#نذر_باب_الحوائج_اباالفضل_العباس_ع
خوشا آندل که یارش شد اباالفضل
همه جا اعتبارش شد اباالفضل
خوشا آندل سرای هر دو عالم
که شاه و شهریارش شد اباالفضل
سلام حق به جانِ عاشقی که
همه دار و ندارش شد اباالفضل
اگر مشکل فتد در کار و بارش
کلید قفلِ کارش شد اباالفضل
خوشا آن در کلاسِ عشق و ایثار
فقط آموزگارش شد اباالفضل
به او می بالد از عهد و وفایش
مدالِ افتخارش شد اباالفضل
مرادِ او دو دستانِ جدایش
شکوه و اقتدارش شد اباالفضل
اگر شد سینه اش تنگ از زمانه
همه صبر و قرارش شد اباالفضل
چو آبشاریست از نورِ حقیقت
بهشتِ لاله زارش شد اباالفضل
اگر خواهد شود بر خصم غالب
دو تیغِ ذالفقارش شد اباالفضل
اگر چه سینه اش غم دارد امّا
طبیبِ غمگسارش شد اباالفضل
خوشا آندل که در بزمِ محبت
مَهِ زیبا نگارش شد اباالفضل
چه نیکو باشد آنکه بعدِ مرگش
شده نقشِ مزارش یا اباالفضل
خدا را حمد گوید بابتِ آن
که فیضِ بی شمارش شد اباالفضل
#هستی_محرابی
#وفات_حضرت_ام_البنین_س
بال های زخمیِ عباس در پروازِ توست
بوسه گاهش مهرِ دستانِ تو یا ام البنین
آسمانِ کربلا خالی ز تصویرِ تو نیست
هر نگاهش زخمِ پنهانِ تو یا ام البنین
#هستی_محرابی
#نذر_حضرت_ام_البنین_س
دلِ من در شبستانش دو تا عرشِ برین دارد
یکی عرشِ اباالفضل و یکی امّ البنین دارد
کرم می بارد از دامانِ این فرزند و آن مادر
وفاداریِ هر یک گو هزاران آفرین دارد!
#هستی_محرابی
#نذر_وفات_حضرت_ام_البنین_س
#غزل_مرثیه
بس که عشق آکنده در جانِ تو یا امّ البنین
عقل یکسر گشته حیرانِ تو یا امّ البنین(س)
دامنت گر مَهدِ عشقِ حضرتِ مَه می شود.
یعنی دریایی ست دامانِ تو یا امّ البنین
ساقیِ گلهای زهرا(س) می شود در کربلا
آن که باشد باغِ رضوانِ تو یا امِ البنین
آسمانت با ستاره شب به شب آذین شده
ماه مهمانِ شبستانِ تو یا امّ البنین
بالهای زخمیِ عباس در پروازِ توست
بوسه گاهش مِهرِ دستانِ تو یا امّ البنین
آسمانِ کربلا خالی ز تصویرِ تو نیست
هر نگاهش زخمِ پنهانِ تو یا امّ البنین
روضه ی گلهای تو تسکینِ قلبِ کربلاست
مَشک پُر از اشکِ بارانِ تو یا امّ البنین
تا ابد دامانِ دریایت ستایش می شود
تا ابد سرسبز پیمانِ تو یا امّ البنین
واژه ی نامادری در شان و عنوانِ تو نیست
هر چه مادر پس به قربانِ تو یا امّ البنین!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi
#زبانحال_حضرت_زینب_س
#با_حضرت_ام_البنین_س
#سبک_نوشته
◾️بند اول
مادرم اگر چه در کرب و بلای غم نبودی
ولی پا به پای من بودی جدا ازم نبودی
مدینه بودی ولی دلت تو دشتِ کربلا بود
تُوی قلبت روضه ی داغِ حسینِ سر جدا بود
تو ای مادر
ز بس حسین حسین صدا کردی
مدینه رو کرب و بلا کردی
ابرِ چِشات بارون می باره
بمیرم من
تو چار پسر کرب و بلا دادی
تو ساقی با دستِ جدا دادی
چِها کشیدی مادرِ من....
