eitaa logo
«خانومِ اَسرین»
329 دنبال‌کننده
112 عکس
31 ویدیو
0 فایل
اسرین ؟اشک بی امان.. خانومِ اَسرین دختری که قلمش با برگِ بادنامه‌های شب می‌رقصد. کپی؟ فور بزن گل🤌🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز شهر قامت خود را خمیده دید در سوگِ آن مجاهد حق نوری دمیده دید مردی که سالها سپری بود بر دیار جان را نثار کرد و نکرد از کسی فرار رفت و به گوش خلق صدایش روانه شد دنیا به چشم مرد وزن ازغم کرانه شد هرشانه زیر بار غمش کوهسار بود هراشک ترجمان دلی داغدار بود گویی که یک تن از دل این خاک رخت بست تاریخ زیر بار غمش قامتش شکست ... دیروز ، چون پدر بر همه تکیه گاه بود امروز داغ رفتنش آغاز آه بود ما مانده ایم و حس یتیمی در این دیار بی سایه ی درخت چه دشوار شد بهار ای سرو راست قامت میدان مردمی بعد از تو خم شد ایینه ی قامتم دمی نامت نمی‌رود ز لبم‌ ای تو همچو کوه راهت کشاند نام وطن را به یک شکوه آسوده باش بذر خودت را نشانده ای بر این حریم حق ثمرت را رسانده ای - بانو دلیر (خانومِ اسرین ) شانزدهم،تیر ماهِ، هزارو چهارصد پنج
حالا مگر دنیایِ بی تو ارزش زیستن دارد ؟:)
دیشب همین موقع ها درتب و تابِ دیدارشما بودیم و حالا رفته ای که دل بی تاب ِعراقی هارا مرهم ببخشی ... آقای ما تو برای همیشه از تهران رفتی... و بعد سالها آمدی زیارت بانویِ قم ، آمدی جانم به قربانت ولی بی جان چرا ؟ آمدی و من حالا چقدر خوشبختم که محب تو بودم، که نقطه سیاهی بودم در مراسم تشیع تو آمدی و من چقدر خوشبختم که برای مدت کوتاهی توانستم جایی باشم که تو آنجا بودی . آمدی و ما چقدر خوشبختیم که قطره اشکی از غمِ تو روی صورتمان نشست ، خوشبختیم که شمارا آقای خودمان میدانیم . پدری که بود و نبودت برای این ملت مایه استقامت است ؛ میروی زیارتِ کسی که نامت شبیه اوست .. میروی زیارتِ کسی که شهادتت شبیه او بود . تشنه شهید شدی و میروی زیارتِ سقا... بعد سالها کنار سیدالشهدا آرام میگیری .. برمیگردی به وطن ، به زادگاهت و اینجا دردناک ترین بخش ماجراست ، جایی که باید روی تو خاک بریزیم :( اما خوشا به حال خاک که تورا در آغوش می‌گیرد . خوش به حال امامه ات ، خوش به حال ردایِ روحانیتت که در سالهای خدمت به وطن تورا سخت در آغوش گرفت و یاد آور آرمان ها شد . خوش به حال ما ،ملتی که در این چند روز شکل واقعی فراخوان را به متوهم های خیال بافِ زمان نشان دادیم ! خوش به حال تو که تمام ات نعمت بود حتی شهادتت که مارا مبعوث کرد و من در پی آن بیش از قبل خودم را یافتم... نگاهت را از ما برندار تا داغیِ یک آفتاب اخر الزمانی دردل زمستان را سایه مستدام پسرت بپوشاند و خزان مان بهار شود و بهارمان خزان نشود ... |.بدرود ایرانی ترین رهبر .| سرباز ِ قلم به دستِ راهت : خانومِ اسرین ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقت‌تمام‌شد..
غزل،قصیده،رباعی،فرقی نمیکند شعر‌زنده‌را‌میکشد‌ومرده‌را‌زنده‌میکند... https://eitaa.com/bevazheh
عمیقا منتظر روزایی ام که دیگه امتحان نداشته باشم....
۰۵/۴/۲۱ آزمون دینی :/ وسایل مورد نیاز : کارت ورود به جلسه خودکار مشکی یک دست زره فولادین ‌‌...
بزن بزن ِ دیگهههه ! ایران آمریکا رو میزنه ، آمریکا ایرانُ ... منم خودمو (با کتابام) 🎀
«خانومِ اَسرین»
-
امتحان دارم و این فصل عجب دلگیر است هرچه خواندم همه با ذهن کجم درگیر است خستگی آمد و از درس ربودم ناگاه آخرین راه فرارم قلم و تحریر است ... برگه را باز کنم دست و دلم می‌لرزد ترس از آن سطر نخستین همه جا تکثیر است .. چشم بر تخته گشودم نفسم تنگ آمد ... تخته هم مثل خودم خسته و بی تفسیر است وقت تدریس مجازی همگی خر بودیم ...‌ آخر این شیوه‌ی تصمیم چه بی تدبیر است . فحش اگر خرج نکردم نه که کم باشد از آن فحش ها مانده به لب حیف که کارم گیر است ... - بانو دلیر (خانومِ اَسرین ) بیستمِ‌تیرماهِ‌هزاروچهارصدوپنج..
امروز حتی لیاقت فحش خوردن هم نداره...