«خانومِ اَسرین»
-
امتحان دارم و این فصل عجب دلگیر است
هرچه خواندم همه با ذهن کجم درگیر است
خستگی آمد و از درس ربودم ناگاه
آخرین راه فرارم قلم و تحریر است ...
برگه را باز کنم دست و دلم میلرزد
ترس از آن سطر نخستین همه جا تکثیر است ..
چشم بر تخته گشودم نفسم تنگ آمد ...
تخته هم مثل خودم خسته و بی تفسیر است
وقت تدریس مجازی همگی خر بودیم ...
آخر این شیوهی تصمیم چه بی تدبیر است .
فحش اگر خرج نکردم نه که کم باشد از آن
فحش ها مانده به لب حیف که کارم گیر است ...
- بانو دلیر (خانومِ اَسرین )
بیستمِتیرماهِهزاروچهارصدوپنج..
خواب :)
بهترین چیز تو این دنیاست ...
غم داری ؟ بخواب
سردرد داری ؟ بخواب
خوابت میاد ؟بخواب
خوابت نمیاد ؟ بخواب خوابت میبره
حتی به نظرم اگه خوشحالی بخواب که ملت حال خوبتو با کاراشون نگیرن ازت
اصلا مگه پناهی از این بهتر وجود داره ؟؟:)
منظورتون چیه که میشینید ساعتها پشت میز درس میخونید ؟
من تا مثل مار رو زمین نخوابم چیزی نمیفهمم 💔
اینکه روحت را جایی درقلب چیزی بگذاری و بعد مجبور باشی برای ادامهی زیستن جای دیگری بروی آدم را از آدم بودن دور میکند ..
هرگز نتوانستم توضیح دهم چه در من میگذرد ...
غم آنچه روی میدادحتی فراتر از مرگ عزیز بود .