دلت درد و چِشات بارون،حسین توو مقتلِ پُر خون
◾️بند دوم
چِقَدَر کرب و بلا از غمِ تو روضه بخونه
تا غمِ روضه ی ایثارِ تو در سینه بمونه
بغضِ پنهونِ تو در حنجره ی کرب و بلا موند
داغِ عباسِ علمدار و حسینِ سرجدا موند
تو بانوی
کرامت و محضِ ادب هستی
تو فخرِ زنهای عرب هستی
صد مرحبا به مادری ات
تو عبدالله و عون و جعفرت فدا کردی
علم به دستِ عباست به پا کردی
تو مظهرِ صبرِ خدایی
مرو آرامشِ جونم ببین این قلبِ محزونم
◾️بند سوم
چار پسر کرب و بلا کردی به قربونِ حسین ات
مادرِ وفا! وفا کردی به پیمونِ حسین ات
اونقَده صورت رو خاکِ غربتِ بقیع گذاشتی
از پسرهات تو بقیع یه اثر و قبری نداشتی
برای خود
کشیدی چن صورتِ قبر رو خاک
گریسته از ناله ی تو افلاک
عباس فداییِ حسین ات
تو گلهایت همه شدن توو کربلا پرپر
عباس جدا شد دسَش از پیکر
تو روضه ی کرب و بلایی
مرو ای مهربون مادر بمون با زینبِ مضطر
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi
#توسل_به_ساحت_مقدس_قمر_منیر
#بنی_هاشم_باب_الحوائج_حضرت
#اباالفضل_العباس_علیه_السلام
#سبک_نوشته
نامِ او آشناست، چون عزیزِ خداست
ساقیِ کربلاست، حامیِ خیمه هاست
به حسین اقتداست، عاشق و با وفاست
به شهادت رضاست، کشته ی اشقیاست
حرَمش با صفاست، ادبش انتهاست
همه دردا دواست، همه مرضا شفاست
گر دو دستش جداست، ولی مشکل گشاست
بخدا نامِ او، مستجابِ دعاست (2)
آن بهشتِ برین، گلِ امّ البنین
از همه بهترین، نورِ اهلِ یقین
مَه رُخ و مَه جبین، آن علمدارِ دین
شده قطع الیمین، شده فرشِ زمین
گر دو دستش جداست، ولی مشکل گشاست
هر کجا نامِ او، فرجِ کارِ ماست (2)
مَهِ ابرارِ ما، عشق و ایثارِ ما
دل و دلدارِ ما، گلِ گلزارِ ما
شمعِ بیدارِ ما، یار و غم خوار ما
آن هوا دارِ ما، همه جا یارِ ما
پسرِ فاطمه بگشا، گره از کارِ ما
چاره بنما ز کرم، این غمِ بسیارِ ما (2)
او همان جلوه ی خورشیدِ حقیقت
بدمد صبحِ سعادت، معدنِ جود و سخاوت
سینه اش عشقِ ولایت، نفسش مستِ شهادت
نَسَبِ پاکِ نبوت، میوه ی باغِ امامت
که به فردای قیامت، و در آن صحنه وحشت
به همه مِهر و محبت، به همه لطف و عنایت
دستِ او دستِ شفاعت، چشمِ او بحرِ کرامت
دلِ او غرقِ محبت، مهرِ او نامه ی جنت
گر دو دستش جداست، ولی مشکل گشاست
به خدا نامِ او، مستجابِ دعاست (2)
ای مَهِ هاشمی، شهره ی عالمی
لاله ی فاطمی، کوثرِ اعظمی
چشمه ی زمزمی، شرفِ آدمی
داروی هر غمی، زخمِ ما مرهمی
ای هوا دار ما، یارو غمخوارِ ما
پسرِ فاطمه بگشا، گره از کارِ ما
چاره بنما ز کرم، این غمِ بسیارِ ما (2)
تویی ام یجیب، از تبارِ نجیب
غمِ ما را طبیب، دلِ ما را حبیب
رَه گشای عجیب، ای تو یابن الشَبیب
کربلا کربلا، کن تو ما را نصیب
ای هوادارِ ما، یارو غمخوارِ ما
پسرِ فاطمه بگشا، گره از کارِ ما
چاره بنما ز کرم، این غمِ بسیارِ ما (2)
گر دو دستت جداست، ولی مشکل گشاست
بخدا نامِ تو، مستجابِ دعاست! (2)
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi
#زبانحال_حضرت_زینب_س
#با_حضرت_ام_البنین_س
مادر اگر در کربلا نبودی
یک لحظه هم از ما جدا نبودی
مادرِ آب و ساقی و بادهای
چار پسر کرب و بلا دادهای
کرب و بلا روضه ی هجرانِ توست
غربتِ اشکِ تو وُ چشمانِ توست
بغضِ تو در حنجره ی کربلاست
اشکِ تو از غربتِ راسِ جداست
تا که بشیر آمده از کربلا
سوی مدینه ز غمت آشنا
داد خبر از شهِ گلگون کفن
گفت چنین ز اشک و آه این سخن
به کربلا تیر به دیده زدند
عمود بر فرقِ دریده زدند
حمله به عباسِ تو آوردهاند
علَم میانِ خاک و خون برده اند
به روی نی گر چه ز سرها سر است
یاد لبِ لعلِ علی اصغر است
#هستی_محرابی
◾بیبی امالبنین(س)
خبر آوردهام ای روحِ احساس
من از گلهای سرخ و از گلِ یاس
کنارِ علقمه با کامِ عطشان
به خاک افتاده است دستان عباس!
