#نذرام_المصائب_حضرت_زینب_س
زینبِ کبری شدی تا عشق را معنا کنی
کربلا را تا ابد با اشکِ خود احیا کنی
روح بخشیدی به آیینِ نبی بعد از پدر
پیروی از مادرِ خود حضرتِ زهرا کنی
سوختی چون شمع در پای ولایت تا فقط
بیرقِ سرخِ حسین را در زمین بر پا کنی
ای علَم بر دوش از کرببلا تا شامِ غم
ای که با لبخندِ اشکت درد را زیبا کنی
تو پیمبر دامنِ زهرا شده معراجتان
آمدی تا بابِ رحمت را به رویم وا کنی
تو رسولِ مرسلِ کرببلای غربتی
با سرِ بالای نیزه نیمه شب نجوا کنی
در لبت آوازِ سرخِ کربلا، آهِ عطش
دشتِ خونِ تشنه را با اشکِ خود دریا کنی
در زمینِ کربلا تحتِ ولیِ امرِ خود
اقتدا بر مادرت در ظهرِ عاشورا کنی
ای تماشایی ترین زیباییِ صبرِ خدا
ای که با گوشه نگاهت هر دلی شیدا کنی
در زلالِ معرفت بی انتهایی چون علی(ع)
این همه درد غریبی را کجا انشا کنی
زینب ای امّ المصائب اسوه ی صبر و رضا
هستی ات را داده ای تا عشق را معنا کنی
کربلا با نامِ تو در چشمِ ما زیبا شده
ای که با اعجازِ نطقت ظلم را خنثی کنی
ای که راضی بر رضای حق، ممنونیم اگر
نامِ ما را در ردیفِ عاشقان امضا کنی
ما مدافع بر حریمت گشتهایم از جان و دل
پس دعا کن تا شهادت را نصیبِ ما کنی
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#سلام_علی_قلب_زينب_الصبور
شیعیان را آبروی هر دو عالم زینب(س)است
نورِ زهرا وُ علی و عطرِ خاتم زینب است
آمدم در کربلا عشقِ اباالفضل و حسین(ع)
در زیارتنامه لیک اوّل سلامم زینب است
هر نفس اعجازِ او در سینه غوغا می کند
آهِ اشکِ روضه وُ شورِ مُحَرم زینب(س)است
کربلای ما فقط با او به معنا می رسد
چونکه بر زخمِ تمامِ درد مرهم زینب است
تا جهان پاینده است و چرخ هستی بر مدار
دل به هر کس می سپارم یارو همدم زینب است
بس که بانو در دلش زخم مُحَرم ریخته
در صدای روضه ها سوز و گدازم زینب است
عشق می روید به هر آیینه در پیمانِ او
در پگاهِ چشمِ من این اشکِ نَم نَم زینب است
صحنِ آغوشش هنوزم قتلگاهِ روضه هاست
در بیانِ روضه ها هم کوهِ ماتم زینب است
روضه ی دردش همیشه التیامِ جانِ ماست
گنبد کرب و بلا را نقشِ پرچم زینب است
کربلا داغش همیشه تازه هست و غرقِ خون
بعدِ عاشورا غم و دردِ دمادم زینب است
خون سرخِ موجِ این دریا به عالم تا ابد_
ساحلش باشد حسین و موج این یم زینب است!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#نذر_غربت_حضرت_زینب_س
ای که نامت شد کتابِ شعرِ عاشورای ما
کربلایت شد قرارِ سینه ی شیدای ما
اشکِ داغِ روضه ات ای خواهرِ خونِ خدا
مثلِ باران می چکد از دیده بر سیمای ما
سینه ی تو دفترِ صد مقتلِ کرب و بلاست
درسهای مکتبِ تو عطرِ روح افزای ما
السّلام ای بانوی کرببلا وُ شامِ غم
خطبه هایت روز و شب در گوشِ دل نجوای ما
بس به پای قافله رفتی ز پا افتاده ای
روضه های تو چراغِ روشنِ شبهای ما
شانهی بی تکیه گاهت خم شده در کربلا
