نه فقط بی حرم است او
ما هیچ اثر از این گلِ معصوم نداریم!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#السلام_علیک_یا_اول_مظلوم_عالم
درد است ببینی جگرت می سوزد
در آتشِ کین بال و پَرت می سوزد
دستانِ تو بسته پیشِ چشمت دارد_
هم همسرِ تو هم پسرت می سوزد!
#یا_محسن_ابن_علی
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#زبانحال_حضرت_زهرا(س)
#هجوم_به_بیت_وحی
میانِ خانه ام بود و، بساطِ خون به پا کردند
سفارش کرد بابایم، عجب حقش ادا کردند
هنوز این جسمِ بابا را، نه تغسیل و عزا کردند
به جای تسلیت بر ما، امامت ادّعا کردند
ببین بابا که این امت، به حقِ ما چِها کردند
مرا با پیکرِ خونین، به بستر مبتلا کردند
جلویِ دیده ی طفلان چنان ظلم و جفا کردند
میان کوچه جانم را، گرفتارِ بلا کردند
امان از این همه غمها، ز بعدِ رفتنت بابا
علی را جانبِ مسجد، طنابی از قفا کردند
قسم بر زخمِ بازویم، که قلبم را جدا کردند
همانا بدترین ظلم و، شقاوت بهرِ ما کردند
برای اخذِ یک بیعت، چه آشوبی به پا کردند
مرا با محسنِ زارم، میانِ خون رها کردند
خدا داند که درحقٌم، چه ظلمِ ناروا کردند
بسا این کودکانِ من پیمبر را صدا کردند
که این جسم نحیفم را، ز میخِ در جدا کردند
امان از این همه غمها، ز بعدِ رفتنت بابا
#اجرا: کربلایی_مجید_منصوری
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#زبانحال_حضرت_زهرا (س)
#هجوم_به_بیت_وحی
نمیدانم چرا امشب، به سر خوف و خطر دارم
چه خواهد بر سرم آید، که من از آن حذر دارم
من از این حسِ غم امّا، ز عمقِ جان پریشانم
گمانم تیغِ ظالم را، من امشب پشتِ در دارم
خداوندا امانم ده، مرا از چنگِ بدخواهان
چه مکری گو عدو دارد، که من از آن خبر دارم
الها تو به جانم ده، فقط صبر و شکیبایی
تو میدانی که امشب من، دلی پُر از شرر دارم
عدو در پشتِ در آمد، ولیکن من هراسانم
بسویش می روم امٌا، قدم آهسته تر دارم
نمیدانم چرا دشمن، به پشتِ در کمین آمد
مگر دردم نمی داند، که من داغِ پدر دارم؟
چنان با ضربِ پا کوبیده او در را به پهلویم
گلِ نشکفته محسن را، به خونم غوطه ور دارم
به پهلو می فشارد در، به سینه می گدازد میخ
چه سازم بیتِ بابا را، در آتش شعله ور دارم
پدر جان دخترت زهرا، میانِ درب و دیوار است
که یک دستم به پهلو و، یکی را بر کمر دارم
چنان شیون کنان زینب، پی ام می آمد و میگفت
مزن ظالم تو مادر را، چو حیدر من پدر دارم
چگونه کنده ام آخر، ز سینه میخِ سوزان را
که روی سینه ام حتی، نشان از میخِ در دارم
مرا با چادرِ خونین، به مسجد می برند امٌا
دو دستِ بسته حیدر را، فقط در پشتِ سر دارم
پدر جان سیرم از دنیا، بگو کی وقتِ دیدار است؟
ز بعدِ رفتنت من هم دگر عزمِ سفر دارم
خَلاصم کن از این دنیا، که گشه طاقتم تاریک
مناجاتِ شبانگاهان، توسل بر سحر دارم
من از داغِ فراقِ تو، فقط در بیت الاحزانم
که بی تو آخر ای بابا، بسی خونین جگر دارم
چه دیدم پشت در بابا، چه محنتها کشیدم من
که من از گفتنِ آنها، دگر صرفِ نظر دارم!
اجرا : #کربلایی_مجید_منصوری
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#نذر_غربت_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
بانوی غمگسارِ مدینَه ست مادرم
نامش به نامِ نامیِ غمهاست باورم
ای محترمتر از همه زنهای روزگار
شد چادرت امانِ همه روزِ محشرم
زانو زدم به بزمِ عزای تو روز و شب
نذرِ تو کرده مادرِ من دیدهی تَرم
اصلاً دلم به فاطمیه، روضههای تو
خورده گره،بهعشقِتواینقلبِمضطرم
تا داغِ تو ز روزِ ازل بر دلم نشست
هر بیتِ روضه ات زده آتش به دفترم
غسلِ شبانه، ناله ی حیدر، صدای آه
آتش زده به عالم و سوزانده پیکرم
لعنت به آن که حرمتِ نامت نگه نداشت
با یک لگد شکست گلِ یاسِ پرپرم
پا شو غبارِ غم ز رخِ مرتضی بشُوی
من آشنای غصه وُ غم های حیدرم
ای اولین مدافعِ جانِ علی مرو
از هجر تو چو نخل در این باغ بی برم
قتلِ علی و داغِ حسن، وایِ کربلا...
من داغدارِ کودکِ ششماهه اصغرم
دل بی شکیب شد ز غمِ اصغر و رباب
یک روز بر ضریحِ حرم می نهم سرم
ای یاسِ بی نشانِ ولایت به کربلا
گفتی به ندبه وقتِعزا... وای دخترم
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#مدح_حضرت_زهرا_س
السلام ای مادرِ شاهِ شهیدان السلام
السلام ای کوثرِ جاریِ قرآن السلام
السلام ای اشرفِ زنهای عالم فاطمه(س)
ای زلالِ قطره های نابِ باران السلام
چشمهایت شعرِ آب و آسمانت آینه
ای شکوفاتر ز گلهای بهاران السلام
غرق در عشقِ خدایی محو در راز و نیاز
پرتوِ مهرِ تو چون خورشید تابان السلام
مظهرِ عشق و صفا و عزت هر دو جهان
سلسبیل و کوثر و تسنیم و رضوان السلام
مانده چشمِ ماه از روزِ ازل در راهِ تو
ای زلالِ معرفت ای جانِ جانان السلام
یازده نجمِ ولایت تشنه ی آغوشِ توست
هر نگاهت آبشارِ لطف و احسان السلام
ای نگینِ آفرینش کهکشان تا کهکشان
فاطمه روشنترین تفسیرِ ایمان السلام
بی گمان انگیزه ی خلقت فقط تنها تویی
فخر می ورزد به تو آن حیِ سبحان السلام
عشق در روزِ ازل از منّت تو زاده شد
عاجزِ از فهمت تمامِ عقل و برهان السلام
عصمتِ کبری، گلِ طاها نزولِ هل اتی
فاطمه ای گوهرِ دریای عرفان السلام
تا قیامت دینِ ما مدیون اشکِ چشمِ توست
کوچه و دیوار و در مسمارِ سوزان السلام
السلام ای سینه ات صد مقتلِ کرببلا
روضه خوانِ غربتِ شاهِ شهیدان السلام
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313