#سبک_نوشته_فاطمیه
#شهادت_حضرت_زهرا_س
اشکِ دلتنگیم بی تو نم نم باره
شمعِ جانسوز تو شعله ی غم داره
غربتت در دلِ چاه و نخلستانم
علی بی تو در آن شورِ عالم داره
حال و روزم که میدونی
بارِ آخر تو رو دیدم
کوچه با معجرِ خونی
می چکید خون ز پیشونی
آه ای گلِ بی خارم
آه خسته ی بیمارم
آه شمعِ شام تارم
وااااای زهرای من مرو، واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
بس که در سینه ات بوده آهِ جانسوز
شب نشد بی نواهای تو وصلِ روز
کی شریکِ غم و دردِ کوثر می شد
دردِ شبهای سردِ تو باور می شد
مانده با دردِ تنهایی
ظالم از او چی میخواهی
شد گلم خسته وُ بیمار
دیگه دست از سرش بردار
وای تو ز دنیا سیری
وای امان از آن سیلی
وای کرده رویت نیلی
وای، زهرای من مرو
واااای زهرای من مرو.واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
آتش افتاده بر باغ و بستانِ تو
اوج غربت نشست بر دل و جانِ تو
جای محسن شده خونِ دامانِ تو
کوی غربت شده بیت الاحزانِ تو
چه کنم من ز داغِ تو
از غمِ اشتیاقِ تو
روی قبرت بنالم از
درد و رنجِ فراقِ تو
وای خسته وُ دلگیرم
وای بی تو در زنجیرم
وای از زمانه سیرم
آه! این بوَد تقدیرم
آه لاله ی پرپر مرو
آه گلِ پیغمبر مرو
آه خسته ی بستر مرو
آه سینه ی مضطر مرو(۲)
واااای زهرای من مرو.واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
#با_نوای_کربلایی_مجید_منصوری
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#سبک_نوشته_فاطمیه
#شهادت_حضرت_زهرا_س
اشکِ دلتنگیم بی تو نم نم باره
شمعِ جانسوز تو شعله ی غم داره
غربتت در دلِ چاه و نخلستانم
علی بی تو در آن شورِ عالم داره
حال و روزم که میدونی
بارِ آخر تو رو دیدم
کوچه با معجرِ خونی
می چکید خون ز پیشونی
آه ای گلِ بی خارم
آه خسته ی بیمارم
آه شمعِ شام تارم
وااااای زهرای من مرو، واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
بس که در سینه ات بوده آهِ جانسوز
شب نشد بی نواهای تو وصلِ روز
کی شریکِ غم و دردِ کوثر می شد
دردِ شبهای سردِ تو باور می شد
مانده با دردِ تنهایی
ظالم از او چی میخواهی
شد گلم خسته وُ بیمار
دیگه دست از سرش بردار
وای تو ز دنیا سیری
وای امان از آن سیلی
وای کرده رویت نیلی
وای، زهرای من مرو
واااای زهرای من مرو.واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
آتش افتاده بر باغ و بستانِ تو
اوج غربت نشست بر دل و جانِ تو
جای محسن شده خونِ دامانِ تو
کوی غربت شده بیت الاحزانِ تو
چه کنم من ز داغِ تو
از غمِ اشتیاقِ تو
روی قبرت بنالم از
درد و رنجِ فراقِ تو
وای خسته وُ دلگیرم
وای بی تو در زنجیرم
وای از زمانه سیرم
آه! این بوَد تقدیرم
آه لاله ی پرپر مرو
آه گلِ پیغمبر مرو
آه خسته ی بستر مرو
آه سینه ی مضطر مرو(۲)
واااای زهرای من مرو.واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
#با_نوای_کربلایی_مجید_منصوری
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi314
#سبک_نوشته_فاطمیه
#شهادت_حضرت_زهرا_س
اشکِ دلتنگیم بی تو نم نم باره
شمعِ جانسوز تو شعله ی غم داره
غربتت در دلِ چاه و نخلستانم
علی بی تو در آن شورِ عالم داره
حال و روزم که میدونی
بارِ آخر تو رو دیدم
کوچه با معجرِ خونی
می چکید خون ز پیشونی
آه ای گلِ بی خارم
آه خسته ی بیمارم
آه شمعِ شام تارم
وااااای زهرای من مرو، واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
بس که در سینه ات بوده آهِ جانسوز
شب نشد بی نواهای تو وصلِ روز
کی شریکِ غم و دردِ کوثر می شد
دردِ شبهای سردِ تو باور می شد
مانده با دردِ تنهایی
ظالم از او چی میخواهی
شد گلم خسته وُ بیمار
دیگه دست از سرش بردار
وای تو ز دنیا سیری
وای امان از آن سیلی
وای کرده رویت نیلی
وای، زهرای من مرو
واااای زهرای من مرو.واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
آتش افتاده بر باغ و بستانِ تو
اوج غربت نشست بر دل و جانِ تو
جای محسن شده خونِ دامانِ تو
کوی غربت شده بیت الاحزانِ تو
چه کنم من ز داغِ تو
از غمِ اشتیاقِ تو
روی قبرت بنالم از
درد و رنجِ فراقِ تو
وای خسته وُ دلگیرم
وای بی تو در زنجیرم
وای از زمانه سیرم
آه! این بوَد تقدیرم
آه لاله ی پرپر مرو
آه گلِ پیغمبر مرو
آه خسته ی بستر مرو
آه سینه ی مضطر مرو(۲)
واااای زهرای من مرو.واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313