ای که نامت التیامِ زخمِ عاشورای ما
سینه ی تو کربلای درد و داغِ روضه هاست
چون شنیدی صوتِ قرآن از لبِ آقای ما
روی نی مانده سری خواهر به دنبالش ولی
کربلا افتاده جسمِ سیّد و مولای ما
زخم از بیگانه خوردی لیک مثلِ مادرت
قهرمانِ کربلا شد... دخترِ زهرای ما
شاهد جور و جفا در صحنه ی دشتِ بلا
اسوه ی صبر و رضا شد زینبِ کبرای ما
سجده بر بالینِ مِهرت می نهیم از جان و دل
نامِ پاکت مایه ی آرامشِ دنیای ما
آرزوی قلبِ عشّاقان براتِ کربلاست
کن نگاهی بر سِرشکِ دیده ی دریای ما
عکسِ پرچم روی گنبد دیدهام امّا چه سود
بوسه بر شش گوشه ی قبرش شده رویای ما
روضه میخوانم، توسل دخترِ دردانه است
آنکه میگفت عمّه جان آخر چه شد بابای ما
شعلهها افتاده بر دامانِ طفلی بیگناه
تاولِ پای رقیه تاولِ دلهای ما
روضه ی دروازه ی شامِ بلا بزمِ یزید
بعدِ مجنون صد بلا آمد سرِ لیلای ما
دل برای تربتِ نورانیت پَر می کشد
دستِ ما وُ دامنِ آن شافع عقبای ما!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#سلام_علی_قلب_زینب_الصبور
کربلا در خاطراتم خون و خنجر ماند و بس
یک دلِ آشفته و صد داغِ دلبر ماند و بس
آنچه از دشتِ بلا در خاطراتم پُر شده
اشکِ خونِ دیده ی ساقیِ لشکر ماند و بس
از کنارِ قتلگه وقتی عبورم داده اند
دیده ام دشتی پُر از گلهای پَرپَر ماند و بس
تا که آن شب خونِ زلفت را ز اشکم شسته ام
تازه فهمیدم برایم از تو یک سر ماند و بس
با خودم گهواره ی شش ماهه ات را می برم
چون در آن عطرِ غمِ لالای اصغر ماند و بس
عصرِ عاشورا مرا وقتی که جولان داده اند
در نگاهم شرحی از تصویرِ محشر ماند و بس
وقتِ رفتن سوی کوفه آخرین آهِ نگاه
گو فقط سوزی خزان از باغِ کوثر ماند و بس!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#نذر_غربت_ام_المصائب_حضرت
#زینب_کبری_سلام_الله_علیها
آن آهِ تو که شعله کشاند است جهان را
هر نقطه ی عالم ببرَد سوزِ خزان را
از داغِ شقایق همه ی بال و پَرت سوخت
خاموش نکرد اشکِ غمت آتشِ جان را
سرها همه بر نیزه و گلبانگِ تلاوت
هنگامه ی ظهر است عطش کرده اذان را
بر قله ی این صبر چه زیبا تو نشستی
باید که به مقصد بَری این بارِ گران را
با خطبه ی قراء، تو در کوفه به پا کن
کوبنده ترین زلزله ی کون و مکان را
بر دیده ی کوفی بنَشان اشکِ ندامت
تا محو کنی سیطره ی ظلمِ زمان را
حقا که تو پرورده ی دامانِ بتولی
انگار به شمشیرِ علی بسته زبان را
هر صوتِ قدمهای تو آهنگِ قیام است
تا شام بلا می بری این نطقِ بیان را
داری تو به دوشت علَم حضرتِ سقا
آنکه به لبش داشته نهری ز جنان را
هرگز نکنی در برِ بیگانه سرَت خَم
چون هضم کند سینه ی تو زخمِ زبان را
خاکسترِ آن خیمه ی آتش زده دانَد
حالِ دلِ آغشته به حزن و نگران را
از عمد تو را داده عبور از یمِ خون تا
صد پاره ببینی تنِ گلهای جوان را
در چشمِ تو شد کرب و بلا، جلوه ی زیبا
زیرا ز خدا داری تو این صبر و امان را !