➖➖➖➖➖➖➖➖
اگر یارِ امیرالمومنینم (ع)
اگر سررشته ی حبلالمتینم
همین بس افتخارم در دو عالم_
کنیز فاطمه(س) امالبنینم!
#هستی_محرابی
#وفات_حضرت_ام_البنین_س
#غزل
خانمی که ادبِ نفس ز داور دارد
بی سبب نیست دمِ زمزم و کوثر دارد
او که اصل و نسَبش پاک چو دریا باشد
گوهری هست که با اصل برابر دارد
یاسمینی که قَدَش قامتِ سروِ چمن است
سعدِ اختر، رُخِ چون ماهِ منوّر دارد
آرزومندیِ او هم نفسی مثلِ علی ست
سر به حمد است که چون آینه همسر دارد
گویی از روحِ مجَسَّم بسرشتند تنش
یا در این خانه علی کوثرِ دیگر دارد
نامِ او فاطمه و خاطرِ طفلانِ بتول
خواهشی هست که از ساحتِ حیدر دارد
خواهم ای عشق به این نام خطابم نکنی
تا نبینم حَسنم حالِ مکدَّر دارد
یلِ حیدر که شنیدید صفِ کرببلا
یک تنه صاعقه ای بر دلِ لشکر دارد
آنکه در ظهرِ عطش بانگِ اخا سر داده ست
مطمئن بود کنارش که برادر دارد
او که خشکیده گلو رفت و ولی باز نگشت
آه از خونِ گلویش چه لبی تر دارد
آنکه آراسته با زیورِ حُسن است هنوز
افتخارش که به چون فاطمه مادر دارد
او که خود بانوی دلسوخته و مضطرب است
می دهد حاجتِ هر که دلِ مضطر دارد
عالمیان همه مبهوت از این معرفت اند
این چه عشقی ست که بر آلِ پیمبر دارد!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi
#وفات_حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
ای بانوی پاکی و طهارت
ای مادرِ گلهای شهادت
سرسبزترین دامنِ عشقی
تو پاکترین گلشنِ عشقی
عباس ز دامنِ تو رویید
از شیرِ گوارای تو نوشید
از عنبرِ چهره ی تو بویید
با خنده ی لبهای تو خندید
آن جانِ تو لبریزِ صفا است
در باورِ تو عشقِ خدا است
تو مادرِ دومِ حسینی
در معرفتت گمِ حسینی
احسنت به انتخابِ مولا
مثلِ تو نشانده جای زهرا (س)
ای صاحبِ روحِ با کرامت
عباسِ تو یک جهان سخاوت
صد حمد و ثنا به روحِ پاکت
ای بانوی پاکیِ و طهارت!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi
#السلام_علیک_یا_ام_البنین_س
امّ البنین عباسِ تو شَقّ القمر کرد
پای حسینش سینه ی خود را سِپر کرد
هر چند شد لب تشنه با دستِ بریده
امّا اساسِ کفر را زیر و زبر کرد!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi
#توسل_به_ساحت_مقدس_باب
#الحوائج_ابالفضل_العباس_ع
از ازل ذکرِ اَباالفضل بوَد روی لبم
من که محوِ ادبِ ماهِ سرا پا ادبم
من کِی ام کاش پیامم به نگاهش برسد
من ابالفضلی ام و خادمِ شاهِ عربم
آنقَدر مثلِ علی تیغ به کف بر دارد
من از این نوع شباهت بخدا در عجبم
بس که من تکیه زدم بر علمِ ماهِ منیر
بینِ روضه همه دیدند که من جان به لبم
همه گفتند غلامِ در این خانه شَه است
بندهگی را درِ این خانه از اوّل سببم
دستِ من خورده به شش گوشه به لطفِ کرَمش
دائم از ساحتِ او حاجت و دستِ طلبم
زیرِ بارانِ غمِ روضه ی او خیس شدم
برده هر جزر و مدِ علقمه این تاب و تبم
نسل در نسلِ من و ایل و تبارم دو طرف
گفتهام می رسد هر بار به سلمان نسبم
من که باشم که بگویم ز ثنای همگی
بخدا خاکِ رهِ حُرّ و حبیب و وهبم
هستی ام در کفِ محرابِ حرم مانده زمین
من از این مژده ی خوش یُمن ببین در طَربم!
#هستی_محرابی