.
#شب_آخر_فاطمیه
#روضه_قمر_منیر_بنی_هاشم_علیه_السلام_در_ایام_فاطمیه
اولین اشکی که جاری شد، برای روضهام
مادرم زهرا برایم ریخت، پای روضهام
او بمن گریید و من بر او، خدایم شاهد است
خون بجای اشک میریزد، برای روضهام
دستهایم را که دید از بازویم افتاده است
شد بلند از علقمه، فریادهای روضهام
فاطمه دستش شکسته، دست میخواهم چکار
اینچنین شد فاطمی، حال و هوای روضهام
با همین یک چشم دیدم، چهرهی او را کبود
من به چشمِ تیرخورده، همنوای روضهام
"یا اَخا اَدرِک اَخا" گفتم؛ که زهرا مادرم...
یابُنَیَّ گفت با من، از وفای روضهام
از مواساتم درخشِش کرد، نامم تا ابد
فاطمه تکلیف کرده، بر بقای روضهام
فرقِ منرا دید مادر، چون شده شَقُ القَمَر
یادِ بابایم علی افتاد، پای روضهام
تا حسین آمد به بالینم، دو دستش بر کمر
کرد فریاد از غریبی، در فضای روضهام
پیکرم گُم بود در کوهی، ز تیر و نیزهها
ماند در گوشِ فلک، صوتِ رسای روضهام
با غمِ زهرائیِ من، فاطمیه کربلاست
میرسد مانندِ عاشورا، صدای روضهام
هم علمدارِ حرم، هم پای کار مهدیاَم
منتقم از ابتدا، تا انتهای روضهام
#فاطمیه
#حضرت_عباس
#مجلس_آخر_فاطمیه
#محمود_ژولیده ✍
.