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#السلام_علیک_یا_زینب_کبری_س
کربلا هر آنچه دارد از جنابِ زینب است
بهترین درسِ ولایت از کتابِ زینب است
برگِ زرّینش گشاییم از شعور و معرفت
معرفت زیباترین آئینِ نابِ زینب است
بهترین عنوانِ آن تسلیمِ حق در بندگی ست
عشق و عرفان آخرین درسِ حسابِ زینب است
شرحِ این عنوان بیاموزیم حدیثِ عاشقی
عاشقی چون راه و رسم و انتخابِ زینب است
از سرِ عرفان بخوانیم این حکایت مو به مو
امرِ طاعت در ولایت باز تابِ زینب است
باید این درسِ گران را جوهری با خون نوشت
دفترش آن سینه ی پُر التهابِ زینب است
شیوه ی دشمن شناسی از پدر آموخت او
راه و رسمش در حقیقت انقلابِ زینب است
سینه اش نورِ ولی است و ضمیرش منجلی
گفت هر تسلیمِ دشمن اجتنابِ زینب است
هم فصاحت هم بلاغت در بیانِ نطقِ او
درسِ زهرا و علی و اکتسابِ زینب است
آن زمان آمد کنارِ جسمِ صد چاکِ حسین
در میانِ قتلگه خون تا رکابِ زینب است
شمع جانش ذره ذره آب شد در کربلا
راوی این قصه آن حالِ خرابِ زینب است
بوسه بر حلقومِ بی سر گو چگونه ممکن است
این صدا آمد از آن سر دل کبابِ زینب است
راسِ تو امشب اسیران را جلو داری کند
در دلِ شب روی نیزه آفتابِ زینب است
کوفه و شام و اسارت را من از جان میخرم
گر چه این محمل نشینی یک سرابِ زینب است
مجلس و تختِ یزید و کوفیانِ تیره بخت
خطبه های آتشین فَصلُ الخطابِ زینب است
بهترین آموزه ها در صحنه ی کرب و بلا
از همه بالاتر آن نقشِ حجابِ زینب است
آنکه درسِ معرفت از مکتبِ زینب گرفت
تا ابد در زمره ی اجر و ثوابِ زینب است
آنچه گفتیم این اثر شرحِ تمامِ قصه نیست
این فقط یک گوشه از رنج و عذابِ زینب است
کربلا این جلوه ی آیات و اسرارِ خدا
چهره ی گلگونِ او خون خضابِ زینب است
نامِ او عنوانِ این هم حاکی از رنج و بلاست
تا ابد آیینه ی روی نقابِ زینب است
حکمتِ نامِ بلندش را خدا داند وَ بس
هر کجای روی او آذینِ بابِ زینب است
گر شدی زائر کنارِ قُبّه ی شاهِ ولا
هر دعا کردی بدان آن مستجابِ زینب است
کربلا آیینه ی زیبایی و شیدایی است
بهترین درسِ ولایت از کتابِ زینب است
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#یا_زینب_کبری_س
#سبک_نوشته
اون که فقط یه اسم اون دلِ آدم و می بره
با یه نگاهِ عاشقش آدم و جنٌت می بره
اگه یه لطفی بکنی بی بی جونم ممنونتم
روی پلاکم امضای شهادتم یادت نره
چه کرده شور زینبی عالمی دیوونه اوست
دلِ دیوونه ی همه عبد در ِخونه ی اوست
خواهر مظلوم حسین خواهر معصوم حسن
چطور گرفتی دامنت دو تا سرو دو تا بدن
یکی سر ِبریده و یکی پر از خون دهن
چطور تو سینه جا دادی تو این همه درد و محن؟
چه کردی اینگونه شده عالمی محو هیبتت
کرب و بلا نشونه ی کرامت و صلابتت
عشق حسین و زینبش تو قلب ما موج می زنه
تا که میگیم کرب و بلا دلا رو از جا میکنه
چی بود تو شیرِ مادرا جز خدا کس نمی دونه؟
اینطوری پرورده شدیم گدای دربِ این خونه
ممنونتیم خدا جونم بابت این لطف و عطا
شدیم اسیر این دو تا بُنَیٌُ دُختِ لافتی
خدا میدونه به زیرِ دینِ حسین و زینبیم
از سرِ لطف این دو تا بوده که شیعه مذهیبم
اگر نبود نام حسین کرببلای او نبود
اگر نبود زینب او کرببلا فسرده بود
اون که مارو با یه نِگاش به اوج عزت میبره
شهادتِ همه مون و پای شفاعت میخره
مدال افتخارِ ما یه قرعه شهادته
شهادت از حریم او برای ما سعادته
فدای جود و کرمش این سر ِنا قابل ما
آرزوی شهادتش نمونه تویِ دلِ ما
#هستی_ محرابی
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
آنکه نامش در کرامت بوستانِ ادب است
زینب است و زینب است و زینب است و زینب است
زینتِ آغوشِ بابا واژه ی زَین و أب است
زینب است و زینب است و زینب است و زینب است
آنکه زیبنده ترین تصویرِ نابِ مکتب است
زینب است و زینب است و زینب است و زینب است
آنکه در بزمِ ستم نطقِ علی را بر لب است
زینب است و زینب است و زینب است و زینب است
آنکه جانش از غم و داغِ برادر در تب است
زینب است و زینب است و زینب است و زینب است
آنکه نامش رُعب و ترسِ دشمنِ لامذهب است
زینب است و زینب است و زینب است و زینب است
آنکه در کرب و بلا وردِ زبانش یارب است
زینب است و زینب است و زینب است و زینب است
آنکه ذکرش در مدارِ چرخه ی روز و شب است
زینب است و زینب است و زینب است و زینب است
آنکه نورش در جهان رخشنده تر از کوکب است
زینب است و زینب است و زینب است و زینب است
آنکه یادش در صلابت اقتدارِ مکتب است
زینب است و زینب است و زینب است و زینب است!
#هستی_محرابی
#تقدیم_به_شهدای_عزیز_مدافع_حرم
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#سبک_نوشته
زینب ای پرورده ی باغِ ولایت (۲)
قهرمان و اسوه ی صبر و صلابت
حُسنِ نیکوی تو از حد بی شمارو
ای سرا پای تو معنای کرامت
کربلا خود دارد هاله ای از ماتم
یا حسین یا زینب شد شعارِ عالم
سوزِ غم می ریزد از دلِ زارِ تو
دردِ تو مُحَرم، زخمِ تو بی مرهم
زینب ای سیمای مادر، دخترِ مظلوم حیدر(۲)
از ازل در طالعِ تو، درد و غم گشته مقدّر (۲)
در حفاظت جان نثاریم (۲)
ما به سر شورِ تو داریم (۲)
از عدو باکی نداریم (۲)
سینه ها آکنده از شوقِ شهادت (۲)
از حریمت می کنیم از جان حفاظت(۲)
کربلا غمنامه ی دیرینه ی توست(۲)
از حسینت مانده بر دلها امانت(۲)
گر نگاهِ چپ بر، تو نماید دشمن
ما کفنهای خود، جمله پوشیم بر تن
بارگاهِ پاکت تا ابد پا برجاست
مرقد و صحنِ تو مأمن هر دلهاست
صحنِ تو باغِ ولایت،می کنیم از جان حفاظت
این بوَد ما را سعادت، جمله با شوقِ شهادت (۳)
در حفاظت جان نثاریم (۲)
ما به سر شورِ تو داریم (۲)
از عدو باکی نداریم (۲)
افتخارِ ما همان بس سر به کویت (۲)
سینه را کرده سِپر روی عدویت
نذرِ قربانیِ تو در راهِ عشقیم
جان فدا وُ هدیه ی یک تارِ مویت (۲)
خاطرِ این مکتب، جان بسوزد در تب (۲)
بر زبان داریم با، رمز وا یا زینب(۲)
دل به فرمان ولی ایم(۲)
عاشق سیّد علی ایم(۲)
گر دهد اذنِ جهادم
در صفِ حق اولی ایم(۲)
در حفاظت جان نثاریم(۲)
ما به سر شورِ تو داریم (۲)
از عدو باکی نداریم(۲)
شیعه یعنی اقتدار و شور و غیرت
شیعه یعنی از عدو داریم برائت(۲)
شیعه یعنی زینبش دختِ ولا است(۲)
یادگار ِعرصه ی کرب و بلا است(۲)
لعن و نفرین بر، لشکرِ داعش(۲)
لشکر پست و، لشکر فاحش(۲)
زینب ای روحِ ولایت(۲)
کربلا وُ درد و غربت(۲)
ای سرا پای وجودت
مظهرِ صبر و صلابت
صحنِ تو باغِ ولایت،حفظِ آن ما را سعادت
افتخار ما همان بس، میکنی ما را شفاعت
نامِ تو تسکین هر رنج و بلا است
نامِ تو پیوندِ دل با کربلا است
نامِ تو تفسیری از عشق اِلاهیست
بارگاهت قبله ی اهلِ ولا است
ما به کویت رهسپاریم،عشقِ تو در سینه داریم
در رهِ جانبازیِ تو،همچو مجنون بی قراریم
ما همه آماده ایم با اذنِ رهبر
بهرِ حفظ و حرمتِ آل پیمبر
صف به صف ما عاشقان با خیلِ لشکر
پیش سوی دشمنِ جلاد کافر
این سرِ نا قابلِ ما،هدیه ی یک تارِ مویت
کن دعا زائر شویم تا، ما به حقِ آبرویت
زینب ای قِدیسِ عالم
مرقدت تندیسِ عالم
شرحِ تفسیرِ تو درد
دیدگانِ خیسِ عالم
جان به فرمانِ آن سیدِ عشقیم ما
یک اشاره از او در دمشقیم ما
ما فقط اذنِ رهبری خواهیم
تا کفن پوشان سوی تو آییم
لشکرِ قرآن مهیاست،این علم همواره بر پاست
بی قرارِ کوی جانان،جان نثارِ دُخت زهراست
دخترِ مولا مگر شیعه ندارد؟
خونِ ما که در رهت دیه ندارد
جز شفاعت عرصه ی روزِ قیامت
قابلِ زهرای مرضیّه ندارد
کربلا معنای عشق است،وعده ما در دمشق است
صحنِ زینب قطعه ای از،باغِ زیبای بهشت است
در حفاظت جان نثاریم
ما به سر شورِ تو داریم
از عدو باکی نداریم
غم مخور ای عمه ی ما
عمه ی مظلومه ای ما
بارگاهت قبله ی ما
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
السٌلام علیکِ یا زینب کبری(س)
ماجرای کربلا را باید از زینب شنید
از دلِ غمدیده ی آن بانوی مکتب شنید
هر چه گویند این و آن از ماجرای کربلا
باید از زینب ادای حقٌ این مطلب شنید
از دلِ اهلِ حرم آید خروشِ درد و آه
باید از سجاد هم آن مضطرِ در تب شنید
باز هم بشنو همی بی حرمتیِ اهلِ بیت
از شقاوت های شمرِ پستِ لامذهب شنید
از سکینه هم در آن صحرای تاریک و خموش
دامنِ آتش گرفته، از سکوتِ شب شنید
رأس گلگون پدر بر روی نی چون ماهِ بدر
صوتِ قرآن و دعا را باید از آن لب شنید
نیزه های خون چکان بود و صدای کودکان
باید از آن جسم و آن تازیدنِ مرکب شنید
مجلس و تختِ یزید و کوفیانِ تیره بخت
خطبه های آتشین را باید از زینب شنید!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#السلام_علیک_یا_زینب_الحوراء
زینب است و سینه اش داغِ مکرر دیده بود
آنچه غم بوده بدان بعد از پیمبر(ص)دیده بود
داغِ جدٌش بر وجودِ نازنینش بس نبود؟
ماجرای دیگری چون آتش در دیده بود
سینه اش سوزد چو شمعی در شرارِ بی کسی
تا که بینِ درب و دیوار اشکِ مادر دیده بود
آن زمان خصمِ غضب پهلوی مادر را شکست
محسنِ نشکفته را در خون چه پرپر دیده بود
بیعتِ ننگینِ دشمن کار را آنجا کشاند_
حلقه های ریسمان بر دستِ حیدر دیده بود
دخترِ شیرِ خدا این صحنه را باشد گواه
تا پدر را دست بسته بینِ لشکر دیده بود
کوچه های غربتِ شهرِ مدینه شاهدند_
مادر از دستِ زمانه ظلمِ آخر دیده بود
غربتِ زینب همان بس، بعد مرگِ جدّ خود_
اجنبی را وارثِ محراب و منبر دیده بود
رنجِ دنیا را همه گویی کماکان می چشند
لیک زینب هر بلا را جورِ دیگر دیده بود
کربلا بی نامِ زینب آشَنای سینه نیست
او که هم زخمِ زبان هم زخمِ پیکر دیده بود
کربلا در شامِ غم با چشمِ زینب دیدنی ست
کربلا را صحنه ای گو مثلِ محشر دیده بود
آن زمان بوده که سر بر چوبه ی محمل نهاد
بس که بینِ قتلگاه اجساد بی سر دیده بود
سینه اش در التهابِ سوزِ دردِ آتشین
حجله گاهِ قاسم و هم عون و جعفر دیده بود
آتش و خون و بلا تا دامنِ او را گرفت
چونکه هم داغ و وداعِ شش برادر دیده بود
زینبی بر سر زنان بود و میانِ کشته ها
خود در آن جولانگهِ جلاد کافر دیده بود
این همه رنج و بلا بر جانِ زینب بس نبود
باز هم داغ و غمِ عباس و اکبر دیده بود
آن عمودِ آهنین تا فرقِ عباسش شکافت
هم زمان تیری به چشمِ آن دلاور دیده بود
خم شد و بر خاکِ گرمِ کربلا صورت نهاد
آن زمان گهواره ی خونینِ اصغر دیده بود
درد آه و رنجِ دوران قامتش را خم نکرد
تا حسینش را میانِ خون شناور دیده بود
در مسیرِ شام و کوفه پا به پای ساربان
او یکایک روی نیزه هیجده سر دیده بود
کربلا گو تا ابد در زیرِ دینِ زینب است
چون که زینب بی نهایت زخمِ خنجر دیده بود
تا که در کاخِ یزیدِ نانجیبِ بَدگُهر
راسِ خونینِ حسین در تشتی از زر دیده بود
گو فقط مظلومه ی دهر آری والله زینب است
آنچه غم باور نبود از چشمِ باور دیده بود
کربلا بینی که نامش زنده وُ پاینده است_
حاصلِ رنجی ست کان بانوی مضطر دیده بود!
#هستی_محرابی
#نذر_غربت_عقیله_بنی_هاشم
#مرثیه_سینه_زنی_به_سبک_سنتی
ای باغبانِ لاله ها زینب ای زینب
تیمارِ دشتِ کربلا زینب ای زینب
ای با وفا خواهر بیا زینبِ زارم
بینی که در چنگِ عدو من گرفتارم
حالا فقط تنها تویی یار و غمخوارم
بشنو تو از من این وصیت به تو دارم
خواهر اگر دیدی شدم کشته ی عدوان
جا مانده زیرِ آفتاب این تنِ عریان
رأس مرا خواهر بگیر بر سرِ دامان
کن زمزمه در زیرِ لب مویه ی هجران
خود را برای هر بلا تو مُهیا کن
در کاخِ ظالم رفته ای نطقِ قَرا کن
با خطبه هایت کربلا را تو معنا کن
آن دشمنِ دین خدا را تو رسوا کن
شیون مکن ای خواهر مهربانِ من
جانِ تو و جانِ همه کودکانِ من
تو نوحه ی غم را بخوان از زبانِ من
گو از خزان و لاله، ای باغبانِ من
تو در عزایم خواهرم بردباری کن
بر پیکرِ صد چاکِ من نوحه خوانی کن
یک امشب از مهمانِ خود میزبانی کن
دور از نگاهِ دشمنان آه و زاری کن
میعاد سُرخم مقتلِ کربلا باشد
آنجا که نامش بر همه آشنا باشد
آنجا که داغش آتشِ سینه هاِ باشد
آنجا بهشت و جنتِ کبریا باشد
ای باغبانِ لاله ها زینب ای زینب
تیمارِ دشتِ کربلا زینب ای زینب!
#کربلا_خواهر_مضطر
#محرم_اسرار_حسین_ع
#هستی_محرابی